Lebanon needs to change her law in political area (referendum)
People in Lebanon wanted to change her regular laws as the Turkey changed.
Colonialism based on the Lebanon a law that created the war and conflicts between on small people that they were a big nation in the past. The all parts lived in lovely all time before, but the colonialism divided them to sunny Shiite Christian Jewish communist Flanges and other! Today people need unity more. They must to go to referendum to change the law. It is obvious that the best man to president election is the Nasrollah. We know that the people are the resource of the law not the abroad! Today all people in Lebanon love the Nasrollah and wanted to be the president and it is the best way to save the big nation of Lebanon in unity .it need to change the law as the all country.
ان الاستعمار یتفرق البنان بالقومیه والفقهیه والارضیه بالملل والنحل المختلفه للابقا الاستعمار والحرب والاختلاف دایما فی اللبنان.ولکن الناس الیوم یعلمون ان اللبنان کما کل الممالک لازم ان یکون ید واحد مع ادیان ومذاهب المختلفه کما فی الهند والایران والامیریکیه وغیره . کل المقامات السیاسی لازم ان انتخب مع کل الارا . ان نصرالله محبوب فی قلوب المسلمین والمسیحیون والیهودیون . حتی فی الاسلام. السنه والشیعه یقبل النصرالله .لکن الاستعمار یمنع من حضوره فی مقام الریاسه الجمهوریه. ان الناس قادرون علی ان یتغیر هذا القوانین کما یتغیروا فی الترکیا اخیرا وفی الایران فی 1979 . ان التفکیک بین الشیعه والسنه والنصاری فی الانتخابات والمقامات السیاسیه من دسایس الغرب کما انهم یعملون فی العراق لارهاب والقتل من الاقوام المختلفه! لهذا العموم الشعب الللبنانیه کما ید واحد مع المذاهب المختلفه وکلهم تحت الحمایه دستور الاساسیه الواحد. ان الشعب اللبنانیه فی یوم الانتخابات یشارکون فی الرفراندوم للتغییر القوانین المحتله. بالقوانین الدیموقراسیه الاصیله .
ایران کوه است نه باتلاق
استراتژی باتلاقی محکوم است
درحالیکه ایران بافلات بزرگ خود بر بام دنیا ایستاده است هاشمی انرا باتلاق آمریکا میخواند واین یعنی نفی تمام پیشرفتهای دفاعی ایران .درحالیکه ما میدانیم فقط یک نیروی زمینی از سپاه پاسداران قادر است درهمان دقیقه حمله اول دشمن 11هزار موشک وراکت به سوی اهداف اصلی دشمن پرتاب نماید. یعنی قوای نظامی مانند 30سال پیش نیستند که هاشمی گفت بگذارید انها بیایند تادر داخل حسابشان را برسیم ! ( استراتژی باتلاقی که الان هم مدافع آن هستند) بلکه توانمندی نظامی ایران در مرحله بازدارندگی است یعنی کاری کرده که دشمن در خانه خود زمین گیر شده وبقول رییس جمهور عزیزمان نقشه ایران را برروی دیوار اتاقشان با دارت میزنند ومیگویند به ایران حمله میکنند! از این نوع گافها هاشمی هرروز میدهد وبازهم سخنرانی میکند! ومعلوم نیست چرا کسی جلوی اورا نمیگیرد بنده به اینکه ادعا میکند هیچ مدرکی نیست تا نشان بدهد پیامبر اسلام قبل از بعثت نماز میخوانده کاری ندارم چون علمای اعلام شیعه ومذاهب اربعه باید بدون ترس جواب بدهند ولی نمیدانم چرا از تحریف سخنان امام توسط ایشان جلوگیری نمیشود ایشان میگوید امام گفته فهمیده رهبر مردم است انهم نه رهبر واقعی بلکه مجازی ! در حالیکه متن گفته امام خمینی ره این است رهبر ما ان طفل 13 ساله ایست که نارنچک بخود بست وزیر تانک دشمن رفت .. ایشان همچنین ادعا میکنند :من نمیدانم خبر شهادت حسین فهمیده چطور به رسانه رسید! معلوم است کسی که خودرا فرمانده زمان جنگ میداند از هیچ چیز خبر نداشته واین بمعنی نفی خدمت تمام خبرنگاران دوران جنگ است وهمچنین بی اهمیت جلوه دادن نقش رسانه ای حضرت امام ره.
ایشان همیشه دشمنان را نصیحت میکنند تا به حرفهای او گوش کنند وی ادعا کرد اگر رژیم شاه در قبل از انقلاب اسلامی به حرف او گوش میکرد این بلاها بسرش نمیامد (و لابدهنوز برجا بود!)
ایشان به دشمنان خارجی هم همین توصیه را میکند تا نابود نشوند!
ایشان با بزرگنمایی دشمنان وبکار بردن لفظ قدرتهای بزرگ سعی در ترساندن مردم دارند واینهمه سقوط آنان را باور نمیکند! وی همچنین با سیاهنمایی از عراق ولبنان سعی دارد شهادت یک میلیون عراقی را فاجعه نشان دهد درحالیکه همه آنان بخاطر مبارزه با آمریکا وصهیونیزم ااشغالگر شهید شدن با لای زر ورق خوابیدن مثل ایشان که نمیشود بادشمن تادندان مسلح اشغالگر مبارزه کرد! ایشان همیشه طرفدار درخواست ذلیلانه از سوی ایران از ابرقدرتها بوده ومیگوید اینها که دارند مذاکره میکنند! چرا میخواهید حمله کنید! اینها با لحنی که ایشان میگوید توهین به نمایندگان مذاکره کننده ایرانی است. بهرحال اینها وخروارها از این دست فقط حاصل یک صحبت ایشان در نماز جمعه دیروز است ..
.
ایران نمیگذارد نصرالله رییس جمهور لبنان شود!
علیرغم هواداری میلیونی لبنانیان وگرایش همه ادیان ومذاهب ومردم آن به سید حسن نصرالله ومحبوبیت ایشان برای تصدی مقام ریاست جمهوری ایران درراستای ترس از آمریکا مانع از تغییرات قانون انتخابات بنفع شیعیان میشود. همانطور که درایران وآسیا مانع از وحدت ملت مسلمان میشود ومرزهای تعیین شده توسط انگلیس وآمریکا راپاس میدارد! امروزه مرز فقط از طرف ایران است که رعایت میشود والا اینترنت ودهکده جهانی مرز نمیشناسد ماهواره ها مرز نمیشناسند تجارت الکترونیکی مرز نمیشناسند بنظر میرسد که عالم مجازی شجاعت بیشتری در وحدت ویگانگی عالم دارند . ما جهان وطنی نیستیم بلکه جهان وطن ماست چراکه فرمود الاسلام وطن المسلم نفرمود که آنچه ناصرالدین شاه قاجار با انگلیس امضا کرد وطن المسلم !
mahini2003@yahoo.com
Saturday, November 3, 2007
Thursday, November 1, 2007
پنجمین همایش دوسالانه بین المللی اقتصاد اسلامی
پنجمین همایش دوسالانه بین المللی اقتصاد اسلامی
پنجمین همایش دوسالانه بین المللی اقتصاد اسلامی با عنوان دولت وبازار : نظریه اسلامی و تجربه ایران در محل دانشگاه تربیت مدرس تشکیل گردید در ابتدا دکتر دانشجو ریاست دانشگاه خیرمقدم گفتند وسپس دکتر خلیلی تهرانی دبیر محترم همایش گزارش از فعالیت های گذشته ارایه نمودند بنابر اظهار ایشان اولین همایش دوسالانه در سال 1378 باعنوان مباحث عمومی آغز شد وهردوسال باعنوانهای اقتصاد اسلامی وتحولات معاصر ، نظریه اقتصاد وعملکرد اقتصاد ایران ، چالشهای اقتصاد ایران وراهکارهای اقتصاد و اقتصاد بین المللی تا 1386 ادامه یافت. امسال از بین 50مقاله ارسالی 10مقاله گزینش شدتا مطرح شود و20مقاله نیز برای چاپ انتخاب گردید. وخلاصه انها تقدیم حضار خواهد شد.
پرفسور مندزقهف که موسسه اقتصاد اسلامی را در آمریکا در سال 1374 بنا گذاشت اولین سخنران همایش بود
رییس کل بانک مرکزی در این همایش با اشاره به اجرای سیاستهای کلی اصل ، ۴۴گفت: مهمترین بخش این سیاست، تقسیم بندی تصدیهای اقتصادی بین بخش خصوصی و دولتی است که در این زمینه باید جلوی رانت و امتیازهای ویژه گرفته شود و اطلاعات به صورت آزادانه به همه فعالان اقتصادی عرضه شود
پنجمین
یکی از مباحث مهم مطرح در اقتصاد که به طور ویژهای دیدگاههای اعتقادی و ایدئولوژیک در آن قابل طرح است. بحث دولت و بازار میباشد. دیدگاه خاص اسلام به دولت و بازار و حدود فعالیتهای هر یک و تفاوتهای آن با دیدگاه سایر مکاتب اقتصادی ضرورت تأمل و بررسی بیشتر در این بحث را از دیدگاه اسلامی افزون میکند. در شرایط فعلی بازنگری در روابط و حدود فعالیتهای اقتصادی دولت و بخش خصوصی در قانون اساسی و به طور خاص اصل 44 این قانون در دستور کار قرار گرفته است، تأمل خاص در مباحث دولت و بازار از دیدگاه اسلامی و بررسی تجربه ایران در این زمینه میتواند علاوه بر راهگشایی در گسترش مباحث علمی اقتصاد اسلامی، به سیاستگذاریهای امروز کشور نیز کمک شایانی داشته باشد. از این رو موضوع پنجمین همایش دو سالانه اقتصاد اسلامی به بحث علمی و ارایه یافتههای اندیشمندان و متخصصان این حوزه در زمینه دولت و بازار از دیدگاه اسلامی و تجربه ایران اختصاص یافته است
دولت، سازمان بیمهی رایگان!
صنعت بیمه
Insurance industrial
خیلیها ممکن است از ارتباط صنعت و بیمه و یا حتی نامگذاری صنعت بیمه، تصوری فانتزی و دور از واقعیت داشته باشند و لکن بحث بالاتر از اینهاست. بدون بیمه، حتی صنعت نیز قادر به ادامه زندگی نیست. زیرا هر نوع فعالیت انسان بین منهای بینهایت و مثبت بینهایت در نوسان است و نتایج و احتمالات آن از 1- تا +1 در حال تغییر است یعنی ریسک و خطر دارد. ممکن است همانطور که برنامهریزی شده به طور صد در صد 100% پیشرفت کند که همان +1 است و برعکس ممکن است با هر عمل و کارکردی نتیجه معکوس و زیان باری داشته باشد که در حد پایین آن همان 1- است و لذا هیچکس به نتیجه کاری خود مطمئن نیست. این در حالیست که زندگی شوخیبردار نیست و کسی نمیتواند به دلیل عدم موفقیت خود یا خانواده یا ملت خود را در گرسنگی یا فقر نگهدارد. در واقع ما باید از دل خطر، امنیت را برای زیر مجموعه خود فراهم کنیم. هر مدیر یا هر مدبری (هر بیزینس منی)، در واقع وظیفه دارد تولرانس یا تغییرات منفی و مثبت را به یک آرامش و اطمینان و حرکت مساوی و متوازن تبدیل کند. به همین جهت انسان معتقد شد که نباید همه تخم مرغها را در یک سبد بگذارد! و همه فعالیتها را در یک چیز مختصر نکند زیرا سرنوشت او با سرنوشت آن کار گره خواهد خورد. انسان با اختراع بیمه، حالت توزیع خطر یا Dive Suffocation را فهمید. گروهی در معدن سرمایهگذاری کنند و تعدادی در خدمات، تعدادی تولید کنند، عدهای هم بازرگانی پیشه کنند! عدهای کارمند باشند و تعدادی هم بازاری، و این مکمل بودن و متمم بودن فعالیتها دو نیمهای هستند که خطر را بین خود مانند توپ فوتبال به بازی میگیرند و هر بار در زمین یکی از طرفها هست.
بیمه تأمین اجتماعی
Social Security Insurance
همه ما بیمه را معمولاً همان بیمه تأمین اجتماعی میدانیم در حالیکه بیمه کالاهای وارداتی صادراتی، بیمه عمر، بیمه خودرو و همه و همه لازمه زندگی بشر است. علت معروفیت سازمان تأمین اجتماعی این است که این سازمان در قرارداد خود حداقل 10 مورد استاندارد را برای مردم تأمین میکنند.
1- خدمات درمانی از همه آنها مهمتر است و معمولاً اشخاص این بُعد را بیشتر در نظر دارند مثلاً وقتی به یکی میگوییم بیمه برای شما چه کاری انجام میدهد میگوید تا حالا مریض نشدهام! و هیچ کاری برایم انجام نداده است. در حالیکه بیمه حوادث از این امر مهمتر است زیرا ممکن است یک کارگر در همان ساعات اولیه کار دچار حوادث شوند و کارفرما میتواند بگوید ایشان تازه آمده و هنوز کاری انجام نداده است اما قانون او را ملزم میکند از همان ساعات اولیه او را بیمه کند ولو به صورت ساعتی کار کند یا قراردادی و مدت محدود باشد و در غیر اینصورت دادگاه میتواند شکایت کیفری و مدعی عموم را بر علیه این شخص پیگیری کند.
بیمه تأمین اجتماعی علاوه بر کمک در حوادث و یا بیماریها، بیمه بیکاری هم دارد 30% حق بیمه مخصوص ایامی است که شخص بیکار میشود یعنی بیاختیار کار خود را از دست میدهد در اینصورت با توجه به سوابق بیمه پرداختی از 6 ماه تا دو سال حقوق به او پرداخت میکنند. بیمه تأمین اجتماعی حتی در هنگام حوادث خانوادگی از قبیل دوران زایمان کمک هزینه زایمان و ایام بارداریها را میپردازد. در سن بالا مستمری به افراد بازنشسته میدهد و پس از فوت بیمه شده افراد تحت تکفل را مورد سرپرستی قرار میدهد و هزینه کفن و دفن او را پرداخت میکند و این همه نشان میدهد سازمان تأمین اجتماعی به همراه سازمان بازنشستگی کشوری جمعاً 3% نقش خود را نسبت به اقتصاد ملی و تولید ناخالص ملی ایفا میکند و سعی دارد با ایجاد امنیت و اطمینان خاطر، مردم را نسبت به کارهای سخت تولیدی و اقتصادی مورد حمایت قرار دهد.
شرکتهای بیمه
Insurance companies
بیمه اهمیت زیادی دارد لذا بسیاری از خدمات را سازمان تأمین اجتماعی نمیتواند انجام دهد. تنوع این عملیات به تعداد اعمال و کارهای اجرایی بشری بستگی دارد و لذا لازم است شرکتهای مختلفی به وجود آیند که هر یک در یک رقابت سالم مزیت نوع خود را به عرضه نمایند. حدود 1.5 درصد تولید ناخالص ملی ایران را عملیات صنعت بیمه غیر از سازمان تأمین اجتماعی و تولید ناخالص ملی میشود و با این رشد خوب بیمه در ایران که امسال تا 4.6 درصد نیز رسیده، ایران را به مقام 32 در میان 200 کشور جهان رسانده است. اما هنوز راه درازی در پیش است زیرا هنوز بسیاری امور بیمهای کشور توسط شرکتهای خارجی انجام میشود و میتوان گفت معادل همین مبلغ از کشور خارج میشود زیرا ایران کشوری نفتخیز و معدندار و دارای معادن بسیار زیاد است که حمل و نقل آنها را معمولاً به بیگانگان و اگذار میکنند آنها نیز بیمههای کشورهای خود را به کار میگیرند. امیدواریم که با رشد صنعت بیمه در ایران مخصوصاً در بُعد بیمه اتکایی و حمل و نقل بتوان از صدور ارز جلوگیری کرد. زیرا در شرایط فعلی بیمه شرکتهای خصوصی و یا دولتی فوق، فقط از طریق بیمه خودرو تأمین میشود و بیمههای دیگر از قبیل بیمه عمر، بیمه پسانداز بیمه آتشسوزی و حمل و نقل و حتی بیمه مسؤولیت حداکثر 25% حق بیمهها را به خود اختصاص میدهد و 75% بیمهها هنوز هم بیمه نامههای متعلق به خودروهاست که تقریباً اجباری است. به هرحال اکنون 5 شرکت دولتی بیمه؛ بیمه مرکزی، بیمه آسیا، بیمه ایران، بیمه دانا و بیمه البرز به همراه حدود 15 شرکت بیمهای خصوصی مانند بیمه پارسیان و غیره در حال فعالیت هستند و دولت درصدد است به آنها امکان رشد بیشتری بدهد.
سن قاعدگی بیمه
Bankrupting of insurance
بیمه دارای سرمایه زیادی است که از حق بیمه مردم در سطح وسیعی به وجود میآید و لذا پس از بانک و بورس در ردیف سوم تأمین سرمایه هر کشوری به شمار آمده و از عناصر مهم اقتصاد ملی به حساب میآیند ولی آسیب این بیمهها فرا رسیدن سن قاعدگی بیمه میباشد. مثلاً سازمان تأمین اجتماعی در 30 سال اول همیشه در حال اخذ حق بیمه است ولی پس از 30 سال باید شروع کند به پرداخت مستمری، آن هم چندین برابر مبلغ دریافتی در 30 سال پیش! و لذا ذخایر بیمه به زودی تمام میشود و حداکثر تا 45 سالگیِ هر سازمان بازنشستگی و بیمه، این ذخایر منفی میشود. به این مسأله قاعدگی یا ورشکستگی سازمانهای تأمین اجتماعی میگویند که در این حالت معمولاً سازمانهای بازنشستگی ورشکسته میشوند و دولتها به کمک آنان میرسند. برای افزایش این مدت و نامحدود کردن آن و جلوگیری از ورشکستگی معمولاً راه حلهای دیگری هم پیشنهاد شده است، مثلاً افزایش بیمه شوندگان. هر چه تعداد بیمه شدگان افزایش یابد به دلیل دریافت حق بیمههای جدید فاصله ورشکستگی بلندتر میشود در سازمانهای بازنشستگی میتوانند عمر بیشتری داشته باشند روش دیگر سرمایهگذاریِ ذخایر سازمانهاست. یعنی سازمانهای بیمه و بازنشستگی با دریافت حق بیمه بلافاصله این مبالغ را در خرید کارخانجات، انجام معاملات و سرمایهگذاری در خرید سهام و غیره سرمایهگذاری میکنند تا ارزش پول حفظ شود و در آینده بتوانند به تعهدات خود عمل نمایند و بالاخره روش سوم دریافت کمکهای بلا عوض میباشد که معمولاً دولتها در این زمینه بودجه مخصوصی در نظر میگیرند. عدم انجام تعهد به بهانههای مختلف، راه دیگر افزایش ذخایر است که معمولاً توسط سازمانهای بیمهگر استفاده شده و این روش غیر اخلاقی باعث عدم اعتماد مردم به آنها میشود. افزایش این روش باعث شده است که مردم به شرکتهای خصوصی بیمه اعتماد نداشته باشند و غالباً خود را نزد شرکتهای دولتی بیمه نمایند زیرا همانند بانکها و بورسها، مردم معتقدند اگر بانکها خصوصی باشند پس از ورشکستگی قادر به بازپرداخت اصل پول مردم نیستند اما دولت ناچار است آن را بپردازد.
دولت، سازمان بیمهی رایگان!
معمولاً شرکتهای بیمه ادعا میکنند که مردم اطلاعرسانی نمیشوند و از وظایف و امکانات شرکتهای بیمه اطلاع ندارند، اما اینطور نیست. مردم از همه چیز اطلاع دارند ولی ترجیح میدهند خود را به بیاطلاعی بزنند زیرا بیمههای بخش خصوصی اولاً تعرفههای سنگینی دارند ثانیاً استاندارد معینی ندارند و چه بسا برای یک واحد کاری چندین نوع بیمه و حق بیمه معین کنند و بالاخره ضرورتی در انجام فوری وظایف خود احساس نمیکنند. در حالیکه در هر سه مورد دولت بهترین بیمه کننده است! زیرا تعرفهای دریافت نمیکند. مثلاً وقتی ما مسأله بیکاری را مطرح میکنیم، سازمانهای بیمهگر میگویند شما باید قبلاً کار پیدا کرده و مشغول به کار بوده باشید و حداقل 2 سال حق بیمه پرداخت کرده باشید تا ما بتوانیم برای 6 ماه بیکاری شما کاری انجام دهیم، در حالیکه فقط با شعاردادن میتوان دولت را مجبور کرد که برای بیکاران فکری کنند!
ثانیاً استانداردهای دولت معلوم است و دیوار دولت از همه کوتاهتر، شعارهای انتخاباتی نمایندگان مجلس و یا کاندیدای ریاست جمهوری بهترین استانداردها هستند که دولت موظف است آن را به انجام برساند و تعهدات دولت هم غیر قابل عدول است یعنی دولتها به محض روی کار آمدن باید با بیکاری، فقر، بیعدالتی، مبارزه کنند و در حوادث پشتیبان مردم باشند و لذا میبینیم مردم ترجیح میدهند توسط دولت حمایت شوند؛ آن هم به صورت رایگان تا اینکه برای هزاران نوع بیمه تعرفههای متفاوت بپردازند و آخر سر هم معلوم نباشد که مقررات بیمه را خوب میدانسته و رعایت کردهاند یا خیر و آیا شرکت بیمه توان پرداخت این همه خسارتها را دارد یا خیر یعنی برخلاف نظر برخی متخصصان صنعت بیمه، مردم آخرین قدم را محکم برمیدارند و آخرین پله را میپیمایند. درست مثل اینکه هر کس هر کاری کند عاقبت باید پولش را به بانک بسپارد. بانکها هم هر کاری کنند عاقبت فقط حمایت و هدایت دولت میتواند آنها را مجبور به پرداخت اصل وجوه مردم کند زیرا مردم وقتی بانکها ورشکست شوند راهی جز دولت نمیشناسند.
بیمهها به جای دولت
برخلاف تصور مردم، دولت هم بیدار است و هم هوشیار همه دولتهای جهان با طرح خصوصیسازی در واقع به دنبال رفع مسؤولیت از خود هستند یعنی میخواهند بخشی و یا بسیاری از مسؤولیتهای مدنی خود را به نهادهای مدنی واگذار کنند و خود جنبهی نظارت و هدایت داشته باشند. یعنی همانطور که مردم خود را به بیاطلاعی میزنند تا از بیمههای رایگان دولت استفاده کنند، دولتها هم طرحهایی اجرا میکنند تا مردم خود کفا شوند و نیاز به حمایت دولت نداشته باشند. البته این حرکت همانند بازی فوتبال و دیگر بازیها و کارکردهای واقعی بشری، دو جنبه دارد. گاهی توپ در زمین مردم است و گاه در زمین دولتها. مثلاً در کشورهای سرمایهداری دولت خود را خلاص کرده است و هر چیز را به دست تصادف و بازار آزاد سپرده است اما مردم در آنجا نیز ساکت نیستند و سعی دارند همه چیز را دولتی کنند و برعکس در بسیاری از کشورها که همه چیز دولتی است، دولتها سعی دارند آن را خصوصی کنند. به طور مثال در ایران، اصل 44 قانون اساسی میگوید باید مالکیت بر سه پایه دولتی و خصوصی و تعاون باشد لذا میبینیم بسیاری از شرکتهای دولتی در حال خصوصی شدن هستند اما مردم حتی اگر مثلاً سهام فولاد را میخرند خوشحالند که سهام یک کارخانه دولتی را خریدهاند! و ضرر نخواهند کرد و اصل سرمایهشان را دولت خواهد پرداخت. در این حالت است که دولت باید سعی کند حتی در این مرحله هم بخش خصوصی را وارد کند و بیمهها بهترین عملکرد را نشان خواهند داد یعنی مردم که سهام را خریدند آن را نزد شرکتهای بیمه، بیمه نمایند و لذا میبینیم راه اصلی اصل 44 از بیمه میگذرد زیرا مردم اگر به شرکتهای بیمه اعتماد نکنند و تأمین اجتماعی و امنیت سرمایهگذاری را از دولت بخواهند حتی توزیع سهام هم کاری نخواهد کرد و این سهامِ فروخته شده فقط همانند اوراق قرضه عمل خواهند کرد و تورم را در جامعه رشد خواهند داد زیرا مردم فقط در صورتی سهام کارخانجات دولتی را میخرند که سود بگیرند و اصلاً احتمال ضرر را ندهند زیرا مطمئن هستند که دولت این ضرر را تأمین میکند
نفرین بر جدایی
نفرین بر جدایی
جدایی بسیار در دناک است مخصوصا اگر جدایی ملتها باشد وارس یا آراسو ویا آب های جدایی بیانداز دران بکاربرود اکنون همه دنیا خود را ایرانی میدانند داغستان وچچن که نام او را نشنیده ایم تا کراواتها که خود را خراسانی میدانند وتا هرات که نیمی از زمینهای آن وقف امام رضاست تا کربلا که قبرآغا محمدخان قاجار دران دفن است .تا انهاییکه در حراجیها شرکت میکنند واجناس وآثار تاریخی ایران را به بهای گران میخرند همه وهمه از نیستان جداشدند وبا ناله هرنی جدایی را شکایت میکنند ولی بشنو دران کم است وگوش شنوا نیست! ایرانیها سفت کلاه خود را چسبیده اند با اینکه حیدر علی اف مرحوم گفته بود کلید آذربایجان دردست من است شمابگویید به کی بدهم ولی کسی نبود! تحویل بگیرد وحالا افتاده اند دنبال ۱۲.۵ درصد انهم میگویند اگر بتوانیم بگیریم !
ایران نمیگذارد نصرالله رییس جمهور لبنان شود!
علیرغم هواداری میلیونی لبنانیان وگرایش همه ادیان ومذاهب ومردم آن به سید حسن نصرالله ومحبوبیت ایشان برای تصدی مقام ریاست جمهوری ایران درراستای ترس از آمریکا مانع از تغییرات قانون انتخابات بنفع شیعیان میشود. همانطور که درایران وآسیا مانع از وحدت ملت مسلمان میشود ومرزهای تعیین شده توسط انگلیس وآمریکا راپاس میدارد! امروزه مرز فقط از طرف ایران است که رعایت میشود والا اینترنت ودهکده جهانی مرز نمیشناسد ماهواره ها مرز نمیشناسند تجارت الکترونیکی مرز نمیشناسند بنظر میرسد که عالم مجازی شجاعت بیشتری در وحدت ویگانگی عالم دارند . ما جهان وطنی نیستیم بلکه جهان وطن ماست چراکه فرمود الاسلام وطن المسلم نفرمود که آنچه ناصرالدین شاه قاجار با انگلیس امضا کرد وطن المسلم !
اتحادیه رادیو تلویزیون های آسیا و اقیانوسیه (ABU) باید جنایات و تجاوزات غرب را برای جهانیان فاش كند
ه گزارش ستاد خبری ABU t رالف شونمن مدیر شبكه رادیویی تكینگ ایم در كالیفرنیا با اشاره به تسلط مافیای امپریالیستی آمریكا و رژیم صهیونیستی بر رسانه های خبری غرب تاكید كرد: این رسانه ها با تبلیغات هدایت شده خود، تهدیدی برای مردم جهان محسوب می شوند. مدیر تكینگ ایم با تاكید بر وظیفه خطیر ABU در اطلاع رسانی صحیح به مردم جهان و آگاه كردن آنها از جنایات آمریكا و رژیم صهیونیستی گفت: رسانه هایی كه زیر نظر دولت آمریكا نیستند باید با آگاه كردن مردم جهان، آنها را در مقابل اهداف توسعه طلبانه آمریكا و اسراییل هوشیار كنند. وی با اشاره به استراتژی نظامی آمریكا برای تسلط بر جهان تاكید كرد: آمریكا برای نجات نظام سرمایه داری خود جهان را به سمت جنگ و توحش سوق می دهد و حاكمیت ملی كشورها را تهدید می كند كه این برای مردم جهان خطری بالقوه محسوب می شود. مدیر این رسانه آمریكایی افزود: آمریكا كه گروه كوچكی از سرمایه داران بزرگ بر آن حكومت می كنند در دهه های گذشته به طور متوسط 10 تریلیون دلار صرف هزینه های نظامی كرده تا با تغییر شكل جغرافیای جهان، بر مردم دنیا حكومت كند. وی از طرح آمریكا و رژیم صهیونیستی برای تجزیه خاورمیانه پرده برداشت و گفت: نشریه آرمی تایمز كه از انتشارات ارتش آمریكا است در مقاله ای به نام مرزهای خونی به صراحت به این طرح تجزیه طلبانه آمریكا اشاره كرده كه نشان دهنده انگیزه امپریالیستی دولت این كشور برای تسلط بر جهان است . شونمن حمله آمریكا به عراق را طرحی از پیش تعیین شده در سال 1979 در سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) خواند و با اشاره به كشتار بیش از یك میلیون غیر نظامی و آواره شدن میلیون ها نفر در حمله آمریكا به عراق تاكید كرد: جنایات آمریكا بر ضد مردم عراق بزرگ ترین جنایت بشری است . وی با افشای توطئه های آمریكا و رژیم صهیونیستی و فعالیت جوخه های مرگ آنها در عراق برای ایجاد اختلافات قومی - مذهبی بین مردم این كشور اظهار داشت: ABU با تولید برنامه های ویژه باید این توطئه ها را فاش كند و از جنایات آمریكا و اسراییل پرده بردارد. مدیر شبكه رادیویی تكینگ ایم با اشاره به مخالفت های داخلی مردم آمریكا با دولت بوش خاطر نشان كرد: سرشت دولت آمریكا بر سیاست های جنگ طلبانه و دیكتاتور مآبانه استوار است به همین دلیل مردم این كشور با دولت مردانشان مخالف اند
کتابخانه ملی ایران بازدید کردند
به گزارش ستاد خبری ABU ، در این بازدید که با حضور گنی چی هاشیموتو رئیس ABU
برگزار شد میهمان اجلاس تهران از بخش های مختلف کتابخانه ملی از جمله قرائت خانه و گنجینه کتاب های خطی نفیس دیدن کردند. همچنین ارکستر سمفونیک و گروه کر مرکز موسیقی سازمان صدا و سیما در مراسمی ویژه، سمفونی مولانا را برای حاضران اجرا کرد. مدیران و کارشناسان فنی و رسانه ای بیش از 54 کشور جهان برای شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی و کمیته های تخصصی ABU تا یکشنبه 13 آبان در تهران حضور دارند. در دیگر برنامه های جنبی اجلاس که به منظور معرفی فرهنگ و تمدن ایران اسلامی برگزار می شود امشب از مجموعه فرهنگی کاخ موزه سعدآباد بازدید می کنند.فردا هم برای دیدن از آثار تاریخی اصفهان سفری یک روزه به این شهر خواهند داشت. اجلاس مجمع عمومی اتحادیه رادیو تلویزیون های آسیا - اقیانوسیه شنبه و یکشنبه در مرکز همایش های بین المللی صدا و سیما برگزار می شود
جلسه هیات مدیره خانه ورزشکاران با حضور دکتر هاشمی طبا تشکیل گردید
http://www.ishna.blogfa.com/
جدایی بسیار در دناک است مخصوصا اگر جدایی ملتها باشد وارس یا آراسو ویا آب های جدایی بیانداز دران بکاربرود اکنون همه دنیا خود را ایرانی میدانند داغستان وچچن که نام او را نشنیده ایم تا کراواتها که خود را خراسانی میدانند وتا هرات که نیمی از زمینهای آن وقف امام رضاست تا کربلا که قبرآغا محمدخان قاجار دران دفن است .تا انهاییکه در حراجیها شرکت میکنند واجناس وآثار تاریخی ایران را به بهای گران میخرند همه وهمه از نیستان جداشدند وبا ناله هرنی جدایی را شکایت میکنند ولی بشنو دران کم است وگوش شنوا نیست! ایرانیها سفت کلاه خود را چسبیده اند با اینکه حیدر علی اف مرحوم گفته بود کلید آذربایجان دردست من است شمابگویید به کی بدهم ولی کسی نبود! تحویل بگیرد وحالا افتاده اند دنبال ۱۲.۵ درصد انهم میگویند اگر بتوانیم بگیریم !
ایران نمیگذارد نصرالله رییس جمهور لبنان شود!
علیرغم هواداری میلیونی لبنانیان وگرایش همه ادیان ومذاهب ومردم آن به سید حسن نصرالله ومحبوبیت ایشان برای تصدی مقام ریاست جمهوری ایران درراستای ترس از آمریکا مانع از تغییرات قانون انتخابات بنفع شیعیان میشود. همانطور که درایران وآسیا مانع از وحدت ملت مسلمان میشود ومرزهای تعیین شده توسط انگلیس وآمریکا راپاس میدارد! امروزه مرز فقط از طرف ایران است که رعایت میشود والا اینترنت ودهکده جهانی مرز نمیشناسد ماهواره ها مرز نمیشناسند تجارت الکترونیکی مرز نمیشناسند بنظر میرسد که عالم مجازی شجاعت بیشتری در وحدت ویگانگی عالم دارند . ما جهان وطنی نیستیم بلکه جهان وطن ماست چراکه فرمود الاسلام وطن المسلم نفرمود که آنچه ناصرالدین شاه قاجار با انگلیس امضا کرد وطن المسلم !
اتحادیه رادیو تلویزیون های آسیا و اقیانوسیه (ABU) باید جنایات و تجاوزات غرب را برای جهانیان فاش كند
ه گزارش ستاد خبری ABU t رالف شونمن مدیر شبكه رادیویی تكینگ ایم در كالیفرنیا با اشاره به تسلط مافیای امپریالیستی آمریكا و رژیم صهیونیستی بر رسانه های خبری غرب تاكید كرد: این رسانه ها با تبلیغات هدایت شده خود، تهدیدی برای مردم جهان محسوب می شوند. مدیر تكینگ ایم با تاكید بر وظیفه خطیر ABU در اطلاع رسانی صحیح به مردم جهان و آگاه كردن آنها از جنایات آمریكا و رژیم صهیونیستی گفت: رسانه هایی كه زیر نظر دولت آمریكا نیستند باید با آگاه كردن مردم جهان، آنها را در مقابل اهداف توسعه طلبانه آمریكا و اسراییل هوشیار كنند. وی با اشاره به استراتژی نظامی آمریكا برای تسلط بر جهان تاكید كرد: آمریكا برای نجات نظام سرمایه داری خود جهان را به سمت جنگ و توحش سوق می دهد و حاكمیت ملی كشورها را تهدید می كند كه این برای مردم جهان خطری بالقوه محسوب می شود. مدیر این رسانه آمریكایی افزود: آمریكا كه گروه كوچكی از سرمایه داران بزرگ بر آن حكومت می كنند در دهه های گذشته به طور متوسط 10 تریلیون دلار صرف هزینه های نظامی كرده تا با تغییر شكل جغرافیای جهان، بر مردم دنیا حكومت كند. وی از طرح آمریكا و رژیم صهیونیستی برای تجزیه خاورمیانه پرده برداشت و گفت: نشریه آرمی تایمز كه از انتشارات ارتش آمریكا است در مقاله ای به نام مرزهای خونی به صراحت به این طرح تجزیه طلبانه آمریكا اشاره كرده كه نشان دهنده انگیزه امپریالیستی دولت این كشور برای تسلط بر جهان است . شونمن حمله آمریكا به عراق را طرحی از پیش تعیین شده در سال 1979 در سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) خواند و با اشاره به كشتار بیش از یك میلیون غیر نظامی و آواره شدن میلیون ها نفر در حمله آمریكا به عراق تاكید كرد: جنایات آمریكا بر ضد مردم عراق بزرگ ترین جنایت بشری است . وی با افشای توطئه های آمریكا و رژیم صهیونیستی و فعالیت جوخه های مرگ آنها در عراق برای ایجاد اختلافات قومی - مذهبی بین مردم این كشور اظهار داشت: ABU با تولید برنامه های ویژه باید این توطئه ها را فاش كند و از جنایات آمریكا و اسراییل پرده بردارد. مدیر شبكه رادیویی تكینگ ایم با اشاره به مخالفت های داخلی مردم آمریكا با دولت بوش خاطر نشان كرد: سرشت دولت آمریكا بر سیاست های جنگ طلبانه و دیكتاتور مآبانه استوار است به همین دلیل مردم این كشور با دولت مردانشان مخالف اند
کتابخانه ملی ایران بازدید کردند
به گزارش ستاد خبری ABU ، در این بازدید که با حضور گنی چی هاشیموتو رئیس ABU
برگزار شد میهمان اجلاس تهران از بخش های مختلف کتابخانه ملی از جمله قرائت خانه و گنجینه کتاب های خطی نفیس دیدن کردند. همچنین ارکستر سمفونیک و گروه کر مرکز موسیقی سازمان صدا و سیما در مراسمی ویژه، سمفونی مولانا را برای حاضران اجرا کرد. مدیران و کارشناسان فنی و رسانه ای بیش از 54 کشور جهان برای شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی و کمیته های تخصصی ABU تا یکشنبه 13 آبان در تهران حضور دارند. در دیگر برنامه های جنبی اجلاس که به منظور معرفی فرهنگ و تمدن ایران اسلامی برگزار می شود امشب از مجموعه فرهنگی کاخ موزه سعدآباد بازدید می کنند.فردا هم برای دیدن از آثار تاریخی اصفهان سفری یک روزه به این شهر خواهند داشت. اجلاس مجمع عمومی اتحادیه رادیو تلویزیون های آسیا - اقیانوسیه شنبه و یکشنبه در مرکز همایش های بین المللی صدا و سیما برگزار می شود
جلسه هیات مدیره خانه ورزشکاران با حضور دکتر هاشمی طبا تشکیل گردید
http://www.ishna.blogfa.com/
Monday, October 29, 2007
Rumi is an Iranian and her language is Persian
Rumi is an Iranian and her language is Persian
Mulana J. Rummy born in Balkh city and lived in Big Iran in past. Today is the 800th birthday and In Tehran we have a big celebration in international view. More than 460 teacher and scientist gather in seminar in Tehran to offer her study about her
نشست بخش اول «زبان و ادبيات» كنگره بينالمللي بزرگداشت مولانا عصر يكشنبه (ششم آبان ماه) با حضور لوسيون والتر استون، سيدقهرمان صفوي، بهاءالدين خرمشاهي و توفيق سبحاني در سالن شماره يك اجلاس سران كشورهاي اسلامي برگزار شد.
به گزارش ستاد خبري كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا، در ابتدا لوسين والتر استون، مولوي پژوه مقالهاي با عنوان «مزاح بيپايان مولانا» ارايه كرد و گفت: مطالعه در مورد لطيفه و مزاح در آثار مولانا بسيار پيچيده و داراي مراتب خاصي است. مزاح، شخص خاصي را قرباني نميكند بلكه مزاح براساس مطالبي از پارادوكس نوشته مي شود و تلفيقي از عقلگرايي و خردگرايي است.
والتر استون خاطرنشان كرد: مزاح مي تواند مفاهيم عميقي را مطرح كند و در مثنوي شما ميتوانيد اين مفهوم را دريابيد كه مولوي چگونه براي بيان مضامين عميق، از مزاج و لطيفه بهره برده است.
«سيدقهرمان صفوي» مولوي پژوه نيز در اين نشست به ساختار كلي دفتر ششم مثنوي اشاره كرد و گفت: مثنوي، شاهكار مولانا جلالالدين بلخي، بزرگترين شاعر ايراني است كه آن را حدود هفتصد سال پيش در قونيه سروده است.
وي در ادامه افزود: مضمون اصلي دفتر ششم، توحيد است كه در دوازده مبحث به موازات هم ارايه شده است. بخشهاي مربوط به هر مبحث به طور طولي طرحريزي نشدهاند، بلكه به طور اجمالي صنايع ادبي «موازنه» و «قلب» به كار برده شده است.
صفوي همچنين يادآور شد: ساختار دفتر ششم در 4915 بيت ، 141 بخش و 53 حكايت است كه در دوازده بحث و در سه قسمت شكل گرفته است.
بهاءالدين خرمشاهي مولوي شناس و قرآن پژوه نيز در مقالهاي تحت عنوان برگزيدههاي غزليات شمس گفت: جلالالدين محمدبن بلخي رومي از بزرگترين و پر اثرترين شاعران ايراني و فارسي گو و از بزرگترين عارفان سراسر تاريخ انديشه و عرفان است. مولانا تا چهل سالگي شعري نسروده بود، اما پس از ديدار دگرگون سازش با شمس تبريزي، كه شصت ساله بود، به نحوي غريب و بي اختيار شعر گفتن آغاز كرد.
اين مثنوي پژوه خاطرنشان كرد: ديدار شمس با مولانا و مصاحبت و رازگويي شبانروزي آنها در قونيه آغاز شد. در آنجا بود كه بر اثر غوغاگري اطرافيان، اين ارتباط بيش از يك سال دوام نياورد كه شمس غروب كرد و شتابان به شام و دمشق رفت يا گريخت.
خرمشاهي خاطرنشان كرد: ديوان مولانا كه رباعيات و ترجيحات هم دارد، سه چاپ عمده دارد، نخست چاپ هند كه افزودهها و منسوبات بسيار دارد و دوم، چاپ 10 جلدي مرحوم بديع الزمان فروزانفر كه ابتدا دانشگاه تهران آن را انتشار داده، سپس دانشگاه اميركبير عهدهدار تجديد آن شده و پس از گذشت زمان، ناشران ديگر چاپ يك جلدي و دوجلدي هم از آن منتشر كردهاند.
اين مثنوي پژوه افزود: چاپ سوم و مهمتر كه به لحاظ زماني بعد از چاپ كتاب مرحوم فروزانفر بوده است، چاپ عكس در تركيه است كه در قطع بلند بالا و بزرگ به شيوه چاپ عكس منتشر شده و تاريخ كتابت آن در حدود صد سال پس از درگذشت مولانا است.
در خاتمه اين نشست توفيق سبحاني در مقاله خود با عنوان شعر و موسيقي در سماع مولويان گفت: در سماع از ساز استفاده ميشود و ني مهمتر از سازهاي ديگر است. رباب، تنبور و "گرفت" كه نوعي ني است، در سماع مطرح است و پيانو نيز در مولوي خوانيها مورد استفاده قرار ميگيرد.
وي با اشاره به علاقه فراوان مولانا به موسيقي بسيار، گفت: سماع و موسيقي در روزگار مولانا آداب و ترتيبي نداشت. مولانا در هيچ كاري آداب و ترتيب نمي جسته است و فرزندش بهاءالولد به آن آداب و ترتيب داده است.
وي در خاتمه گفت: معتقدم سماع به عنوان مرحلهاي از كمال روح انسان است كه نقش عمدهاي در زندگي مولانا داشته است.
كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا از ششم تا دهم آبان ماه امسال در تهران، تبريز و خوي برگزار خواهد شد.
کمیته فرهنگی، هنری
mahini2003@yahoo.com
Mulana J. Rummy born in Balkh city and lived in Big Iran in past. Today is the 800th birthday and In Tehran we have a big celebration in international view. More than 460 teacher and scientist gather in seminar in Tehran to offer her study about her
نشست بخش اول «زبان و ادبيات» كنگره بينالمللي بزرگداشت مولانا عصر يكشنبه (ششم آبان ماه) با حضور لوسيون والتر استون، سيدقهرمان صفوي، بهاءالدين خرمشاهي و توفيق سبحاني در سالن شماره يك اجلاس سران كشورهاي اسلامي برگزار شد.
به گزارش ستاد خبري كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا، در ابتدا لوسين والتر استون، مولوي پژوه مقالهاي با عنوان «مزاح بيپايان مولانا» ارايه كرد و گفت: مطالعه در مورد لطيفه و مزاح در آثار مولانا بسيار پيچيده و داراي مراتب خاصي است. مزاح، شخص خاصي را قرباني نميكند بلكه مزاح براساس مطالبي از پارادوكس نوشته مي شود و تلفيقي از عقلگرايي و خردگرايي است.
والتر استون خاطرنشان كرد: مزاح مي تواند مفاهيم عميقي را مطرح كند و در مثنوي شما ميتوانيد اين مفهوم را دريابيد كه مولوي چگونه براي بيان مضامين عميق، از مزاج و لطيفه بهره برده است.
«سيدقهرمان صفوي» مولوي پژوه نيز در اين نشست به ساختار كلي دفتر ششم مثنوي اشاره كرد و گفت: مثنوي، شاهكار مولانا جلالالدين بلخي، بزرگترين شاعر ايراني است كه آن را حدود هفتصد سال پيش در قونيه سروده است.
وي در ادامه افزود: مضمون اصلي دفتر ششم، توحيد است كه در دوازده مبحث به موازات هم ارايه شده است. بخشهاي مربوط به هر مبحث به طور طولي طرحريزي نشدهاند، بلكه به طور اجمالي صنايع ادبي «موازنه» و «قلب» به كار برده شده است.
صفوي همچنين يادآور شد: ساختار دفتر ششم در 4915 بيت ، 141 بخش و 53 حكايت است كه در دوازده بحث و در سه قسمت شكل گرفته است.
بهاءالدين خرمشاهي مولوي شناس و قرآن پژوه نيز در مقالهاي تحت عنوان برگزيدههاي غزليات شمس گفت: جلالالدين محمدبن بلخي رومي از بزرگترين و پر اثرترين شاعران ايراني و فارسي گو و از بزرگترين عارفان سراسر تاريخ انديشه و عرفان است. مولانا تا چهل سالگي شعري نسروده بود، اما پس از ديدار دگرگون سازش با شمس تبريزي، كه شصت ساله بود، به نحوي غريب و بي اختيار شعر گفتن آغاز كرد.
اين مثنوي پژوه خاطرنشان كرد: ديدار شمس با مولانا و مصاحبت و رازگويي شبانروزي آنها در قونيه آغاز شد. در آنجا بود كه بر اثر غوغاگري اطرافيان، اين ارتباط بيش از يك سال دوام نياورد كه شمس غروب كرد و شتابان به شام و دمشق رفت يا گريخت.
خرمشاهي خاطرنشان كرد: ديوان مولانا كه رباعيات و ترجيحات هم دارد، سه چاپ عمده دارد، نخست چاپ هند كه افزودهها و منسوبات بسيار دارد و دوم، چاپ 10 جلدي مرحوم بديع الزمان فروزانفر كه ابتدا دانشگاه تهران آن را انتشار داده، سپس دانشگاه اميركبير عهدهدار تجديد آن شده و پس از گذشت زمان، ناشران ديگر چاپ يك جلدي و دوجلدي هم از آن منتشر كردهاند.
اين مثنوي پژوه افزود: چاپ سوم و مهمتر كه به لحاظ زماني بعد از چاپ كتاب مرحوم فروزانفر بوده است، چاپ عكس در تركيه است كه در قطع بلند بالا و بزرگ به شيوه چاپ عكس منتشر شده و تاريخ كتابت آن در حدود صد سال پس از درگذشت مولانا است.
در خاتمه اين نشست توفيق سبحاني در مقاله خود با عنوان شعر و موسيقي در سماع مولويان گفت: در سماع از ساز استفاده ميشود و ني مهمتر از سازهاي ديگر است. رباب، تنبور و "گرفت" كه نوعي ني است، در سماع مطرح است و پيانو نيز در مولوي خوانيها مورد استفاده قرار ميگيرد.
وي با اشاره به علاقه فراوان مولانا به موسيقي بسيار، گفت: سماع و موسيقي در روزگار مولانا آداب و ترتيبي نداشت. مولانا در هيچ كاري آداب و ترتيب نمي جسته است و فرزندش بهاءالولد به آن آداب و ترتيب داده است.
وي در خاتمه گفت: معتقدم سماع به عنوان مرحلهاي از كمال روح انسان است كه نقش عمدهاي در زندگي مولانا داشته است.
كنگره بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا از ششم تا دهم آبان ماه امسال در تهران، تبريز و خوي برگزار خواهد شد.
کمیته فرهنگی، هنری
mahini2003@yahoo.com
Sunday, October 28, 2007
USA after breaking down
USA after breaking down
Iranian people said Down with the USA very frequently and they know that this speech have a good result. The result of this watchword is the breaking of USA government and freedom of people. It show that the people of USA are not as her government they are separated, the people are as all people in the world they are poor people and like the God and the humanistic life. But the governors are the animal and like to life as dogs or wolf and fox news! They wanted to eat all good food and live in good palaces and the other not important for them. As we saw that the Hollywood does this. Or white house and congress do this they make the USA as a big prisons that prison all poor people they have not any way ahead or in back. They kill foreigner people as do. They went to Iraqi and kill them by 120 security commerce. At first the God created Iranian to punished them but they forgot her responsibility and afraid. Then the God order to nature! The Fire went to Holly wood. DELUGE, OVERFLOW, FLOOD, SPATE, and Torrents went to all USA states. It means that the Iranian forgot her mission that help to poor people in USA and the God do her self. If Iranian forgot her responsibility to save the poor people of USA the torrents will go there!
As we saw that the GRILL , RANKLE , RACK , LUG , AGONIZE , LACERATE , TORTURE , TORMENT , Puts are the rule of God for all those forgot her responsibility and worked for her only!. If they wanted to have not punished by the God must help poor people in all around the world especially in USA after breaking: At now.
مردم قهرمان نوار غزه
عليرغم سياهنمايي هاي رسانه ها در مورد معيشت وسختي زندگي مردم نوار غزه آنان بسيار کوشا وسازنده هستند انها توانستند در مدت بسيار کوتاهي بر مشکلات پديد امده از سوي اسراييل فايق آيند آنها در موشک هاي معذوف به دست ساز خود آنقدر پيسرفت دارند که حتي جنگ ستارگان آمريکا ونيروي واکنش سريع روسيه وموساد اسراييل از کشف آن مستاصل شده اند. انها حتي قادر نيستند محل اختفاي اين موشکها را پيداکنند چه رسد به رهيابي وانهدام انها درفضا . اين ملت صبور عليرغم تبليغات منفي رسانه هاي وابسته به آمريکا وتحصيلکردگان آمريکايي در ايران ملتي با استعداد هستند وهيچ نيازي به اسراييل ندارند وقطع برق وآب وديگر امکانات ظاهرا اهدايي اسراييل را از روز اول هم قبول نداشتند. همه امکانات ساخته خودشان يوده واسراييل وهمدستان انها در ايران هستند که سعي ميکنند ثابت کنند که بدون کمکهاي اسراييل انها قادر به ادامه حيات نيستند! برخلاف تصور اينان کندو کاوهاي اسراييل در زير زمينها نه براي آثار تاريخي است بلکه براي يافتن شهرهاي زير زميني وسيعي است که فلسطينيان دران ايجاد کرده وهمه امکانات خودرا بدور از دسترس سامانه هاي بسيار پشرفته اسراييل وامريکا درانجا مشغول ساخت موشکها وسلاحها وامکانات بسيار مدرن هستند. ايرانيهاي ساده دل که همه اخبار خودرا از هاارتص ورويترز ميگيرند بايد در تعجب بمانند که مردم نوار غزه که از هرطرف محاصره هستند چطور هنوز زنده اند؟؟؟! آنها نمیدانند اگر 4 میلیون فلسطینی روی زمین هستند 8 میلیون فلسطنی در شهرکهای زیر زمینی در رفاه وآسایش وبا تمام امکانات زندگی میکنند وفقر ونداری روی زمین انها فقط برای گمراه کردن اسراییلی هاست! آنها میدانند اگر ایرانیها را به ان شهرکها ببرند تمام اطلاعات روی میز اسراییلیها خواهد بود! همانطور که در جنگهای 33 روزه مشخص شد که بسیاری از خبرنگاران ایرانی فقط برای کشف محل اختفای نصرالله وموشکهای انان رفته بودند واسارت آنان هنوز به پایان نرسیده
Iranian people said Down with the USA very frequently and they know that this speech have a good result. The result of this watchword is the breaking of USA government and freedom of people. It show that the people of USA are not as her government they are separated, the people are as all people in the world they are poor people and like the God and the humanistic life. But the governors are the animal and like to life as dogs or wolf and fox news! They wanted to eat all good food and live in good palaces and the other not important for them. As we saw that the Hollywood does this. Or white house and congress do this they make the USA as a big prisons that prison all poor people they have not any way ahead or in back. They kill foreigner people as do. They went to Iraqi and kill them by 120 security commerce. At first the God created Iranian to punished them but they forgot her responsibility and afraid. Then the God order to nature! The Fire went to Holly wood. DELUGE, OVERFLOW, FLOOD, SPATE, and Torrents went to all USA states. It means that the Iranian forgot her mission that help to poor people in USA and the God do her self. If Iranian forgot her responsibility to save the poor people of USA the torrents will go there!
As we saw that the GRILL , RANKLE , RACK , LUG , AGONIZE , LACERATE , TORTURE , TORMENT , Puts are the rule of God for all those forgot her responsibility and worked for her only!. If they wanted to have not punished by the God must help poor people in all around the world especially in USA after breaking: At now.
مردم قهرمان نوار غزه
عليرغم سياهنمايي هاي رسانه ها در مورد معيشت وسختي زندگي مردم نوار غزه آنان بسيار کوشا وسازنده هستند انها توانستند در مدت بسيار کوتاهي بر مشکلات پديد امده از سوي اسراييل فايق آيند آنها در موشک هاي معذوف به دست ساز خود آنقدر پيسرفت دارند که حتي جنگ ستارگان آمريکا ونيروي واکنش سريع روسيه وموساد اسراييل از کشف آن مستاصل شده اند. انها حتي قادر نيستند محل اختفاي اين موشکها را پيداکنند چه رسد به رهيابي وانهدام انها درفضا . اين ملت صبور عليرغم تبليغات منفي رسانه هاي وابسته به آمريکا وتحصيلکردگان آمريکايي در ايران ملتي با استعداد هستند وهيچ نيازي به اسراييل ندارند وقطع برق وآب وديگر امکانات ظاهرا اهدايي اسراييل را از روز اول هم قبول نداشتند. همه امکانات ساخته خودشان يوده واسراييل وهمدستان انها در ايران هستند که سعي ميکنند ثابت کنند که بدون کمکهاي اسراييل انها قادر به ادامه حيات نيستند! برخلاف تصور اينان کندو کاوهاي اسراييل در زير زمينها نه براي آثار تاريخي است بلکه براي يافتن شهرهاي زير زميني وسيعي است که فلسطينيان دران ايجاد کرده وهمه امکانات خودرا بدور از دسترس سامانه هاي بسيار پشرفته اسراييل وامريکا درانجا مشغول ساخت موشکها وسلاحها وامکانات بسيار مدرن هستند. ايرانيهاي ساده دل که همه اخبار خودرا از هاارتص ورويترز ميگيرند بايد در تعجب بمانند که مردم نوار غزه که از هرطرف محاصره هستند چطور هنوز زنده اند؟؟؟! آنها نمیدانند اگر 4 میلیون فلسطینی روی زمین هستند 8 میلیون فلسطنی در شهرکهای زیر زمینی در رفاه وآسایش وبا تمام امکانات زندگی میکنند وفقر ونداری روی زمین انها فقط برای گمراه کردن اسراییلی هاست! آنها میدانند اگر ایرانیها را به ان شهرکها ببرند تمام اطلاعات روی میز اسراییلیها خواهد بود! همانطور که در جنگهای 33 روزه مشخص شد که بسیاری از خبرنگاران ایرانی فقط برای کشف محل اختفای نصرالله وموشکهای انان رفته بودند واسارت آنان هنوز به پایان نرسیده
US force destroyed in the Iraqi war and no one army wanted the new war,
US force destroyed in the Iraqi war and no one army wanted the new war,
We can tell that the world war ended and the conflicts between civilizations change to negotiations.
In fact many people love the war and specially world war! Because they benefits are in the other’s death! As USA governors Bush and Cheney!
But Islam likes the people even over the earth! The Holly Koran said the land is very wide! All people can live by lovely and the God help them. But the Bush and Cheney as Hitler say: the earth is very small and not enough for all so all people must died and remain the lands for us only. When I read the history and saw the Hitler or Mongol and Cesar s that kill people so much I asked her self what they do. What they want? But today we saw the Cheney Olmert and so on! It is obvious that they far away from the God and became her zoon very little and though the world will ended know as end for them. They are as ant. When a drop went to her house shouted that the world destroyed! No, the world is stability and in staying and the oppressors must end!
نه 830هزار دلار نه 1200هزار دلار!
سازمان ميراث فرهنگيو صتايع دستي وگردشگري واسنادملي! در دوران بدي زندگي ميكند: با گسترش حيطه فعاليت خود عنان كارهارا از ئست ميدهد وبناچار اسير جو ميشود همان پاسداري از ميراث فرهنگي را بخوبي انجام دهد بس است اين درياي ژرف غواصي ميخواهد كه حواسش جمع كار باشد نه يك سرداشته باشد وهزار سودا! الان با رشد فرهنگ شيعه در جهان وپايان يافتن جنگ تمدنها دوران پرشكوه فرهنگ شيعي شروع ميشود ودنيا ايران را نه در چهار چوب يك نقشه گربه سانان كه در كليت جهان ميبيند. ايران اكنون همه دنياست نه فقط جهارجوب مرزهاي انگليس تعيين كرده! لذا آثار وميراث آن راهم متعلق به همه جهان ميدانند همه موزه ها دوست دارند تكه اي از اين سنگها را داشته باشند وميراث فرهنگي نبايد بدنبال باز گرداندن ان تكه سنگها باشد بلكه انرا وسيله اي قراردهد تا سرزمينها ودلها را فتح كند وهم جا بشود ايران وهمه موزه ها بشوند موزه هاي ايران باستان . اگر به حرف موزه هاي ملي گوش بدهيد همه ايران بايد از دست برود وفقط تخت جمشيد باشد تا ايراني خالص باشد! زيرا انان تركها وعربها ولرها وكردهوبلوچها را ايراني نميدانند! فارس خالص فقط در پاسارگاد است وبس! وبقيه مهاج هستند ولذا شما به توصيه انها ميرويد 830هزار دلار پول وكيل ميدهيد تا بزور قطعه سنگها را برگردانيد وميبينيد كه ان يكي برنگشت هيچي بلكه صد قطعه ديگر هم رونمايي شد! حالا اگر بيايد به توصيه جام جم هم انها رابخريد همين است فردا وقتي خريد قانوني شد بجاي صد قطعه شاهد هزاران قطعه خواهيد بود . اما وقتي همه جاي دنيا سراي من باشد چه فرقي ميكند در اين موزه يا آن موزه باشد فقط بايد مواظب بود كه از بين نرود وارزش گذاري وتفسير اشتباهي هم نشود چنانكه سردرهاي ايوان مداين را رومي بخوانند وسردرهاي تحت جمشيد را يوناني! همچنان كه مولانا را رومي ميدانند
سربازان دشمن در لباس معتاد
بسياري از مردم تصور ميكنند معتادان افراد فريب خورده وقابل درمان هستند. اما اينطور نيست . دشمن براي نابودي نسل مومن وانقلابي از راههاي نظامي مايوس شده چون جنگ جهاني سوم يا جنگ تمدنها را كه شعارش را ميداد تمام شده وكارايي خود را از دست داده است لذا اكنون سپاهيان حق وباطل در دوجبهه ميجنگند يا فريب شيطان را ميخورند ومعتاد وقاچاقچي ميشوند يا در جبهه حق ميمانند وبا اعتياد وقاچاق مبارزه ميكنند . هردو اينها كشته ميشوند ولي يكي در كنار جوب وبا مصرف اشتباه دارو! وديگري در ميدان جنگ وايثار وشهادت . لذا همانطور كه شيطان بيكار ننشسته جنود الله هم نبايد بيكار بنشينند وگول كساني را بخورند كه ميگويند درب شهادت بسته . درب شهادت باز باز است اما مثل همه دورانهاي بايد چشم بينايي باشد تا آنرا تشحيص دهد.
راه حل هاي مكتبي براي معضلات اقتصادي
نفوذ فرهنگ سيا در ايران فقط يك نتيجه داشت وان اينكه تمام علوم ومفاهيم اقتصادي را درايران از بين برده ووابسته به تحقيقات عناصر خود نمايد . دكتر وفوق ليسانسهاي مورد تاييد سازمان سيا از دانشگاههاي آمريكا ودانشگاهها ومووسات وابساه به آمريكا اعزام شدند تا بدنيا بفهمانندكسي نبايد تفكر اقتصادي بكند! فقط عمل كند وفكر كردن را به عناصر سيايي واگذار كند ولذا فرهنگ مكتبي اقتصاد ايران مهجور ماند ومورد بي مهري قرار گرفت وهمه بدنبال آن رفتند تا حل معضلات اقتصادي ايران را از اسناد سازمان سيا بجويند!وتنها درمان شفابحش را نسخه هايي دانستند كه در دانشگاههاي مورد كنترل سازمان سيا در آمريكا وديگر كشورهاي وابسته منشر ميكردند اگر حتي جيمز باند يك راه حل پيشنهاد ميكرد مهمتراز نظر امام جعفرصادق ع بود! امام جعفر صادق ميفرمايد ربا باعث گراني وبي بركتي ميشود ولي آقايان براي تقدس نزولخواري گفتند بهره بايد براساس تورم باشد نه برعكس
We can tell that the world war ended and the conflicts between civilizations change to negotiations.
In fact many people love the war and specially world war! Because they benefits are in the other’s death! As USA governors Bush and Cheney!
But Islam likes the people even over the earth! The Holly Koran said the land is very wide! All people can live by lovely and the God help them. But the Bush and Cheney as Hitler say: the earth is very small and not enough for all so all people must died and remain the lands for us only. When I read the history and saw the Hitler or Mongol and Cesar s that kill people so much I asked her self what they do. What they want? But today we saw the Cheney Olmert and so on! It is obvious that they far away from the God and became her zoon very little and though the world will ended know as end for them. They are as ant. When a drop went to her house shouted that the world destroyed! No, the world is stability and in staying and the oppressors must end!
نه 830هزار دلار نه 1200هزار دلار!
سازمان ميراث فرهنگيو صتايع دستي وگردشگري واسنادملي! در دوران بدي زندگي ميكند: با گسترش حيطه فعاليت خود عنان كارهارا از ئست ميدهد وبناچار اسير جو ميشود همان پاسداري از ميراث فرهنگي را بخوبي انجام دهد بس است اين درياي ژرف غواصي ميخواهد كه حواسش جمع كار باشد نه يك سرداشته باشد وهزار سودا! الان با رشد فرهنگ شيعه در جهان وپايان يافتن جنگ تمدنها دوران پرشكوه فرهنگ شيعي شروع ميشود ودنيا ايران را نه در چهار چوب يك نقشه گربه سانان كه در كليت جهان ميبيند. ايران اكنون همه دنياست نه فقط جهارجوب مرزهاي انگليس تعيين كرده! لذا آثار وميراث آن راهم متعلق به همه جهان ميدانند همه موزه ها دوست دارند تكه اي از اين سنگها را داشته باشند وميراث فرهنگي نبايد بدنبال باز گرداندن ان تكه سنگها باشد بلكه انرا وسيله اي قراردهد تا سرزمينها ودلها را فتح كند وهم جا بشود ايران وهمه موزه ها بشوند موزه هاي ايران باستان . اگر به حرف موزه هاي ملي گوش بدهيد همه ايران بايد از دست برود وفقط تخت جمشيد باشد تا ايراني خالص باشد! زيرا انان تركها وعربها ولرها وكردهوبلوچها را ايراني نميدانند! فارس خالص فقط در پاسارگاد است وبس! وبقيه مهاج هستند ولذا شما به توصيه انها ميرويد 830هزار دلار پول وكيل ميدهيد تا بزور قطعه سنگها را برگردانيد وميبينيد كه ان يكي برنگشت هيچي بلكه صد قطعه ديگر هم رونمايي شد! حالا اگر بيايد به توصيه جام جم هم انها رابخريد همين است فردا وقتي خريد قانوني شد بجاي صد قطعه شاهد هزاران قطعه خواهيد بود . اما وقتي همه جاي دنيا سراي من باشد چه فرقي ميكند در اين موزه يا آن موزه باشد فقط بايد مواظب بود كه از بين نرود وارزش گذاري وتفسير اشتباهي هم نشود چنانكه سردرهاي ايوان مداين را رومي بخوانند وسردرهاي تحت جمشيد را يوناني! همچنان كه مولانا را رومي ميدانند
سربازان دشمن در لباس معتاد
بسياري از مردم تصور ميكنند معتادان افراد فريب خورده وقابل درمان هستند. اما اينطور نيست . دشمن براي نابودي نسل مومن وانقلابي از راههاي نظامي مايوس شده چون جنگ جهاني سوم يا جنگ تمدنها را كه شعارش را ميداد تمام شده وكارايي خود را از دست داده است لذا اكنون سپاهيان حق وباطل در دوجبهه ميجنگند يا فريب شيطان را ميخورند ومعتاد وقاچاقچي ميشوند يا در جبهه حق ميمانند وبا اعتياد وقاچاق مبارزه ميكنند . هردو اينها كشته ميشوند ولي يكي در كنار جوب وبا مصرف اشتباه دارو! وديگري در ميدان جنگ وايثار وشهادت . لذا همانطور كه شيطان بيكار ننشسته جنود الله هم نبايد بيكار بنشينند وگول كساني را بخورند كه ميگويند درب شهادت بسته . درب شهادت باز باز است اما مثل همه دورانهاي بايد چشم بينايي باشد تا آنرا تشحيص دهد.
راه حل هاي مكتبي براي معضلات اقتصادي
نفوذ فرهنگ سيا در ايران فقط يك نتيجه داشت وان اينكه تمام علوم ومفاهيم اقتصادي را درايران از بين برده ووابسته به تحقيقات عناصر خود نمايد . دكتر وفوق ليسانسهاي مورد تاييد سازمان سيا از دانشگاههاي آمريكا ودانشگاهها ومووسات وابساه به آمريكا اعزام شدند تا بدنيا بفهمانندكسي نبايد تفكر اقتصادي بكند! فقط عمل كند وفكر كردن را به عناصر سيايي واگذار كند ولذا فرهنگ مكتبي اقتصاد ايران مهجور ماند ومورد بي مهري قرار گرفت وهمه بدنبال آن رفتند تا حل معضلات اقتصادي ايران را از اسناد سازمان سيا بجويند!وتنها درمان شفابحش را نسخه هايي دانستند كه در دانشگاههاي مورد كنترل سازمان سيا در آمريكا وديگر كشورهاي وابسته منشر ميكردند اگر حتي جيمز باند يك راه حل پيشنهاد ميكرد مهمتراز نظر امام جعفرصادق ع بود! امام جعفر صادق ميفرمايد ربا باعث گراني وبي بركتي ميشود ولي آقايان براي تقدس نزولخواري گفتند بهره بايد براساس تورم باشد نه برعكس
احمدي نژاد در بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا:
احمدي نژاد در بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا:
مولوي متعلق به همه بشريت است
كنگره بين المللي بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا به مناسبت نامگذاري سال 2007 بنام سال مولانا در سالن اجلاس سران كشورهاي اسلامي آغاز به كار كرد.
"محمود احمدي نژاد" رئيس جمهوري حضور خود در اين كنگره رانه از باب توصيف مولانا بلكه عرض ارادتي به ساحت مولوي و همه مولوي دوستان و مولوي پژوهان دانست و اظهار داشت : سخن گفتن از مولوي از طرفي بسيار دشوار است زيرا بايد از انساني جامع الاطراف كه علوم و فضايل و اخلاق را در خود جمع دارد، سخن گفت و از طرفي آسان است زيرا وي با عباراتي آسان مفاهيم را به عموم جامعه منتقل مي كند.
وي با بيان اينكه كمتر كساني مثل مولانا جاودانه شده اند ،دلايل جاودانگي اورا ابتدا در خود او و سپس در فرهنگ و ادب فارسي دانست و گفت :اكسيري كه مس ناب را در مولانا تبديل به زر كرد "عشق" بود.عشق به همه خوبي ها و كرامات انساني .عشق مولوي را از دنيا آزاد كرد و غمها را از وي زدود و او را در سرخوشي بي پاياني فروبرد.بطوريكه غم دنيا نتوانست عاشق را از رفتن بازدارد.
احمدي نژاد ادامه داد: عشق همه استعدادهاي مولانا را بارور كرد و او جايي براي غيرخدا باقي نگذاشت .او آفت عشق حقيقي را نفس آدمي ميدانست و عشق الهي را نه تنها جاري در جان بلكه جاري در همه كائنات بر مي شمرد.
رئيس جمهوري فرهنگ و زبان فارسي را داراي ظرفيتهاي فراواني متكي بر روح و فطرت انسان دانست و گفت :مولوي جاودانه است زيرا به خدا و هستي متصل است .مولوي زنده است زيرا عشق ، حقيقت،آزادي ، آزادگي و حق طلبي زنده است.
احمدي نژاد تاكيد كرد :مولوي متعلق به همه بشريت است. او از اسارت قوم بريده و به كمال انسانيت رسيده است.
مولانا از مردم كوچه و بازار دور نشده است
"صفار هرندي" وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز در اين همايش اظهارداشت : هشتصد سال از طلوع مردي ميگذرد كه در آسمان ادب، انديشه، معرفت، حكمت و عرفان اين سرزمين، درخششي جاودانه داشت، تا آن زمان كه در پرتو شمس حقيقت، ساحت وجودي او درنورديده شد و ساحتي مجدد يافت و عرفان از مشرب او در ميهن ما و جهان غالب شد.
وي با بيان اين نكته كه بزرگان بسياري دربارهي مولانا سخن گفتهاند، تصريح كرد: اما اين سبب نشده كه مولانا از دسترس مردم كوچه و بازار دور شود. مردم ما مانند مردم جهان با اشعار مولانا زندگي ميكنند. كودكان دبستاني ما هم بخشي از داستان «مثنوي» را در حافظهي خود انباشتهاند و از آن ميان، به داستان «موسي و شبان» ميتوان اشاره كرد؛ بنابراين براي بزرگداشت مولانا در ايران قدم برداشتن، امري طبيعي است.
وي در ادامه يادآور شد: همراه با ايرانيان، بسياري از مردم جهان در سال 2007 به پيشنهاد ساكنان سرزميني به وسعت ايران قديم و جديد و قبول سازمان يونسكو، به استقبال سال مولانا رفتند.
وزير ارشاد سپس در ارائهي گزارشي از فعاليت ستاد كنگرهي هشتصدمين سال تولد مولانا، خاطرنشان كرد: ستاد بزرگداشت مولانا به دستور رييسجمهور و با مسؤوليت من برپا شد. اين ستاد با شكلدهي كميتهي علمي، فرهنگي - هنري، بينالملل و اجرايي كار خود را آغاز كرد و با نظر مستقيم رييسجمهور، غلامعلي حداد عادل بهعنوان انديشمند مولويپژوه، رياست كنگرهي مولانا را پذيرفت.
هرندي يادآورد شد: كميتهي علمي با مسؤوليت غلامرضا اعواني، كميتهي فرهنگي - هنري با مسؤوليت بهمن نامور مطلق، كميتهي بينالملل با مسؤوليت ابوالحسن خلج منفرد و كميتهي اجرايي با مسؤوليت محسن پرويز در طول اين مدت، طبق برنامه، اقدامات شايسته را براي برپايي كنگرهي امروز انجام دادند و پيدرپي مراحل مختلف به انجام رسيده است.
صفار هرندي تأكيد كرد: در كميتهي علمي با استقبال خوبي كه از فراخوان بهعمل آمد، 450 خلاصه مقاله پس از فراخوان فروردين بهدست دبير كميتهي علمي رسيد، كه 300 مقاله پذيرفته شد. تا پايان شهريور نيز 170 مقالهي علمي از داخل كشور رسيد و مقالات توسط يك هيأت 21نفره، داوري و در نهايت 50 مقاله براي ارائه در دو روز كنگره در تهران به صورت سخنراني پذيرفته شد.
وزير ارشاد همچنين ضمن ارائهي گزارشي كوتاه از فعاليتهاي انجامشده در كميتههاي فرهنگي - هنري، بينالملل و اجرايي، يادآور شد: ادامهي كنگرهي مولانا در تبريز و خوي انجام ميشود، و ديدار از اماكن تاريخي خوي را كه يادآور شمس تبريزي است و همچنين يك سمينار علمي يكروزه در تبريز خواهيم داشت.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام كرد :مجموعه مقالات با عنوان دفتر مولانا پژوهش در 6 جلد منتشر خواهد شد.
هرندي همچنين گفت كه تا كنون 6 پيش همايش در شهرهاي مختلف كشور با عناوين "عرفان مولانا"،"زبان و انديشه مولانا با نگاهي تطبيقي به عطار"،"مولوي و دين"،"مولانا و نظريه هاي ادبي"،"مولانا و جهان معاصر" و " فلسفه اخلاق نزد مولانا " برگزار شده است.
سخن گفتن درباره مولانا دشوار است
"غلامعلي حداد عادل" رئيس مجلس شوراي اسلامي نيز كه رياست كنگره را بر عهده داشت ، سخن گفتن درباره مولانا را امری دشوار برشمرد و تصريح كرد: مولانا مانند اقيانوسی عظيم است و ما به گفته حافظ گمشدگان لب دريا كه امواح اين دريای سترگ دائماً به ما می رسد و جشم و دلمان را می ربايد.
وي ادامه داد: زبان و قلم در برابر روح آسمانی و آن دل شيدا عاجز می ماند و در بيان ذوق و هنر و ظرافت طبع او ناتوان می گردد. پيام او پس از گذشت هشتصدسال از زندگی اش همچنان جذاب است.
غلامعلی حداد عادل دنيای امروز را محتاج درك مفاهيم مولانا خواند و بيان كرد: دنيای امروز بيش از هر زمانی محتاج درك پيام مولانا است و سخن او خطاب به ما اين است كه هستی بسی وسيع تر از حهان گذرا است و اين نظم و زيبايی جلوه های خداوند است.
وی افزود: پيام مولانا به دانشمندان و هنرمندان اين است كه آدمی به عالم بالا تعلق دارد و انسان در اين جهان آب و گل همان غريبه است كه در دنيای غربت مادی اصل خود را ميجويد و همه در نفير او ناله می كنند.
در اين همايش هفت نشست تخصصي حكمت و فلسفه ،عرفان و دين ،مولوي و جهان معاصر، تفاهم بين مذهبي و فرهنگي در انديشه مولوي ، هنر و زيبايي ، داستان پردازي و زبان و ادبيات انجام شد و حدود 200استاد و پژوهشگر به ابراز نظرات خود در حوزه هاي مختلف مولاناپژوهي پرداختند.
رفتم به طبيب و گفتم اي زين الدين اين نبض مرا بگير و قاروره ببين
گفتا كه هواست با جنون گشته قرين گفتم هله تا باد چنين باد چنين
مولانا جلال الدين محمد بلخي رومي مشهور به مولوي شاعرو عارف قرن ششم هجري قمري است .بي ترديد مولانا يكي از حلقه هاي برجسته سلسله عارفان وشاعران در فرهنگ ايراني است كه معرفتو تفكر وي ازهمه مرزهاي سياسي و فرهنگي گذر كرده و هدايت گر جويندگان حقيقت و معرفت در همه جاي دنيا بوده است.
اكنون بعدازهشتصد سال چشم جهانيان متوجه اين شاعر نامي ايراني شده است بطوريكه با تشويق سازمان تربيتي،علمي و فرهنگي ملل متحد در بسياري از كشورهاي جهان مجالسي را به ياد وي در تبيين و تشريح افكار و سيره اش برگزار مي كنند.
مولوي متعلق به همه بشريت است
كنگره بين المللي بزرگداشت هشتصدمين سال تولد مولانا به مناسبت نامگذاري سال 2007 بنام سال مولانا در سالن اجلاس سران كشورهاي اسلامي آغاز به كار كرد.
"محمود احمدي نژاد" رئيس جمهوري حضور خود در اين كنگره رانه از باب توصيف مولانا بلكه عرض ارادتي به ساحت مولوي و همه مولوي دوستان و مولوي پژوهان دانست و اظهار داشت : سخن گفتن از مولوي از طرفي بسيار دشوار است زيرا بايد از انساني جامع الاطراف كه علوم و فضايل و اخلاق را در خود جمع دارد، سخن گفت و از طرفي آسان است زيرا وي با عباراتي آسان مفاهيم را به عموم جامعه منتقل مي كند.
وي با بيان اينكه كمتر كساني مثل مولانا جاودانه شده اند ،دلايل جاودانگي اورا ابتدا در خود او و سپس در فرهنگ و ادب فارسي دانست و گفت :اكسيري كه مس ناب را در مولانا تبديل به زر كرد "عشق" بود.عشق به همه خوبي ها و كرامات انساني .عشق مولوي را از دنيا آزاد كرد و غمها را از وي زدود و او را در سرخوشي بي پاياني فروبرد.بطوريكه غم دنيا نتوانست عاشق را از رفتن بازدارد.
احمدي نژاد ادامه داد: عشق همه استعدادهاي مولانا را بارور كرد و او جايي براي غيرخدا باقي نگذاشت .او آفت عشق حقيقي را نفس آدمي ميدانست و عشق الهي را نه تنها جاري در جان بلكه جاري در همه كائنات بر مي شمرد.
رئيس جمهوري فرهنگ و زبان فارسي را داراي ظرفيتهاي فراواني متكي بر روح و فطرت انسان دانست و گفت :مولوي جاودانه است زيرا به خدا و هستي متصل است .مولوي زنده است زيرا عشق ، حقيقت،آزادي ، آزادگي و حق طلبي زنده است.
احمدي نژاد تاكيد كرد :مولوي متعلق به همه بشريت است. او از اسارت قوم بريده و به كمال انسانيت رسيده است.
مولانا از مردم كوچه و بازار دور نشده است
"صفار هرندي" وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز در اين همايش اظهارداشت : هشتصد سال از طلوع مردي ميگذرد كه در آسمان ادب، انديشه، معرفت، حكمت و عرفان اين سرزمين، درخششي جاودانه داشت، تا آن زمان كه در پرتو شمس حقيقت، ساحت وجودي او درنورديده شد و ساحتي مجدد يافت و عرفان از مشرب او در ميهن ما و جهان غالب شد.
وي با بيان اين نكته كه بزرگان بسياري دربارهي مولانا سخن گفتهاند، تصريح كرد: اما اين سبب نشده كه مولانا از دسترس مردم كوچه و بازار دور شود. مردم ما مانند مردم جهان با اشعار مولانا زندگي ميكنند. كودكان دبستاني ما هم بخشي از داستان «مثنوي» را در حافظهي خود انباشتهاند و از آن ميان، به داستان «موسي و شبان» ميتوان اشاره كرد؛ بنابراين براي بزرگداشت مولانا در ايران قدم برداشتن، امري طبيعي است.
وي در ادامه يادآور شد: همراه با ايرانيان، بسياري از مردم جهان در سال 2007 به پيشنهاد ساكنان سرزميني به وسعت ايران قديم و جديد و قبول سازمان يونسكو، به استقبال سال مولانا رفتند.
وزير ارشاد سپس در ارائهي گزارشي از فعاليت ستاد كنگرهي هشتصدمين سال تولد مولانا، خاطرنشان كرد: ستاد بزرگداشت مولانا به دستور رييسجمهور و با مسؤوليت من برپا شد. اين ستاد با شكلدهي كميتهي علمي، فرهنگي - هنري، بينالملل و اجرايي كار خود را آغاز كرد و با نظر مستقيم رييسجمهور، غلامعلي حداد عادل بهعنوان انديشمند مولويپژوه، رياست كنگرهي مولانا را پذيرفت.
هرندي يادآورد شد: كميتهي علمي با مسؤوليت غلامرضا اعواني، كميتهي فرهنگي - هنري با مسؤوليت بهمن نامور مطلق، كميتهي بينالملل با مسؤوليت ابوالحسن خلج منفرد و كميتهي اجرايي با مسؤوليت محسن پرويز در طول اين مدت، طبق برنامه، اقدامات شايسته را براي برپايي كنگرهي امروز انجام دادند و پيدرپي مراحل مختلف به انجام رسيده است.
صفار هرندي تأكيد كرد: در كميتهي علمي با استقبال خوبي كه از فراخوان بهعمل آمد، 450 خلاصه مقاله پس از فراخوان فروردين بهدست دبير كميتهي علمي رسيد، كه 300 مقاله پذيرفته شد. تا پايان شهريور نيز 170 مقالهي علمي از داخل كشور رسيد و مقالات توسط يك هيأت 21نفره، داوري و در نهايت 50 مقاله براي ارائه در دو روز كنگره در تهران به صورت سخنراني پذيرفته شد.
وزير ارشاد همچنين ضمن ارائهي گزارشي كوتاه از فعاليتهاي انجامشده در كميتههاي فرهنگي - هنري، بينالملل و اجرايي، يادآور شد: ادامهي كنگرهي مولانا در تبريز و خوي انجام ميشود، و ديدار از اماكن تاريخي خوي را كه يادآور شمس تبريزي است و همچنين يك سمينار علمي يكروزه در تبريز خواهيم داشت.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام كرد :مجموعه مقالات با عنوان دفتر مولانا پژوهش در 6 جلد منتشر خواهد شد.
هرندي همچنين گفت كه تا كنون 6 پيش همايش در شهرهاي مختلف كشور با عناوين "عرفان مولانا"،"زبان و انديشه مولانا با نگاهي تطبيقي به عطار"،"مولوي و دين"،"مولانا و نظريه هاي ادبي"،"مولانا و جهان معاصر" و " فلسفه اخلاق نزد مولانا " برگزار شده است.
سخن گفتن درباره مولانا دشوار است
"غلامعلي حداد عادل" رئيس مجلس شوراي اسلامي نيز كه رياست كنگره را بر عهده داشت ، سخن گفتن درباره مولانا را امری دشوار برشمرد و تصريح كرد: مولانا مانند اقيانوسی عظيم است و ما به گفته حافظ گمشدگان لب دريا كه امواح اين دريای سترگ دائماً به ما می رسد و جشم و دلمان را می ربايد.
وي ادامه داد: زبان و قلم در برابر روح آسمانی و آن دل شيدا عاجز می ماند و در بيان ذوق و هنر و ظرافت طبع او ناتوان می گردد. پيام او پس از گذشت هشتصدسال از زندگی اش همچنان جذاب است.
غلامعلی حداد عادل دنيای امروز را محتاج درك مفاهيم مولانا خواند و بيان كرد: دنيای امروز بيش از هر زمانی محتاج درك پيام مولانا است و سخن او خطاب به ما اين است كه هستی بسی وسيع تر از حهان گذرا است و اين نظم و زيبايی جلوه های خداوند است.
وی افزود: پيام مولانا به دانشمندان و هنرمندان اين است كه آدمی به عالم بالا تعلق دارد و انسان در اين جهان آب و گل همان غريبه است كه در دنيای غربت مادی اصل خود را ميجويد و همه در نفير او ناله می كنند.
در اين همايش هفت نشست تخصصي حكمت و فلسفه ،عرفان و دين ،مولوي و جهان معاصر، تفاهم بين مذهبي و فرهنگي در انديشه مولوي ، هنر و زيبايي ، داستان پردازي و زبان و ادبيات انجام شد و حدود 200استاد و پژوهشگر به ابراز نظرات خود در حوزه هاي مختلف مولاناپژوهي پرداختند.
رفتم به طبيب و گفتم اي زين الدين اين نبض مرا بگير و قاروره ببين
گفتا كه هواست با جنون گشته قرين گفتم هله تا باد چنين باد چنين
مولانا جلال الدين محمد بلخي رومي مشهور به مولوي شاعرو عارف قرن ششم هجري قمري است .بي ترديد مولانا يكي از حلقه هاي برجسته سلسله عارفان وشاعران در فرهنگ ايراني است كه معرفتو تفكر وي ازهمه مرزهاي سياسي و فرهنگي گذر كرده و هدايت گر جويندگان حقيقت و معرفت در همه جاي دنيا بوده است.
اكنون بعدازهشتصد سال چشم جهانيان متوجه اين شاعر نامي ايراني شده است بطوريكه با تشويق سازمان تربيتي،علمي و فرهنگي ملل متحد در بسياري از كشورهاي جهان مجالسي را به ياد وي در تبيين و تشريح افكار و سيره اش برگزار مي كنند.
Sunday, October 14, 2007
Opportunity cost in holy Koran هزينه فرصتهاي از دست رفته در قران
Opportunity cost in holy Koran هزينه فرصتهاي از دست رفته در قران
فرصتهاي از دست رفته يا هزينه فرصتهاي از دست داده در اسلام وشيعه بسيار مورد توجه است اين به ان معني است كه تئوري معاد اساس انرا تشكيل ميدهد يعني انسان نه تنها در مقابل عملكرد خود مسئول است بلكه در مقابل عمل نكرده هاي خود هم مسئول است مثلا كشاورزي كه ميتوانست ۱۰كيلو برنج توليد كند اگر ۹ كيلو توليد كرد درنقابل تنبلي برا ان يك كيلوهم مقصر است ويا اگر شخسي بتواند ۱۰۰نفرررا هدايت اگر حتي ۹۹ نفرهم هدايت كند درمقابل ان نفر اخر مسئول است ولذا يكي از اسامي روز قيامت يوم الحسره است يعني روزي كه انسان متوجه ميشود چه كارهايي را ميتوانسته انجام دهد وبه چه درجاتي ميتوانست برسد كه نرسيد همين ماه رمضان وشبهاي قدر شما ببينيد براي تهيه رزومه نيمه شعبان را قرار دادند وبراي تهيه برنامه كامل تاييد وتصويب سه شب قدر را قراردادند وبراي ابلاغ شب بيست وهقتم ماه رمضان را قراردادند حالااگر كسي همه اين شبها را بخوابد يعني نسبت به سرنوشت خود بي اعتنا است ولذا ديگران براي او تصميم ميگيرند
اپوزيسيون بهترين التر ناتيو جمهوري اسلامي
اپوزیسیون بدون اینکه خود بداند بهترین الترناتیو برای جمهوری اسلامی هستند واین امر از دوجنبه مهم قابل تامل است اولا اینکه عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد یعنی دشمنان خود از روی دشمنی بهترین کمکها را انجام میدهند ودیگر از تئوری ویروس ضد خبر استفاده میشود یعنی هر خبری با خود یک ویروس ضدخبر حمل میکند این ویروس ضدخبر عمل میکند وعکس انرا روشن میسازد مثا ممکن است خبرهای بدی از ایران بیرون بود ولی در داخل همین خبر مسایل ضدخبر مستتر باشد وقتی میگوییم درایران آزادی نیست این حرف همان حامل ضد خبر است یعنی مردم میژذسند اگر آزادی بیان وجود ندارد چرا گذاشتند همین حرف را تو بزنی !ولذا کلیه رسانه علیرغم خواست خود در یک جهت حرکت میکنند وانهم یاری جریان بالنده ایت در زمان ما اسلام وعقیده شیعه بالنده است لذا هرچه وهابیون وسلفیها ویهودیها وحتی مسیحیها هرچه بر طبل مخالفت با شیعه بکوبند چون مردم شیعه را نمیشناسند ولی مسدولین خودشان را میشناسند لذا خودبخود مفهوم خکی انرا درذهن متبادر میکنند یعنی یهمین سادگی میفهمند پشت سر این خبرها وتاکتیکها چیست
مرز ايران اضافه شده كه كم نشده
بحث در باره رژيم حقوقي درياي خزر نبايد به پايمال شدن حق ايران بيانجامد اصولا چنين بحثي لازم نبود از اول مطرح شود چرا كه مرز ايران تغيير نكرده كه بخواهد نسبت ان تغيير كند وبلكه بايد اضافه تر هم بشود زيرا قرارداد صدساله جدايي حومه خزر تمام شده اشت
فرصتهاي از دست رفته يا هزينه فرصتهاي از دست داده در اسلام وشيعه بسيار مورد توجه است اين به ان معني است كه تئوري معاد اساس انرا تشكيل ميدهد يعني انسان نه تنها در مقابل عملكرد خود مسئول است بلكه در مقابل عمل نكرده هاي خود هم مسئول است مثلا كشاورزي كه ميتوانست ۱۰كيلو برنج توليد كند اگر ۹ كيلو توليد كرد درنقابل تنبلي برا ان يك كيلوهم مقصر است ويا اگر شخسي بتواند ۱۰۰نفرررا هدايت اگر حتي ۹۹ نفرهم هدايت كند درمقابل ان نفر اخر مسئول است ولذا يكي از اسامي روز قيامت يوم الحسره است يعني روزي كه انسان متوجه ميشود چه كارهايي را ميتوانسته انجام دهد وبه چه درجاتي ميتوانست برسد كه نرسيد همين ماه رمضان وشبهاي قدر شما ببينيد براي تهيه رزومه نيمه شعبان را قرار دادند وبراي تهيه برنامه كامل تاييد وتصويب سه شب قدر را قراردادند وبراي ابلاغ شب بيست وهقتم ماه رمضان را قراردادند حالااگر كسي همه اين شبها را بخوابد يعني نسبت به سرنوشت خود بي اعتنا است ولذا ديگران براي او تصميم ميگيرند
اپوزيسيون بهترين التر ناتيو جمهوري اسلامي
اپوزیسیون بدون اینکه خود بداند بهترین الترناتیو برای جمهوری اسلامی هستند واین امر از دوجنبه مهم قابل تامل است اولا اینکه عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد یعنی دشمنان خود از روی دشمنی بهترین کمکها را انجام میدهند ودیگر از تئوری ویروس ضد خبر استفاده میشود یعنی هر خبری با خود یک ویروس ضدخبر حمل میکند این ویروس ضدخبر عمل میکند وعکس انرا روشن میسازد مثا ممکن است خبرهای بدی از ایران بیرون بود ولی در داخل همین خبر مسایل ضدخبر مستتر باشد وقتی میگوییم درایران آزادی نیست این حرف همان حامل ضد خبر است یعنی مردم میژذسند اگر آزادی بیان وجود ندارد چرا گذاشتند همین حرف را تو بزنی !ولذا کلیه رسانه علیرغم خواست خود در یک جهت حرکت میکنند وانهم یاری جریان بالنده ایت در زمان ما اسلام وعقیده شیعه بالنده است لذا هرچه وهابیون وسلفیها ویهودیها وحتی مسیحیها هرچه بر طبل مخالفت با شیعه بکوبند چون مردم شیعه را نمیشناسند ولی مسدولین خودشان را میشناسند لذا خودبخود مفهوم خکی انرا درذهن متبادر میکنند یعنی یهمین سادگی میفهمند پشت سر این خبرها وتاکتیکها چیست
مرز ايران اضافه شده كه كم نشده
بحث در باره رژيم حقوقي درياي خزر نبايد به پايمال شدن حق ايران بيانجامد اصولا چنين بحثي لازم نبود از اول مطرح شود چرا كه مرز ايران تغيير نكرده كه بخواهد نسبت ان تغيير كند وبلكه بايد اضافه تر هم بشود زيرا قرارداد صدساله جدايي حومه خزر تمام شده اشت
به وقت امدن درراه
به وقت امدن درراه
یکی خاموش ویکی صد سوزواه
یکی گوید سن الله
یکی گوید یا اباه ویا اماه
یکی گوید ای رضا وای اله
لا اله الا الله
یکی نزدیک ویکی دوررراه
یکی خاموش ویکی نالان ومداح
یکی چاووش خوان ویکی ساکت
یکی معصوم ویکی هم پرگناه
یکی پر پیرو یکی تنها
یکی پیرو یکی کوتاه
یکی با اشک ویکی با آه
یکی پرسوز ویکی پر نگاه
یکی دروازه میبوسد یکی درگاه
به وقت رفتن همه شادند واز غمها آزادند
یکی گوید الوداع ای شاه
یکی گوید شاه خراسان
یکی گوید ای جان جانان
براور حاجت ما باش یاورما
به نزد رب العامین بگو احوال ما
شفیع ماشو ای بیگناه
بحق جواد ومعصومت
یکی خاموش ویکی صد سوزواه
یکی گوید سن الله
یکی گوید یا اباه ویا اماه
یکی گوید ای رضا وای اله
لا اله الا الله
یکی نزدیک ویکی دوررراه
یکی خاموش ویکی نالان ومداح
یکی چاووش خوان ویکی ساکت
یکی معصوم ویکی هم پرگناه
یکی پر پیرو یکی تنها
یکی پیرو یکی کوتاه
یکی با اشک ویکی با آه
یکی پرسوز ویکی پر نگاه
یکی دروازه میبوسد یکی درگاه
به وقت رفتن همه شادند واز غمها آزادند
یکی گوید الوداع ای شاه
یکی گوید شاه خراسان
یکی گوید ای جان جانان
براور حاجت ما باش یاورما
به نزد رب العامین بگو احوال ما
شفیع ماشو ای بیگناه
بحق جواد ومعصومت
هيچكس جق ندارد راجع بمرزهاي ايران گقتگوكند
هيچكس جق ندارد راجع بمرزهاي ايران گقتگوكند
مگر اينكه انرا افزايس دهد!
اجلاس خزر پشت پرده انرژي هسته اي
روسيه با علم كردن مسئله انرژي هسته اي ايران انرا وسيله اي قرارداده تا به وصيتنامه پطر كبير مبني بردست ياقتن بر ابهاي گرم جامه عمل بپوشاند وحمايت مردمي روس هم از اوفقط بخاطر همين امر است زيرا روسيه در اجلاس خزر بدنبال تغيير مرز ايران است واين بمعني نابودي ارمانهاي جنگ ودفاع مقدس است زيرا تمامي آرمان 8 سال دفاع مقدس اين بود كه با فداكاري رزمندگان اسلام براي اولين بار يك وجب از خاك ايران بدست دشمن نيافتاد اما اجلاس خزر گويا قصد دارد بدون در دسر مرزهاي شمالي را كاهش دهد! اصولا تعيين رژيم حقوقي خزر چيزي جز اين معني ميدهد؟ چون اولين مسئله در اين تعيين رژيم حقوقي مشخص كردن مرزها است ولي مرزها كه تغيير نكرده است! قروپاشي در شوروي اتفاق افتاده نه در ايران! وايران مرزهايش مشخص وسهم انهم از مرزهاي ابي معلوم است وهيچكس حق ندارد خون شهدا را پايمال كند واين مرزها را كاهش دهد. البته روسيه براي اين كار چند چيز را درمشت خود دارد اول پرونده هسته اي ايران وبعدا هم سوخت هسته اي بوشهر وهردو اين بحرانها زاييده خود روسيه است يعني بنابر اطلاع وسيع تنها روسيه است كه از توان هسته اي ايران بيشتر باخبر است وانهم بدليل شراكت او در نيروگاه بوشهر است وتمامي اطلاعات غلط اژانس هسته اي از داخل روسيه به انجا ميرفته وروسيه براي حفظ دامنه اطلاعاتي خود درابتدا ژست موافق ايران را ميگرفت ولي در مواقع حساس ولحظه هاي سرنوشت ساز راي برمخالفت ميداد وايران را تنها ميگذاشت اكنون نيز باهمين دو سلاح بميدان امده تا مرزهاي ايران را كوچك كند ولي مسئولين بدانند كه هيچكس حق ندارد درمورد مرزهاي ايران معامله كند. مگر انرا افزايش دهد .وبه فضل حدا اين ژست گرفتنهاي نخ نماي روسيه در مورد انرژر هسته اي هم بي اثراست ونبايد ازان ترسيد.
مگر اينكه انرا افزايس دهد!
اجلاس خزر پشت پرده انرژي هسته اي
روسيه با علم كردن مسئله انرژي هسته اي ايران انرا وسيله اي قرارداده تا به وصيتنامه پطر كبير مبني بردست ياقتن بر ابهاي گرم جامه عمل بپوشاند وحمايت مردمي روس هم از اوفقط بخاطر همين امر است زيرا روسيه در اجلاس خزر بدنبال تغيير مرز ايران است واين بمعني نابودي ارمانهاي جنگ ودفاع مقدس است زيرا تمامي آرمان 8 سال دفاع مقدس اين بود كه با فداكاري رزمندگان اسلام براي اولين بار يك وجب از خاك ايران بدست دشمن نيافتاد اما اجلاس خزر گويا قصد دارد بدون در دسر مرزهاي شمالي را كاهش دهد! اصولا تعيين رژيم حقوقي خزر چيزي جز اين معني ميدهد؟ چون اولين مسئله در اين تعيين رژيم حقوقي مشخص كردن مرزها است ولي مرزها كه تغيير نكرده است! قروپاشي در شوروي اتفاق افتاده نه در ايران! وايران مرزهايش مشخص وسهم انهم از مرزهاي ابي معلوم است وهيچكس حق ندارد خون شهدا را پايمال كند واين مرزها را كاهش دهد. البته روسيه براي اين كار چند چيز را درمشت خود دارد اول پرونده هسته اي ايران وبعدا هم سوخت هسته اي بوشهر وهردو اين بحرانها زاييده خود روسيه است يعني بنابر اطلاع وسيع تنها روسيه است كه از توان هسته اي ايران بيشتر باخبر است وانهم بدليل شراكت او در نيروگاه بوشهر است وتمامي اطلاعات غلط اژانس هسته اي از داخل روسيه به انجا ميرفته وروسيه براي حفظ دامنه اطلاعاتي خود درابتدا ژست موافق ايران را ميگرفت ولي در مواقع حساس ولحظه هاي سرنوشت ساز راي برمخالفت ميداد وايران را تنها ميگذاشت اكنون نيز باهمين دو سلاح بميدان امده تا مرزهاي ايران را كوچك كند ولي مسئولين بدانند كه هيچكس حق ندارد درمورد مرزهاي ايران معامله كند. مگر انرا افزايش دهد .وبه فضل حدا اين ژست گرفتنهاي نخ نماي روسيه در مورد انرژر هسته اي هم بي اثراست ونبايد ازان ترسيد.
Monday, August 20, 2007
India has 35 millions Shiite but not any supports!
India has 35 millions Shiite but not any supports!
Indian people are Budi in foreigner of Islam or in Islam are all them sunny. It is a common work again the Shiite; they love what ever the Shiite not like: they loved the convivial they love the theft they love the lie and others and the Shiite leader tell in opposite Imam Ali said we must tell right if the y kill us. We must support the home right if they are not love and we must work in honorary if they were the theft.
So they bit the Shiite and not help them any the Shiite have not any delegations in the congress and they have not any school or any mosques and they can not find any jobs. It is very difficult for life but they love Shiite more than their life.
Indian people are Budi in foreigner of Islam or in Islam are all them sunny. It is a common work again the Shiite; they love what ever the Shiite not like: they loved the convivial they love the theft they love the lie and others and the Shiite leader tell in opposite Imam Ali said we must tell right if the y kill us. We must support the home right if they are not love and we must work in honorary if they were the theft.
So they bit the Shiite and not help them any the Shiite have not any delegations in the congress and they have not any school or any mosques and they can not find any jobs. It is very difficult for life but they love Shiite more than their life.
Sunday, August 19, 2007
هفته جهانی مساجد گرامی باد
هفته جهانی مساجد گرامی باد
به همت مرکز رسیدگی به امور مساجد مقرر گردیده که در محل مجلس شورای اسلامی سابق گردهمایی جهانی بزرگداشت مساجد برگزار گردد
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 18:16 توسط سید احمد حسینی ماهینی
GetBC(62);
نظر بدهید
پارلمان جهانی شیعه تشکیل گریدید
پارلمان جهانی شیعه تشکیل گریدید
به همت مجمع جهانی اهل البیت امروز در سالن کنفرانس سران نمایندگان شیعه از سراسر جهان گردامدند تا مشکلات خود را با یکدیگر ردمیان گذاشته راه کارها را بجویند نماینده شیعیان عراق از همه سوال کرد برای حمایت از شیعیان که در معرض خطر هستند بقیه چه کردند؟ نماینده لبنان نیز گفت که از سال ۱۹۷۷ عملیات استشهادی جنبش امل به رهبری امام موسی صدر وبه فرماندهی مهنس شهید چمران آغاز شد ...
مجمع جهانی اهل البیت
مجمع جهانی اهل البیت امروز در سالن کنفرانس سران گشایش یافت خبرگار ماهین نیوز که در انجا حضور داشت از اهمیت این مراسم مطالبی را بیان داشت ولکن گزارش عملکرد ۴ ساله منتشر شده که بزودی خلاصه ان اعلام خواهد شد
وحدت و تحزب
وحدت و تحزب
همایش فصلی خانه احزاب برگزار شد مهمترین ÷یام این همایش وحدت در عین کثرت بود زیرا تحزب در ایران توانسته به تکامل وهمزیستی برسد:
در ابتدای انقلاب اسلامی به رسم کشورهای کمونیستی که از اثار با قیمانده حزب رستاخیز سلطنتی بود تنها یک حزب بوجود امد ودر فتح سنگر به سنگر جبهه های اجرایی کوشید اما تحزب خود را به شکل خشن نشان داد ومانع انحصار طلبی انها شد تا مدتها حزب واحد مقاومت کرد اما بالاخره با اعلام انحلال در هر صورت رقیب را برنتابید وب خود زنی جلوی احزاب دیگرراهم رفت اما تحزب در زیر زمینها بکار خود ادامه داد ومردم در عضویت با عنوانهای مختلف همیشه مدافع تحزب شدند تا جاییکه تحت عناوین کارکنان یک روزنامه یا یک ادره یا یک شازمان به کارکردهای حزبی جداگانه روی آوردند وهرگاه مانع بکار بردن کلمات حزبی میشدند از کلماتی چون جناح .قشر طبقه یا سازمان وگروه وگروهک استفاده کردند که همگی با عناوین مختلف کارکرد حزبی داشتند به این عنوان که مثلا تحت نام بسیج جهاد یا تی سپاه وارتش به امر انتخابات وسیاست پرداختند وتمامی تحریمهای قانونی وغیرقانونی نتوانست عطش سیاسی بودن ار گانهای نظامی وغیرنظامی را کم کند بصورتی که ما دیدیم بسیاری از نمایندگان ومنتخبانبرای اتخاب شدن بنها راه موفق را غسل دادن خود دریکی از این ارگانهای نظامی یافتند وامار منتخبین نشان میدهد که بیش از 99 درصد انا در یکی از رده های امنیتی نظامی وانتظامی مشغول بوده اند یا اظهار به مشغول بودن نمودند تا پذیرفته شدند پس از اشکار شدن این مرحله مرحله بگشت آغاز شد: کسانیکه نظامی بودند سعی کردند تا خودرا منفک نشان دهندتا بتوانند رای بیاورند یعنی افراد عیز نظامی رای نمیاوردند اما افرادی که اول نظامی بودند بعدا منفک شده یا ادعا میکردند که منفک شده اند دارای رای میشدند.. این مرحله جدید را میتوان پوست اندازی نام گذاشت ودر اینجا احزاب توانستند تحت نام اصلاحات خودرا از نظامیت جدا نشان دهند. کسانی مثل حجاریان که سوابق نظامی وامنیتی زیادی داشته اما در کسوت اپوزیسیون ظهور کردند مرجله استقلال تحزب است اما تجربه این افراد همانند خرما خورده بود که از خرما خوردن منع میکرد وموثر واقع نشد . لذا دوران عدالتخواهی آغاز شد در دوران عدالت خواهی احزاب کم کم بسوی یک همزیستی هدایت شدند وبه این باوررسیدند که به تنهایی کاری از پیش نمیبرند واکنون خانه احزاب بعنوان یک حزب بزرگ در حال صف آرای است یعنی از تکحزبی اوایل انقلاب به چند حزبی دوران اصلاحات وسپس تحول وحدت در عین کثرت خانه احراب میرسیم
انها ییکه مارا تحت سیطره روس وچین میخواهند!
کم خطر نشان دادن چین وروسیه سیاستی است که سالهاست از سوی برخی تحلیلگران صدا وسیما بر مردم تحمیل میشود وهرنوع پیشرفت یا مذاکرات انان را با افتخار تمام اعلام میکند درحالیکه دستگیری دو تبعه چینی که ازمراکز نظامی عکس برداری میکردند ویا طولانی کردن مراحل راه اندازی بوشهر توسط روسها نشان میدهد انان چندان هم منظور خوبی ندارند وممکن است این خوشبینی ها بموقع ضررهای جبران ناپذیری به منافع ملی وارد کند لذا شعار نه شرقی نه غربی نباید تبدیل به شعار نه غربی نه غربی شود
قضیه پای چپ
ارتوز را براحتی میتوان با ثضیه پای چپ وراست درمان کرد ویا از ان جلوگیری نمود: عده ای تصور میکنند پای چپ وراسن کردن خرافات است درصورتیکه دستور بهداشتی اسلام هم حساب میشود از انجا که پای چپ به قلب نزدیکتراست لذا خون تازه وبیشتری دران جریان پیدا میکند لذا طبق روایات ماباید سنگینی بدن را موقع بلند شدن یا نشستن به پای چپ تحمیل کنیم عده ای که این را رعایت نمیکنند دچار ارتروز میشوند ولی با اینحال دیر نشده میتوانند بار انرا سبک کنند وبه بهبودی ان کمک کنند فقط باید انرا چرب کنند تا کم کم خوب شود ودیگر ازان کار نکشند!
دهنه جشنها
همانطور که برای عزاداری عاشورا دهه گرفته میشود بهتراست برای ایام شعبانیه هم دهه گرفته شود وهمانطور که خودجوش مردم این ایام را چراغانی میکنند بطوررسمی هم از سوم شعبان جشنها شروع شود وتا نیمه شعبان ادامه یابد
هاشمی درنقش اپوریسیون
The end of trying for west in Iraq:
Iraq is the best point that can pull out all power or west and they died soon. The west civilization had a curve: birth growth and death:
In few years the west rise in the Europe and many years went to USA but today all them gather in Iraq and to save her by Iraqi oil money! They thought the oil of Iraq or drugs in Afghanistan can save them but they do mistake the oil to be poison for them and kill them graduate and step by step: first step they pay all money remain in treasury and today the federal reserve are empty! We have secretary news that the all personnel in the white house and congress not draft her wage for many months they tell us that the whit house manager said we have not enough money to pay so you can thieve all things that you can. They stole spoon and knives and even plates from the whit house for her salary. In other wise the USA thought they sell oil and give much money from Iraqis but today they end the stock oil in internal oil and not can to delivery any oil from Iraq. In future winter will appear all we say. The people have not any oil internal or even external they will have a difficult winter. Only way to US people is that they will be Shiite and wanted help from Iran. Iranian can help them by Gas and oil in free as the Venezuela help them in cheap oil for poor people.
هاشمی شاهرودی در نقض یا نغزگفتار؟
هاشمی شاهرودی بنابر نوشته برخی مطبوعات حملات بی سابقه ای را علیه دولت انجام داده وانتقادات شدیدی از تغییر مدیران ووزیران نموده است معلوم نیست چرا دخالت همه قوا در هم اینطور علنی شده است آیا قانون اساسی عوض شده وتفکیک قوارا برداشته اند یا نعوذ بالله مجریان قانون خود قانون شکنی میکنند؟ تنها اختیارات یک رییس جکهور همین تعویض مدیریتهاست والا در بودچه وسیاستهای اقتصادی وسیاسی وکلیه امور فقط مجری است لذا انتقاد قوه قضاییه از مجریه به غیر ازاینکه دخالت در قوه دیگر حساب میشود بر قوه ضاییه نیز ایراد میگیرد چراکه دولت مجری است وکجری از خود اختیاراتی ندارد.اگر قوقه قضاییه که خود باید حافظ وناظر قوانین باشد بهمین راحتی انهم توسط بالاترین مقام انهم به طور کاملا عیان قانون را زیر پا یگذارد فقط میتوان یک حالت داشته باشد یک مانور تبلیغاتی انهم درنقش اپوزیسیون !
وزارت نفت اولویت حقظ منابع را دارد
ورازت نفت تا امروز بیشتر به خودش رسیده تا به مملکت وهمه درامدها را بنحوی ازاین جیب به ان جیب کرده حالا این توی سرش بخورد! اصلا حواسش نیست که کشورهای همسایه اورت دارند نفت مارا زیر کشی میکنند ومیبرند! همه به الاف واولوف رسیدند واین مالک اصلی دستش از همه جا کوتاه است ! پیشنهاد میشود وزیر جدید نفت که میاید اولویت اولش اقامه دعوا وجلوگیری از نفت کشی از منابع مشبرک وپایین دستی باشد زیرا همه همسایگان با استفاده از غفلت وزارت نفت همه منابع را خودشان استفاده میکنند در صدر انها عربستان است که بیشترین برداشت را از منابع پاین دستی دارد سپس امارات است که بیشترین برداشت را از منابع مشترک دارد
بافتهاي فرسوده در بهترين نقاط شهر
وامهاي اجرايي براي طرحهاي عمراني
و تغيير بافتهاي فرسوده كلان شهرها...
Executive loans
يكي از معضلات شهرهاي بزرگ و مخصوصاً قديمي و تاريخي، وجود بافتهاي فرسوده است كه اصلاً قابل حل نيست، زيرا بافتهاي فرسوده از املاك اشخاص هستند و اشخاص بنابر اصل: الناس مسلطون علي اموالهم، خود را مالك اموال دانسته و بعضاً حتي حاضر به تغيير آن نيستند و يا حتي برخيها رها كرده رفتهاند. برخي نيز دچار اختلاف در مالكيت شده بلاتكليف ماندهاند. البته اگر اين واحدها در بيرون شهرها و يا در شهرهاي كوچك بود، مشكلي نبود ولي جالب است كه اين بناها در بهترين نقاط شهرهاي بزرگ و كلان شهرهاي جهان قرار گرفتهاند. به دليل اينكه همين بنا پايه آن شهرها محسوب ميشوند و از ابتداييترين ساختمانها ميباشند و به دليل همين ابتدايي بودن از لحاظ مقاوم سازي، نماي بيروني و زيباسازي شهري، كلان شهرها را دچار معضل نمودهاند. هر سال هم ميگذرد، بر تعداد اين واحدها افزوده ميشود و كلاف آن را بيشتر سردرگم ميكند. مثلاً به طور طبيعي در تهران در سالهاي انقلاب اسلامي و دههي 1350 تعداد واحدها و ميزان بافتهاي فرسوده نسبت به اين سال كه نزديك به 30 سال از آن ميگذرد، كمتر بوده، معني آن اين است كه بسياري از ساختمانها جديداً در جرگه ساختمانهاي فرسوده وارد شدهاند. مشكل اصلي البته فقط مالكان اين ساختمانها نيستند، طرحهاي جامع شهري نيز بُعد ديگر مسأله است. يعني چه بسا مالكان خانهها دوست داشته باشند منزل خود را تعمير كنند و نوسازي نمايند و يا حتي مقاوم سازي كنند ولي ساختمان آنها در طرح جامع شهري جايي ندارد يعني يا بايد ضميمه پارك شود و يا جزيي از خيابان شود يا در مسير بزرگراه قرباني شود و به همين دليل شهرداريها و قوانين شهري مطابق با طرح جامع هر شهر به واحدهايي كه داخل بافت نيستند يا در طرح قرار دارند، اصلاً مجوز هيچگونه نوسازي يا تعميرات را نميدهد و با متخلفان هم به شدت برخورد ميشود. لذا ما هميشه با خيابانهايي روبهرو هستيم كه يكي در ميان ساختمانهاي فرسوده و ساختمانهاي شيك قرار دارند و در خيابانها هميشه خاك و سنگ و آجر و مصالح و تعمير مسير و معابر و... وجود دارد و چهرهي زشتي به شهرها ميدهد.
وامها و يارانههاي بافتهاي فرسوده
برخي از راهحلها، وام يارانهاي و بودجه دولتي براي بافتهاي فرسوده است. وام يارانهاي به اين صورت است كه دولت يا شهرداريها، مبلغي مثلاً ده ميليون تومان به صاحب خانه ميدهند كه بافتهاي فرسوده خود را نوسازي و مقاوم سازي كند. اين مبلغ از چند جنبه قابل بررسي و تحليل است. اولين جنبه آن ميزان وام يا مبلغ بازپرداخت و سود ميباشد. آيا اين مبلغ كفايت بازسازي واحد فرسوده را ميدهد يا از آن بيشتر است؟ و يا اصولاً شهرداريها كاري به آن ندارند بلكه به بودجه و امكانات خود و كمكهاي دولتي نگاه ميكنند. مثلاً تعيين ميزان ده ميليون توماني بر چه اساسي است؟ آيا بازسازي يك واحد مسكوني در نازيآباد با 50 متر زيربنا و يا محلهي 13 آبان با 20 متر زيربنا و يا خيابانهاي شهرري گاه با 30 متر زيربنا، اين همه وام نياز دارد؟ و برعكس بازسازي واحد مسكوني 1000 متري در نياوران، يا 2000 متري در سعدآباد و دربند و حسن آباد و زرگنده، اصلاً ده ميليون برايش مبلغي است؟ و اصولاً شهرداريها توان پرداخت اين مبلغ را يا تخصيص آن را به تمامي بافتهاي فرسوده در طول زمان خواهند داشت؟ پس بنابراين براي راه حل بخشي از اين امور ميتواند مفيد باشد ولي نميتواند تمام آن را پوشش دهد. جنبه دوم و مهم آن مسأله وام گيرنده است: آيا اصولاً مالك، وجود خارجي دارد؟ مدارك او كامل است؟ و آيا اصولاً خواهان وام و يا خواهان تعميرات است يا خير؟ چون بسياري از واحدهاي فرسوده رها شده هستند و يا مالكان آن «حال» بازسازي يا عقيده بازسازي و نوسازي را ندارند و آن را خلاف مرام و مردانگي ميدانند! ما شاهد ساخت سريالهاي زيادي هستيم كه پدربزرگها و مادربزرگها با ديدگاه كاملاً ارزشي از تخريب يا بازسازي و نوسازي واحدهاي فرسوده جلوگيري ميكنند. و بالاخره آيا اگر همهي شرايط فراهم باشد، وام هم كافي باشد، آيا توان بازپرداخت آن براي مالك وجود دارد؟ چه بسا اگر اين توان وجود داشت، مالك رأساً اقدام ميكرد و مجبور نبود وام بگيرد و مبلغ بيشتري بازپرداخت نمايد.
بودجه دولتي براي بازسازي و...
بودجه دولت و شهرداريها هم براي بازسازي بافتهاي فرسوده داراي معضلات زيادي است. تصور عمومي بر آن است كه دولت ثروت فراواني دارد از ذخاير بانك مركزي و بانكهاي ملي تا طلاها و جواهرات موزهها و عتيقههاي گالري و ساختمانها و... همه و همه متعلق به دولت است و دولت يك سرمايهدار بزرگ است و لذا بايد تمامي خرجها را بپردازد بدون اينكه ماليات بگيرد!... اما اين تصور باطل است زيرا دولت نه تنها مالك موزهها و جواهرات و ساختمانها به معني داشتن حق تصرف در آنها نيست، بلكه برعكس در صورتي كه كوچكترين تصرفي در آن نمايد، به عنوان دولت ناكارآمد تلقي خواهد شد و حتي بايد هزينههاي نگهداري آنان را هم بپردازد. يعني نه تنها استفادهاي براي دولت ندارد بلكه هزينه همه دارد. شايد گفته شود نفت و ذخاير معدني و طلا و غيره هم مال دولت است! ولي ما ميدانيم كه كشف (حفاري) استخراج و تصفيه و صدور نفت بالاي 75 دلار در بشكه هزينه دارد. يعني كل در آمد حاصل از فروش نفت فقط به خود وزارت نفت اختصاص مييابد و اين علاوه بر واردات بيش از اندازه نفت سفيد و بنزين مصرفي و پرداخت سوبسيد براي آنهاست و براي همين است كه ما همه ساله در بودجه دولت رقمي به عنوان كسر بودجه ميبينيم و اين زماني فاجعهآميزتر بود كه قيمت فروش نفت كمتر از 40 دلار ميرسيد! يعني مثل آن بود كه شما يك كالايي را به قيمت 75 تومان توليد كنيد و مجبور باشيد 40 تومان بفروشيد! علت اصلي سقوط كابينه يا استعفاي مهندس موسوي از پست نخست وزيري و يا حتي قبول قطعنامه 598 به تعبيري همين بود كه بودجه دولت زير خطر قرمز بود! دولت سازندگي هم كه براي نجات دولت مجبور شد تورم را در جامع تزريق كند تا بتواند ماليات بيشتري بگيرد. تزريق تورم از طريق فروش ارزهاي خارجي با قيمتهاي بالا بود و دلار ناگهان به 1000 تومان رسيد. در دولت اصلاحات، گرچه هزينههاي دولتي كاهش پيدا كرد و از آن پرخرجيها به نام توسعه و سازندگي خبري نبود ولي در اواخر آن افزايش بهاي نفت به كمك آمد و صندوق ذخيره ارزي بنا نهاده شد. ولي برداشتهاي صندوق ذخيره ارزي نشان ميدهد كه دولت فعلي نيز براي اجراي ضروريترين نيازهاي كشور و طرحهاي عمراني بودجه كافي ندارد و امكان به صفر رساندن كسر بودجه بسيار مشكل است.
خصوصي سازي عمراني!
كلاف سردرگم بودجه دولتي، بانكها، هزينه و درآمدهاي شخصي، باعث شده كه همهي شهرهاي بزرگ دنيا داراي يك سرنوشت باشند: افزايش جمعيت، افزايش بافتهاي فرسوده، افزايش آلودگيهاي صوتي، تصويري و تنفسي! اين درد مشترك تمامي كلان شهرهاست و كلان شهرهاي آينده ميباشد؛ هميشه براي زيباسازي شهري عقيده و حمايت و نظر مثبت است ولي بودجه و درآمد منفي است...
دولتهاي جديد معمولاً با يورش تبليغاتي و بودجهاي بر سر كار ميآيند كه بازسازي را آغاز كنند ولي از بازسازي جهاني شعار دادن به بازسازي محلهي خود ميرسند! يعني هر دولت كه روي كار آمده در هر جاي دنيا فقط توانسته يك محله را بازسازي كند و از بازسازي محلات ميتوان جغرافياي تاريخي دولتها را به خوبي ترسيم كرد! دولتهاي شاهنشاهي معمولاً كاخها و خيابانهاي منتهي به كاخها را بازسازي ميكنند! دولتهاي سرمايهداري كارخانجات و شركتها و خيابانهاي منتهي به كارخانجات و شركتها را بازسازي و نوسازي ميكنند و دولتهاي اسلامي به مساجد و خيابانهاي آن توجه ميكنند و بالاخره همه دولتها ابتدا با شعار سازندگي عمومي ميآيند ولي به سازندگي خصوصي ميرسند و به جاي عموميسازي، خصوصيسازي ميكنند!
شهرداران نيز به همين منوال دست به بازسازي ميزنند، آنان با وعده بازسازي كل بافتهاي فرسوده بر سر كار ميآيند ولي وقتي با دست خالي و خزانه تهي مواجه ميشوند، ناچار دست به گزينش ميزنند، اولويتها را تهيه ميكنند و در اولين اولويت ميمانند! و بقيه اولويتها را وظيفه شهرداران بعدي ميدانند، اما شهرداران بعدي هم براي خود اولويتهاي ديگري خواهند داشت و خزانه را از اين هم تهيتر خواهند يافت. چرا كه شهرداران به اميد دولت و يارانههاي دولتي هستند و يا سهم 3% آن؟ رياست جمهوري و امثال آن ولي دولت ميآيد آموزش و پرورش را از پرداخت 3% معاف ميكند، بقيه ادارات هم به تبع منتظر معاف شدن ميمانند و از پرداخت شانه خالي ميكنند. مردم هم سر دولت را بيكلاه ميگذارند، هر روز اعتراض ميكنند و معافيت مالياتي ميخواهند: كارهاي فرهنگي معاف، مناطق ويژه اقتصادي معاف از ماليات، سود سهام معاف از ماليات و...
بازسازيهاي فصلي و موقتي
شايد هيچكس به ياد نميآورد كه چهارراه عليقلي كجاست! يا چهارراه سيدعلي؟!...
در حالي كه در تهران قديم بهترين مناطق در آن موقع چهارراه لالهزار، چهارراه سيد علي و چهارراه عليقلي بود! و نوسازي بافتهاي فرسوده باعث فراموشي اينها شده است. وقتي كه قرار شد خيابان طالقاني فعلي بازسازي شود، چهارراه طالقاني (سه راه طالقاني فعلي) كه چهارراه عليقلي نام داشت، تبديل شد به خيابان تخت طاووس! به اميد آن كه «كوه نور» در آن بتواند باعث بازگشت اين ثروت و جواهر ايراني از تاج ملكه انگليس برداشته شده به ايران برگردد... چهارراه سيد علي تبديل شد به دروازه دولت و خيابان سعدي شيرازي تا يادآور شعر فارسي حك شده در تارك سازمان ملل گردد و بگويد كه ما هم براي سعدي ارزش قائل هستيم. پيچ شميران با يك پيچگوشتي باز شد و تبديل شد به خيابان كوروش كبير، تا يادآور آن گورستانهاي مكعبي شكل پاسارگاد باشد كه گفته شد: «كوروش آسوده بخواب، ما بيداريم!...»
ميبينيم هر بازسازي يك فلسفه دارد. هر حركت عمراني زاييده يك اعتقاد، يك شعار سياسي و يك جريان اجتماعي است. ميدان مجسمهي تهران كجاست؟ آن ميدان يك مجسمه از رضا شاه داشت و معروف بود به ميدان مجسمه و بعداً آن را به 24 اسفند تغيير دادند و رانندگان تاكسي ميگفتند براي رسيدن به ميدان 24 اسفند از ميدان فوزيه! بايد 24 عدد چراغ قرمز را رد كني! امروز اين ميدان به نام ميدان انقلاب است. اما بازسازي آن بسار مشكل است زيرا طرح اوليه آن را بسيار كوچك طراحي كرده و براي عبور درشكههاي سلطنتي بوده و بس! ساختمانهاي چند طبقه در اطراف خيابان انقلاب و ميدان انقلاب، هر گونه بازسازي و نوسازي و عقبنشيني و يا دو طبقه كردن خيابانها و يا افزايش ظرفيت ترافيكي را مانع ميشود. يك خيابان كوچك در وسط شهري بزرگ و اين همان مصيبت تمامي شهرهاي بزرگ براي نوسازي بافتهاي فرسوده است.
بهترين راه، وام اجرايي است
مشاركت مردم در احياي بافتهاي فرسوده منوط به حضور و درخواست و فعاليت آنان است. بنابراين در خصوص بافتها فرسوده بدون مالك يا مجهولالمالك يا رها شده دولت رأساً آن را تملك و احيا ميكند و نبايد منتظر مردم باشد. در موردي كه افراد صاحب و مالك مشخص املاك هستند نيز بايد آنان ترغيب به همكاري شوند. چه بسا امكانات مالي و همهگونه وسايل هم داشته باشند فقط لازم باشد كه از صدا و سيما و مطبوعات و رسانههاي ديگر تشويق به اين كار شوند، در واقع فرهنگسازي شود و فضاي فرهنگي به وجود آيد.
در بسياري از موارد هم افراد فقط يك يا دو عنصر از بازسازي را ندارند. مثلاً شخصي كه خود معمار است يا بنا و يا كارگر ساختماني اگر به او بودجه رسانده شود، ميتواند در اين كار توفيق پيدا كند و برعكس افرادي كه داراي سرمايه هستند ولي به كار ساختماني وارد نيستند، ميتوان با معرفي پيمانكار يا مناقصهكاري اين كار را براي آنان تسهيل كرد. مثلاً وقتي شخصي ميتواند سرمايهگذاري مالي بكند، از او دعوت شود و چند پيمانكار به ايشان معرفي و زمان لازم در اختيارشان گذاشته شود. النهايه با توجه به فرصتهاي پيش آمده و موقعيتها و امكانات موجود، راه كار مناسب در نظر گرفته شود و از ارايه يك الگوي مشخص براي كل شهر خودداري شود.
و در مورد مسايل مالي و كمكهاي مالي شهرداريها هم فقط بايد از طريق تعاوني اعتبار شهر صورت گيرد. چه به صورت كمك بلاعوض و يا به صورت وام اجرايي. منظور از وام اجرايي آن است كه كل اعتبارات مورد نياز بازسازي از سوي شهرداري يا تعاوني اعتبار شهري تهيه و به پيمانكار پرداخت شود ولي اقساط آن از مالك دريافت شود. زيرا مالك ممكن است هزاران نوع نياز مالي داشته باشد و با دريافت وام به طور مستقيم آن را در جاهاي ديگر هزينه كند. مثلاً به مسافرت مكه، مشهد يا كنار دريا برود و بعد هم بدون اينكه بازسازي صورت گرفته شود، شهر به همان چهره مخروبه قبلي باقي بماند
تعویض مدیران باعث تثبیت مدیریت است
تعویض مدیران باعث تثبیت مدیریت است
هرنوع تعویض در مدیران نشان میدهد که سیستم خود اتکا وخود تعمیر است وخودرا باز سازی میکند بطوریکه تغییر یا نبود برخی مدیران در گردش کاری وقفه ای ایجاد نمیکند وچه بسا وجود مدیران خود باعث کاهش گردش کار هاست زیرا بنابر فرموده پیامبر ما مامور به کوشش هستیم وخو پیامبر نیز سنگین ترین ایات قران را ایه هود اعلام میکند که بر استقامت وپایداری برای به نتیجه رساند کوشش امده حتی امام خمینی فرموده بود ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه وهمه اینها نشان میدهد که برخلاف ادعای بسیاری از مخالفان دولت تغییر در کابینه یا سطوح مدیران لازمه روانسازی کاری است زیرا برخیها ظر فیت کار اضافی راندارند
ابومازن بهایی است
بنابر تحقیقات انجام شده در مرکز اسلامی لندن مشخص شده که محمود عباس ابومازن بهایی ایرانی است وبرای مقابله با تشیع در فلسطین ماموریت دارد تا جلوی رشد سریع گرایش مردم فلسطین به حزب الله وتشیع بگیرد
پدر ژپتو یا پدر طالقانی ؟
خیلیها دوست دارند دست گرمی به سرو گوش ضد انقلاب بزنند وانها را هدایت ایدئولوژیکی بکنند ولی بستگی دارد به اینکه انها پدر طالقانی باشند یا پدر ژپتو! پدر زپتو بودن بسیار راحت است چرا که هرکس میتواند در جلسات ضد انقلابهای مثل سازمان مجاهدین بعد از انقلاب شرکت کند که شاید انها را هدایت کند! ولی همه پدر طالقانی نمیشوند زیرا پدر طالقانی در مرحله ای بالاتر بود واز موضع قدرت انها را هدایت میکرد هم سوادش بالاتر بود هم سابقه مبارزات وزندان ولی آقای ایکس که میرود درجلسات ملی مذهبیون که امام خمینی انها را منحل کرده شرکت میکند به امید اینکه انها به راه راست بیایند یک پدر ژپتو بیشتر نیست!
هرنوع تعویض در مدیران نشان میدهد که سیستم خود اتکا وخود تعمیر است وخودرا باز سازی میکند بطوریکه تغییر یا نبود برخی مدیران در گردش کاری وقفه ای ایجاد نمیکند وچه بسا وجود مدیران خود باعث کاهش گردش کار هاست زیرا بنابر فرموده پیامبر ما مامور به کوشش هستیم وخو پیامبر نیز سنگین ترین ایات قران را ایه هود اعلام میکند که بر استقامت وپایداری برای به نتیجه رساند کوشش امده حتی امام خمینی فرموده بود ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه وهمه اینها نشان میدهد که برخلاف ادعای بسیاری از مخالفان دولت تغییر در کابینه یا سطوح مدیران لازمه روانسازی کاری است زیرا برخیها ظر فیت کار اضافی راندارند
ابومازن بهایی است
بنابر تحقیقات انجام شده در مرکز اسلامی لندن مشخص شده که محمود عباس ابومازن بهایی ایرانی است وبرای مقابله با تشیع در فلسطین ماموریت دارد تا جلوی رشد سریع گرایش مردم فلسطین به حزب الله وتشیع بگیرد
پدر ژپتو یا پدر طالقانی ؟
خیلیها دوست دارند دست گرمی به سرو گوش ضد انقلاب بزنند وانها را هدایت ایدئولوژیکی بکنند ولی بستگی دارد به اینکه انها پدر طالقانی باشند یا پدر ژپتو! پدر زپتو بودن بسیار راحت است چرا که هرکس میتواند در جلسات ضد انقلابهای مثل سازمان مجاهدین بعد از انقلاب شرکت کند که شاید انها را هدایت کند! ولی همه پدر طالقانی نمیشوند زیرا پدر طالقانی در مرحله ای بالاتر بود واز موضع قدرت انها را هدایت میکرد هم سوادش بالاتر بود هم سابقه مبارزات وزندان ولی آقای ایکس که میرود درجلسات ملی مذهبیون که امام خمینی انها را منحل کرده شرکت میکند به امید اینکه انها به راه راست بیایند یک پدر ژپتو بیشتر نیست!
Thursday, August 9, 2007
Gangsters are the father of terrorism! And all began from china course.
Gangsters are the father of terrorism! And all began from china course. They loved to propaganda that all thing are new and no have the history, by this method they cut people from all causes that they do these criminal acts: they told that the terrorism is new and the Muslims or Arabs began in a recently year but all these are lie, the terrorism began from the New York gangsters team. When the New York established they kill all people and no one have any security. The NY metropolitan wanted to say that they deleted and NY is the best city in security but those entire live there know how is the facts. It is important that we know all criminal people in New York teach from china local people in NY. It means that the father of all killers is the china people! They are more than 1.5 billions people and thought that the world belong to them and all people others must kill, they learn only all techniques for killing people as: karate judo ketch and so on. It means that the terrorism is the child of china gangsters. They add the Hong Kong to her land and new lands that they wanted ad is the Malaysia. They began to eat all country in silent! And the USA or Arabs help them in noisy.
صنعت نباید به دولت دیکته کند
وزارت صنایع صاحب وزیری جدید خواهد شد ولی نکات مهمی که باید به ان توجه شود که سالهاست از نظر دور مانده وان اینکه صنایع ومعادن متولی انقلابی نداشته وهمیشه پیرو سیاستهای روز مرگی بوده وگاه مجبور به باج دادن هم میشده مثلا در ایران خودرو هیچگاه سیاست دولت اعمال نشده برعکس اسن ایران خودرو بود که سیاستهای خودرا اعمال میکرد یکی از این سیاستها پیش فروش خودرو است که از نظر شرعی حرام است زیرا در سلف چند چیز باید مشخص باشد یکی از انها مشخصات کامل کالا بنحوی که امکان تقلب یا غش در معامله نباشد اما ایران خودرو پولها را میگیرد وهر وقت دلش بخواهد باهر قیمت یا لوازمی که بخواهد تحویل میدهد دوم مسیله گرفتن پول از مردم است که با سود وبهره مثلا حساب میکند که این خود نزولخواری مدرن است وباب بانک پارسیان هم نمونه ان است که باتزول گرفتن ونزول دادن چه منابع هنگفتی را به جیب یکی دونفرر یخت سوم مسئله پیش پرداخت است البته وزارت کشاورزی هم همینطور است ولی غالب اعتبارات صنایع در قسمت پیش پرداختها حیف ومیل میشود یعنی ان پیش دریافتها این پیش پرداختها همان است که میگویند باد اورده را باد میبرد
جیش الشعبی والارهابیون لازم ان یتوبون
ان الدنیا صغیر والانسان یلاقی هم فی سنوات قلیل لهذا لازم ان الاعدا یتفکرون فی عله العدوان عسی انهم فی اشتباهات ولازم ان یعودون ویکونون صحیح . مثل هذا ان الارهابیون من البعثیون فی السوریه والعراق والاردن وحتی فی السعودی انهم فی تصورات غلط من ایامنا هذا انهم یتصورون ان الشیعه قلیل وکلهم امحو مع ارهابیه القلیله ولکن ان الشیعه هوالسنه وهو الیهود وهوالنصارای ! لانه ان ابرام کان الشیعه ! وهویامر بالاطاعه من یعقو واسماغیل وثم بالموسی وموسی یامر بالاطاعه من العیسی من بعده و العیسی یبشر بمجمد بعده ومحمد یوصی بالعلی من بعده وهذا سلسله الذهبیه ومن هو عیسویا او موسوی بالواقعیه او بالسنه بالحقیقه کلهم الشیعه ولازم ان یتبعون من السلسله الذهبیه لهذا الارهابیون لازم ان یعلمون ان الدنیا مملو من الشیعه ولازم انهم یکونون الشیعه ویتوبون توبه نصوحا ویتبعون ما امر به الحیدر والحیدریون والا ان السیف الحیدر الذوالفقار من عقبیهم یذهبون ویقطعون ارجلهم والایدیهم من قریب و السرعه..
صنعت نباید به دولت دیکته کند
وزارت صنایع صاحب وزیری جدید خواهد شد ولی نکات مهمی که باید به ان توجه شود که سالهاست از نظر دور مانده وان اینکه صنایع ومعادن متولی انقلابی نداشته وهمیشه پیرو سیاستهای روز مرگی بوده وگاه مجبور به باج دادن هم میشده مثلا در ایران خودرو هیچگاه سیاست دولت اعمال نشده برعکس اسن ایران خودرو بود که سیاستهای خودرا اعمال میکرد یکی از این سیاستها پیش فروش خودرو است که از نظر شرعی حرام است زیرا در سلف چند چیز باید مشخص باشد یکی از انها مشخصات کامل کالا بنحوی که امکان تقلب یا غش در معامله نباشد اما ایران خودرو پولها را میگیرد وهر وقت دلش بخواهد باهر قیمت یا لوازمی که بخواهد تحویل میدهد دوم مسیله گرفتن پول از مردم است که با سود وبهره مثلا حساب میکند که این خود نزولخواری مدرن است وباب بانک پارسیان هم نمونه ان است که باتزول گرفتن ونزول دادن چه منابع هنگفتی را به جیب یکی دونفرر یخت سوم مسئله پیش پرداخت است البته وزارت کشاورزی هم همینطور است ولی غالب اعتبارات صنایع در قسمت پیش پرداختها حیف ومیل میشود یعنی ان پیش دریافتها این پیش پرداختها همان است که میگویند باد اورده را باد میبرد
جیش الشعبی والارهابیون لازم ان یتوبون
ان الدنیا صغیر والانسان یلاقی هم فی سنوات قلیل لهذا لازم ان الاعدا یتفکرون فی عله العدوان عسی انهم فی اشتباهات ولازم ان یعودون ویکونون صحیح . مثل هذا ان الارهابیون من البعثیون فی السوریه والعراق والاردن وحتی فی السعودی انهم فی تصورات غلط من ایامنا هذا انهم یتصورون ان الشیعه قلیل وکلهم امحو مع ارهابیه القلیله ولکن ان الشیعه هوالسنه وهو الیهود وهوالنصارای ! لانه ان ابرام کان الشیعه ! وهویامر بالاطاعه من یعقو واسماغیل وثم بالموسی وموسی یامر بالاطاعه من العیسی من بعده و العیسی یبشر بمجمد بعده ومحمد یوصی بالعلی من بعده وهذا سلسله الذهبیه ومن هو عیسویا او موسوی بالواقعیه او بالسنه بالحقیقه کلهم الشیعه ولازم ان یتبعون من السلسله الذهبیه لهذا الارهابیون لازم ان یعلمون ان الدنیا مملو من الشیعه ولازم انهم یکونون الشیعه ویتوبون توبه نصوحا ویتبعون ما امر به الحیدر والحیدریون والا ان السیف الحیدر الذوالفقار من عقبیهم یذهبون ویقطعون ارجلهم والایدیهم من قریب و السرعه..
Tuesday, August 7, 2007
They puff only!
They puff only!
The USA and UK and other Us can not do any thing but they do as the old men!
The old men speak about her young day as they are the best day and we not able to turn them at all. They have good day in 1967. In this year they kill billions people in Palestine and give much money from Arabs and send them all to Israel for convivial. Today they gather in Sharma sheikh to remember those but they know that they old and not do any thing! We survey much and know that the Arab not able to pay all them promises in past! However how they can pay news?
They pay all money for convivial in Europe Spanish and Italy and they are poor today even we know that they have not any money to pay the Sharma sheik costs! The USA tell the Arabs pay this expensive and the Arabs say the Rice invited and she must pay! And Rice said the Olmert! Olmert say We are very poor and need the aid not able to accepted any cost!
انها فقط بلوف ميزنند!
مانند پیرمردهایی که میگویند فقط ان روزها خوب بود امروز هم امریکایها واعراب واسراییل بیاد سال ۱۹۶۷ کنارهم جمع شدند تا حتی شده در خیال ان روزهای شادی افرین وغرورزا را تداعی کنند از یکسو روحیه به اسراییل بدهند واز سوی دیگر اعراب را بترسانند وبرای سلاحهای خود بازار گرمی کنند ولی همه اینها مانند بلوف پیرمردها توخالی است انها حتی بودجه پرداخت نشستهای شرم الشیخ راهم ندارند چه رسد به خرید ۶۳ میلیارد دلاری اسلحه ! بررسیهای اقتصادی نشان میدهد هیچیک از خریدهای قبلی اسلحه که توسط اعراب قول داده شده بود خریداری نشده وتحویل هم نشده وهمه انها فقط روی کاغذ وبرای تبلیغات وترساند حزب الله بوده است ودراین میان متاسفانه سیاست خارجی ایران در باور پذیر کردن این بلوفها نقش اساسی داشته اما خوشبختانه حزب الله وحماس از این مرعوبیت سیاست خارجی ایران اطلاع داشتند ولذابلوفهای انان تاثیری براراده اشان نداشته است اما در عراق که تقریبا بلوفهای امریکا توسط سیاست خارجی ایران برایشان باور پذیر شده به سرنوشت کشتار دچار شدند یعنی چه دولت مالکی وچه مقتدا صدر به امید کمکهای ایران پیشروی خودرا آغاز کزدند اما ایران بعلت ترس از اتهامهای امریکا مبنی بردخالت انها را تنها گذاشت وگوشت جلوی توپ از انها ساخت فقط بخاطراینکه مبادا امریکا اتهام بزند ولی امریکا اتهامش را میزند وهزکاری بتواند میکند واین مرعوبیتها نتیجه عکس دارد
انهم يقولون الكذب فقط!
كل الكافرين جمعو في الشرم الشيخ في كل زمان للدسايس ضد الاسلام ولكن اليوم انهم في كذب. لانهم لاقادرون علي ان اخذ وجوه من الاعراب ولكن يتصورون انهم قادر! ان الاميريكيه يقول 65 بيليون دلارات بايع سلاحات الي المصر والسعودي والاسراييل ولكن انه تصور وتخيل فقط لانهم لا مال لهم ابدا! كل اموالهم باطل في الحرام انهم في عيش في الاروبيه والاميريكيه وكلهم مديدنون بالاعالم. نحن نتفحص ونرا ان كل المقاولات والمبادلات فيمابين الاعراب والاميريكه عند القرطاس قثط. وانهم يريدون ان ارهب وارعب الحزب الله ولكن لاقادرون علي ي لانهم لا مالك شي كلهم مديونون ونحن نعلم ان بن لادن وبندربن سعود وكلهم مديونون ويفرون من يد المطالبون ! انهم يتصورون انهم طالبان ولكن مطالبان ! لان كل الكمبانيون والشراكات في عقبيهم للاخذهم يسجونهم للديون لا للدين الاسلام!
The USA and UK and other Us can not do any thing but they do as the old men!
The old men speak about her young day as they are the best day and we not able to turn them at all. They have good day in 1967. In this year they kill billions people in Palestine and give much money from Arabs and send them all to Israel for convivial. Today they gather in Sharma sheikh to remember those but they know that they old and not do any thing! We survey much and know that the Arab not able to pay all them promises in past! However how they can pay news?
They pay all money for convivial in Europe Spanish and Italy and they are poor today even we know that they have not any money to pay the Sharma sheik costs! The USA tell the Arabs pay this expensive and the Arabs say the Rice invited and she must pay! And Rice said the Olmert! Olmert say We are very poor and need the aid not able to accepted any cost!
انها فقط بلوف ميزنند!
مانند پیرمردهایی که میگویند فقط ان روزها خوب بود امروز هم امریکایها واعراب واسراییل بیاد سال ۱۹۶۷ کنارهم جمع شدند تا حتی شده در خیال ان روزهای شادی افرین وغرورزا را تداعی کنند از یکسو روحیه به اسراییل بدهند واز سوی دیگر اعراب را بترسانند وبرای سلاحهای خود بازار گرمی کنند ولی همه اینها مانند بلوف پیرمردها توخالی است انها حتی بودجه پرداخت نشستهای شرم الشیخ راهم ندارند چه رسد به خرید ۶۳ میلیارد دلاری اسلحه ! بررسیهای اقتصادی نشان میدهد هیچیک از خریدهای قبلی اسلحه که توسط اعراب قول داده شده بود خریداری نشده وتحویل هم نشده وهمه انها فقط روی کاغذ وبرای تبلیغات وترساند حزب الله بوده است ودراین میان متاسفانه سیاست خارجی ایران در باور پذیر کردن این بلوفها نقش اساسی داشته اما خوشبختانه حزب الله وحماس از این مرعوبیت سیاست خارجی ایران اطلاع داشتند ولذابلوفهای انان تاثیری براراده اشان نداشته است اما در عراق که تقریبا بلوفهای امریکا توسط سیاست خارجی ایران برایشان باور پذیر شده به سرنوشت کشتار دچار شدند یعنی چه دولت مالکی وچه مقتدا صدر به امید کمکهای ایران پیشروی خودرا آغاز کزدند اما ایران بعلت ترس از اتهامهای امریکا مبنی بردخالت انها را تنها گذاشت وگوشت جلوی توپ از انها ساخت فقط بخاطراینکه مبادا امریکا اتهام بزند ولی امریکا اتهامش را میزند وهزکاری بتواند میکند واین مرعوبیتها نتیجه عکس دارد
انهم يقولون الكذب فقط!
كل الكافرين جمعو في الشرم الشيخ في كل زمان للدسايس ضد الاسلام ولكن اليوم انهم في كذب. لانهم لاقادرون علي ان اخذ وجوه من الاعراب ولكن يتصورون انهم قادر! ان الاميريكيه يقول 65 بيليون دلارات بايع سلاحات الي المصر والسعودي والاسراييل ولكن انه تصور وتخيل فقط لانهم لا مال لهم ابدا! كل اموالهم باطل في الحرام انهم في عيش في الاروبيه والاميريكيه وكلهم مديدنون بالاعالم. نحن نتفحص ونرا ان كل المقاولات والمبادلات فيمابين الاعراب والاميريكه عند القرطاس قثط. وانهم يريدون ان ارهب وارعب الحزب الله ولكن لاقادرون علي ي لانهم لا مالك شي كلهم مديونون ونحن نعلم ان بن لادن وبندربن سعود وكلهم مديونون ويفرون من يد المطالبون ! انهم يتصورون انهم طالبان ولكن مطالبان ! لان كل الكمبانيون والشراكات في عقبيهم للاخذهم يسجونهم للديون لا للدين الاسلام!
They are in mistake! They wanted to cry in taboo that has not any death.
They are in mistake! They wanted to cry in taboo that has not any death.Arabia Saudi and Emirate steal and thief the Iranian oil from Persian Gulf. They have 196 billions and 96 billions income from the Iranian oil. It is the fact that Iran has only 59 billions. What happened? They imposed the war to Iran and Iraq then they went to this work. Today Iraq have not any more and Iran too. But the thieves have much. It is not continue in future because Iran and Iraq awake and not accepted to begin new war. They will be friends and to live in peace. By this strategy began the hard day and dark future for Arabs in UE and Saudi. I tell in much way in 4 years ago. It seemed that the darkness began from the Saddam death day. Monetary system in Arab colony shows this very obvious. They loose all their wealth and became a eater crocodile and barefoot that were! It is mean that the Iranian said: the taboo that has not any death, not necessary to cry! Today all people in Egypt and Arab Saudi wanted a new revolution as Iranian. And the Arab kings must go. The USA and UK must know better and they must change her positions. If they tie her to Arabs dark future they will died soon , only way to save the EU , UK ,USA ,UN , UE and other Us to joint to Iran only. Building illegal army in Baghdad and so on for killing the Shiite only do they dossier heaver. They must help Iran and Iraq to be a friend and then they saw that the world live in lovely and peace as in past.
سرقت نفتی عربستان وامارات از منابع پایین دستی نفت ایراندزدي دريايي امريكا وانگليس را براي يك قرن تبديل به آقا وسرور جهان كرد ومزدوران انها نيز اين را ياد گرفتند وكشتيهاي انسر دنيا را اوردند ودر خليج فارس گذاشتند تا بتوانند راحت تر نفتهاي ايران رابدزدند اكنون امارات وعربستان با استفاده از منابع مشترك ومنابع پايين دستي ايران تمامي نفت ايران را بنام خودشان ميفروشند در سال گذشته ايران از خليج فارس تنها 80ميليون دلار داشته درحاليكه امارات بيش از 100ميليارد دلار وعربستان قريب به 200ميليارد دلار داشته است . درحاليكه همه انها متعلق به فلات قاره ايران است .
جيش الشعبي عند البغداد كلهم ضد الشعب العراقيه !اليوم كل الناس يعلمون ان الاعراب يجتمعون في جيش بلا قانونيه في البغداد للقتل الجيش العراقي والشرطه في البغداد انهم يتصورون مع تفحيرات عديده او قتل الافراد قادرون علي ان تصرف البغداد للاكراد او للاعراب !ان الطالبانب والسعودي قسي في قتل الشيعه للحكومه غلي البغداد ولكن الشيعه لا ترهب ابدامن غيرالله وهو في استقامه كما انر به الله والنبي الاعظم والقران الكريم حيث قال فاستقم كما امرت ومن تاب معك ! ان الله يدافع عن المومنين باي نحو كان وان الكافرين والمنافقين في غيظهم يعمهون. ان الذين يحبون من حارب مع الله والمومنين انهم منهم كما قال القران من يود اليهود والنصاري وهومنهم! ان الذين يقتلون الشيعه كلهم يهوديا ولو يقولون نحن مسلمين . ومن ثتل مومنا معتمدا فجراوه جهنم خالدين فيها. اليوم نحن نعلم كل الايات القرانيه يقول ما وقع في زماننا هذا بالصراحه والراحه وكل الشيعه يعلمون ما عملوا وانهم يظهرون بالله ويمددون من الغيب كما ينصرالله في البد والحنين . ان الجيش القانوني في البغداد فقط جيش العراقيه الشيعه والايرانيين موظف بالتليمهم كما اسراييل والاميريكيه يتعلمون الجيش الارهابيون.
سرقت نفتی عربستان وامارات از منابع پایین دستی نفت ایراندزدي دريايي امريكا وانگليس را براي يك قرن تبديل به آقا وسرور جهان كرد ومزدوران انها نيز اين را ياد گرفتند وكشتيهاي انسر دنيا را اوردند ودر خليج فارس گذاشتند تا بتوانند راحت تر نفتهاي ايران رابدزدند اكنون امارات وعربستان با استفاده از منابع مشترك ومنابع پايين دستي ايران تمامي نفت ايران را بنام خودشان ميفروشند در سال گذشته ايران از خليج فارس تنها 80ميليون دلار داشته درحاليكه امارات بيش از 100ميليارد دلار وعربستان قريب به 200ميليارد دلار داشته است . درحاليكه همه انها متعلق به فلات قاره ايران است .
جيش الشعبي عند البغداد كلهم ضد الشعب العراقيه !اليوم كل الناس يعلمون ان الاعراب يجتمعون في جيش بلا قانونيه في البغداد للقتل الجيش العراقي والشرطه في البغداد انهم يتصورون مع تفحيرات عديده او قتل الافراد قادرون علي ان تصرف البغداد للاكراد او للاعراب !ان الطالبانب والسعودي قسي في قتل الشيعه للحكومه غلي البغداد ولكن الشيعه لا ترهب ابدامن غيرالله وهو في استقامه كما انر به الله والنبي الاعظم والقران الكريم حيث قال فاستقم كما امرت ومن تاب معك ! ان الله يدافع عن المومنين باي نحو كان وان الكافرين والمنافقين في غيظهم يعمهون. ان الذين يحبون من حارب مع الله والمومنين انهم منهم كما قال القران من يود اليهود والنصاري وهومنهم! ان الذين يقتلون الشيعه كلهم يهوديا ولو يقولون نحن مسلمين . ومن ثتل مومنا معتمدا فجراوه جهنم خالدين فيها. اليوم نحن نعلم كل الايات القرانيه يقول ما وقع في زماننا هذا بالصراحه والراحه وكل الشيعه يعلمون ما عملوا وانهم يظهرون بالله ويمددون من الغيب كما ينصرالله في البد والحنين . ان الجيش القانوني في البغداد فقط جيش العراقيه الشيعه والايرانيين موظف بالتليمهم كما اسراييل والاميريكيه يتعلمون الجيش الارهابيون.
The new cold war is the big lie.
The new cold war is the big lie.
Many analysis wanted to show that the cold war in new beginning! But it is false, IT IS ONLY A SHOW NOT A FACT.
When the Islamic revolution occurred the people in all around the world awake and know that the supper powers are a paper lions and they will fired by people wants! The Imam Khomeini rights a letter to Gurbachev the president of USSR and notes that the USSR and USA times over. The Gurbachev beloved and pull out her from the challenge and the Muslim people can experience the freedom conditions. The east blast and hidden, But the west not beloved as the Iranian king against the prophet Muhammad letter. They were in the lie world and think that the USSR divided for USA wants. They began orange revolution but saw that the people in USSR are Muslim and love the Iranian revolutions more. When they bankrupted, they decided to delete Muslims, they blast the twin tower then attack to Iraq and Afghanistan. When they break in there they thought the Russia do this! They began a new circle on cold war! Bu t is is only a dreams
جنك سرد جديد يك دروغ بزرگ است
بسياري از تحليل گران داخلي و خارجي سعي دارند ابر قدرتي ابر قدرتهارا همچنان حفظ نمايند در حالي كه اكنون زمان نزول ابر قدرتهاست زيرا با ظهور انقلاب اسلامي شرق و غرب به ورطه نابودي و نزول سقوط نمودند. امام خميني با شعار نه شرقي و نه غربي توانست را ه جديدي براي ملتها باز كنند كه هر روزه روشنتر مي شود .در زمان حيات اين امام بزرگوار شاهد بوديم كه نامه اي به تاسي از پيامبر براي گور باچف نوشت و او را از پيامد هاي ستمگري آگاه كرد . و بلافاصله بعد از اين نامه بود كه فروپاشي شوروي آغاز شد اما امريكا در يك توهمي تاريخي تصور نمود اين فروپاشي فرصت جديدي براي اوست لذا براي يكه تازي خود را آماده نمود ولي هر كجا قدم گذاشت با مقاومت مردمي روبرو شد و انقلاب هاي رنگين ونارنجي همه در پرتو اسلامگرايي بي نتجه شد لذا با يك خود زني سياسي برجهاي دوقلو را منفجر نمود تا انرا بگردن اسلامگرايان بياندازد تا انتقام ناكاميهاي خودرا در انقلابهاي نارنجي بگيرد وبه اين بهانه به عراق و افغانستان حمله كرد اما اين بار نيز در ورطه هلاكت افتاد و باتلاق عراق بد تر از ويتنام شد و اكنون براي حفظ ظاهرخود به نمايش جنگ سرد روي آورده اما اين نمايش آخرين تلاش امريكا براي جلو گيري از خيزش مردمي در غرب است امروز امريكا با 850ميليارد دلار كسي بودجه 500 ميليارد دلار بدهي خارجي و 450 ميليارد دلار هزينه هاي فزاينده جنگ عراق و افغانستان روبرو است و انگليس و اروپا هر روز با بيماريها و سيل و طوفان ها و آتش سوزي جنگلها از يكسو و بيكاري جوانان و نيروي فعال و بي خانماني مردم و خالي بودن خزانه از سوي ديگر روزهاي پاياني خود را مي گذراند البته صهيونيستهاي جهاني تصور خريد رسانه هاي ورشكسته نشان مي دهد كه اين ترفند آنان هم مثل حركتهاي آخر يك غريق دست يازيدن به برگهاي خيس كنار مرداب است كه نتيجه اي جز غرق شدن ندارد
الغریق یتشبث بکل حشیش !
ان الامیریکیه یتصور ان هو القدرت الفوق العالمیه وکل الناس مطیع له ولکن ان الثوره الاسلامیه اذا وقع ابتدا بشعارات لاشرقی ولاغربی ومعنی هذا الموت لامریکیه والسویته . بعد عام الامام الخمینی یکتب الرساله الی القرباشف وقال له ان الکمونیسزیه والامبریالیه کله فانی وبقی وجه الله ان السویته یقبل هذا والناس یقامون ویکونون احرار من ید الکمونیزیه ولکن الامیریکیه کما الخسرویه الایرانیه فی زمان الرسول لا تقبل ویتصور ان القدرته مدام ! لانه هو یسعی للالثورات الصفرا فی العالم ولکن یتوجه ان العالمین یحبون الاسلام لهذا الامر یتفجر بیته فی النیویور للهجمه الی العراق والافغانستان وقال نحن فی حرب مع الارهابیون ! ولکن الارهابیون بالاخص القاعده وبن لادن یعیشون فی بیت البیض ! ولهذا انهم یغرقون فی الیم العراق والحال یتشبثون بکل حشیش للنجات ولکن هنا انتها من خیات الغرب ولازم انهم یتسلم للاسلام کاملا! ولکن انهم بالجاح یتصورن ان یبایعون التلفیزیونات او استخبارات کما اسکای نیوز او وال استریت جورنال انهم یوفق فی حرب مع الله ولکن الله غالب امره وسیعلمون الذین ظلموا ای منقلبون!
Many analysis wanted to show that the cold war in new beginning! But it is false, IT IS ONLY A SHOW NOT A FACT.
When the Islamic revolution occurred the people in all around the world awake and know that the supper powers are a paper lions and they will fired by people wants! The Imam Khomeini rights a letter to Gurbachev the president of USSR and notes that the USSR and USA times over. The Gurbachev beloved and pull out her from the challenge and the Muslim people can experience the freedom conditions. The east blast and hidden, But the west not beloved as the Iranian king against the prophet Muhammad letter. They were in the lie world and think that the USSR divided for USA wants. They began orange revolution but saw that the people in USSR are Muslim and love the Iranian revolutions more. When they bankrupted, they decided to delete Muslims, they blast the twin tower then attack to Iraq and Afghanistan. When they break in there they thought the Russia do this! They began a new circle on cold war! Bu t is is only a dreams
جنك سرد جديد يك دروغ بزرگ است
بسياري از تحليل گران داخلي و خارجي سعي دارند ابر قدرتي ابر قدرتهارا همچنان حفظ نمايند در حالي كه اكنون زمان نزول ابر قدرتهاست زيرا با ظهور انقلاب اسلامي شرق و غرب به ورطه نابودي و نزول سقوط نمودند. امام خميني با شعار نه شرقي و نه غربي توانست را ه جديدي براي ملتها باز كنند كه هر روزه روشنتر مي شود .در زمان حيات اين امام بزرگوار شاهد بوديم كه نامه اي به تاسي از پيامبر براي گور باچف نوشت و او را از پيامد هاي ستمگري آگاه كرد . و بلافاصله بعد از اين نامه بود كه فروپاشي شوروي آغاز شد اما امريكا در يك توهمي تاريخي تصور نمود اين فروپاشي فرصت جديدي براي اوست لذا براي يكه تازي خود را آماده نمود ولي هر كجا قدم گذاشت با مقاومت مردمي روبرو شد و انقلاب هاي رنگين ونارنجي همه در پرتو اسلامگرايي بي نتجه شد لذا با يك خود زني سياسي برجهاي دوقلو را منفجر نمود تا انرا بگردن اسلامگرايان بياندازد تا انتقام ناكاميهاي خودرا در انقلابهاي نارنجي بگيرد وبه اين بهانه به عراق و افغانستان حمله كرد اما اين بار نيز در ورطه هلاكت افتاد و باتلاق عراق بد تر از ويتنام شد و اكنون براي حفظ ظاهرخود به نمايش جنگ سرد روي آورده اما اين نمايش آخرين تلاش امريكا براي جلو گيري از خيزش مردمي در غرب است امروز امريكا با 850ميليارد دلار كسي بودجه 500 ميليارد دلار بدهي خارجي و 450 ميليارد دلار هزينه هاي فزاينده جنگ عراق و افغانستان روبرو است و انگليس و اروپا هر روز با بيماريها و سيل و طوفان ها و آتش سوزي جنگلها از يكسو و بيكاري جوانان و نيروي فعال و بي خانماني مردم و خالي بودن خزانه از سوي ديگر روزهاي پاياني خود را مي گذراند البته صهيونيستهاي جهاني تصور خريد رسانه هاي ورشكسته نشان مي دهد كه اين ترفند آنان هم مثل حركتهاي آخر يك غريق دست يازيدن به برگهاي خيس كنار مرداب است كه نتيجه اي جز غرق شدن ندارد
الغریق یتشبث بکل حشیش !
ان الامیریکیه یتصور ان هو القدرت الفوق العالمیه وکل الناس مطیع له ولکن ان الثوره الاسلامیه اذا وقع ابتدا بشعارات لاشرقی ولاغربی ومعنی هذا الموت لامریکیه والسویته . بعد عام الامام الخمینی یکتب الرساله الی القرباشف وقال له ان الکمونیسزیه والامبریالیه کله فانی وبقی وجه الله ان السویته یقبل هذا والناس یقامون ویکونون احرار من ید الکمونیزیه ولکن الامیریکیه کما الخسرویه الایرانیه فی زمان الرسول لا تقبل ویتصور ان القدرته مدام ! لانه هو یسعی للالثورات الصفرا فی العالم ولکن یتوجه ان العالمین یحبون الاسلام لهذا الامر یتفجر بیته فی النیویور للهجمه الی العراق والافغانستان وقال نحن فی حرب مع الارهابیون ! ولکن الارهابیون بالاخص القاعده وبن لادن یعیشون فی بیت البیض ! ولهذا انهم یغرقون فی الیم العراق والحال یتشبثون بکل حشیش للنجات ولکن هنا انتها من خیات الغرب ولازم انهم یتسلم للاسلام کاملا! ولکن انهم بالجاح یتصورن ان یبایعون التلفیزیونات او استخبارات کما اسکای نیوز او وال استریت جورنال انهم یوفق فی حرب مع الله ولکن الله غالب امره وسیعلمون الذین ظلموا ای منقلبون!
Saturday, August 4, 2007
انهم لافلوس لهم حتي للضيوف في الشرم الشيخ!
انهم فقير في زماننا هذا ولكن يريدون ان اعلن انهم غني كما في السابق! ان بعض الاعراب يسارقون النفط الايرانيين من تحت الخليج الفارسي ويشترون بثمن قليل ويعيشون في عياشي كثيرا ولكن اليوم الايرانيين يفهم ويريدون ان يمنع من هذا السرقه وانهم في سعي كثير للايجاد الحرب مع الايرانيين والاميريكيه والبريطانيه يدعوهم للحرب لانهم يستفدون من هدا السرقه كثيرا.
اليوم انهم جمعوا في الشرم الشيخ للتقابل مع الايرانيين بيد العباس والاعراب اخرا ولكن انهم فقير ولا فلوس لهم حتي في ضيفهم! نحن باستخبارات دقيقا ان الرايس يقول بلاعراب لهذا الفلوس والاعراي يشارون الي الاسراييل والاسراييل يدعو الرايس مجددا! ولكن انهم في قرطاس يكتبون ميليون دلاذات للاسراييل والمصر والسعوديه ! كل هذا كدب مبين وانهم في شقاوه والحماس والحزب الله في السعاده ان شا ءالله
They have not any money for Sharma sheikh dinner how they can help the Israel or Mahmud Abbass?
The Rice sign that the 800millions help to the PLO and Mahmud Abbass, but it is only in the sheets! It is the art and puff only that the rice does. The hammas is very wealth than the Fath because they have the main mines and they are the people and Fath have only barefoot and eater crocodile as Arab people! The Iranian history show that all people were under the Iranian leader’s flag. And Iran is past was a long as the world. Only the Saudi Arabia not in Big Iran’s map, because they are not a land in fact. There are desert for deport and abandon all criminal people from Iran and the Iranian king not allowed there for write her name as a land!
Today they helped by USA and UK for fighting by Iran but they have not any money. They thief the under ground oil mines of Iran and sale for her, but today Iranian understand and wanted to give back all they stolen from Persian Gulf. In depended on this the USA and UK must pull back and pay all oils that sale. They are very poor for two: one for loose the Iranian mines and 2 they must repay all stolen in past. Like these are the UK and USA and Rice and Cheney! They are very poor than that able to repay, so they began war to forget! And the Bin laden blast all places that Iranian has document for challenges.
حجامت مخالف خون دادن نیست
فصد یا حجامت وحقنه یا اماله وتنقیه از جمله مواردیستکه یه سلامت بدن کمک میکند وبسیار بران وتعدد وفراوانی ان تاکید شده ولذا مخالفت با ان مخالفت با نص صریح پزشکی ابن سینا واسلامی است اما دلیل اینکه حجامت کاری به انتقال حون ندارد زیرا در حجامت خونهای مرده وکثیف از بدن خارج میشود که برای بدن مضر است وقابل انتقال به کس دیگری هم نیست ولی در انتقال خون از بازو خون تازه گرفته میشود که برای دیگران حیاتبخش است لذا اندسته پزشکانی که اطلاع کامل ندارند مجاز نیستند برخی نشریات پزشکی را عرصه تاخت وتاز بیسوادی خود بکنند
ليزينگ مدرنيزه كردن نزولخواري
ميگويند اگر گوشت تميز وپاكي را جلوي گربه بياندازي انقدر خاكمالي ميكند تاكثيف شود بعد بخورد كه لذت ببرد! حالا كار اين بانكيهاي يانكي ماب است هركاري ميكني كه درراه توليد از پول استفاده شود ومردم نان بازوي خودشان را بخورند اقايان ميايند يك راه نزولخواري وتنبلي وپشت ميز نشيني وحساب وكتابگري جديدي را اختراع ميكنند تامردم به حرام بيافتند ولقمه حرام شوند نمونه اش همين ليزينگ ! اينهمه داد وفرياد از بهره هاي بانكي تمام نشده اسمش عوض شد وشد ليزينگ ! خدا آخر عافبت مارا با اين كفار بخير كند!
اليوم انهم جمعوا في الشرم الشيخ للتقابل مع الايرانيين بيد العباس والاعراب اخرا ولكن انهم فقير ولا فلوس لهم حتي في ضيفهم! نحن باستخبارات دقيقا ان الرايس يقول بلاعراب لهذا الفلوس والاعراي يشارون الي الاسراييل والاسراييل يدعو الرايس مجددا! ولكن انهم في قرطاس يكتبون ميليون دلاذات للاسراييل والمصر والسعوديه ! كل هذا كدب مبين وانهم في شقاوه والحماس والحزب الله في السعاده ان شا ءالله
They have not any money for Sharma sheikh dinner how they can help the Israel or Mahmud Abbass?
The Rice sign that the 800millions help to the PLO and Mahmud Abbass, but it is only in the sheets! It is the art and puff only that the rice does. The hammas is very wealth than the Fath because they have the main mines and they are the people and Fath have only barefoot and eater crocodile as Arab people! The Iranian history show that all people were under the Iranian leader’s flag. And Iran is past was a long as the world. Only the Saudi Arabia not in Big Iran’s map, because they are not a land in fact. There are desert for deport and abandon all criminal people from Iran and the Iranian king not allowed there for write her name as a land!
Today they helped by USA and UK for fighting by Iran but they have not any money. They thief the under ground oil mines of Iran and sale for her, but today Iranian understand and wanted to give back all they stolen from Persian Gulf. In depended on this the USA and UK must pull back and pay all oils that sale. They are very poor for two: one for loose the Iranian mines and 2 they must repay all stolen in past. Like these are the UK and USA and Rice and Cheney! They are very poor than that able to repay, so they began war to forget! And the Bin laden blast all places that Iranian has document for challenges.
حجامت مخالف خون دادن نیست
فصد یا حجامت وحقنه یا اماله وتنقیه از جمله مواردیستکه یه سلامت بدن کمک میکند وبسیار بران وتعدد وفراوانی ان تاکید شده ولذا مخالفت با ان مخالفت با نص صریح پزشکی ابن سینا واسلامی است اما دلیل اینکه حجامت کاری به انتقال حون ندارد زیرا در حجامت خونهای مرده وکثیف از بدن خارج میشود که برای بدن مضر است وقابل انتقال به کس دیگری هم نیست ولی در انتقال خون از بازو خون تازه گرفته میشود که برای دیگران حیاتبخش است لذا اندسته پزشکانی که اطلاع کامل ندارند مجاز نیستند برخی نشریات پزشکی را عرصه تاخت وتاز بیسوادی خود بکنند
ليزينگ مدرنيزه كردن نزولخواري
ميگويند اگر گوشت تميز وپاكي را جلوي گربه بياندازي انقدر خاكمالي ميكند تاكثيف شود بعد بخورد كه لذت ببرد! حالا كار اين بانكيهاي يانكي ماب است هركاري ميكني كه درراه توليد از پول استفاده شود ومردم نان بازوي خودشان را بخورند اقايان ميايند يك راه نزولخواري وتنبلي وپشت ميز نشيني وحساب وكتابگري جديدي را اختراع ميكنند تامردم به حرام بيافتند ولقمه حرام شوند نمونه اش همين ليزينگ ! اينهمه داد وفرياد از بهره هاي بانكي تمام نشده اسمش عوض شد وشد ليزينگ ! خدا آخر عافبت مارا با اين كفار بخير كند!
آيا همهي دنيا تكرار است؟
آيا همهي دنيا تكرار است؟
صنعت گردشگري و طرحهاي عمراني
Tourism & Projects
تماشاي توليدات ديگران جنبه شاديآور زندگي هر انساني را تشكيل ميدهد. صنعت ديگران هر چه باشد به تماشاي آن ميارزد، حتي اگر صنعت و يا توليد تصادف يا طبيعت و يا خلقت خداوند باشد. وقتي به كوه بلندي مانند دماوند نگاه ميكنيم همانقدر لذت ميبريم كه از نگاه كردن به يك آسمانخراش دست ساخت بشري. از ديدن استخوانهاي دايناسورها همانقدر شگفتزده ميشويم كه از ديدن ميل گاردان، هندل و يا سگدستِ يك جرثقيل و يا كاميون عظميم الجثه... همه آنها در يك چيز مشترك هستند و آن اين كه ما قادر نيستيم آنها را به وجود آوريم و از به وجود آمدن آنها شگفت زده شدهايم!
تصور كنيد يك كارمند جزء در ادارات تهران، حتي نميتواند آجر روي آجر بگذارد و يك خانه و سرپناه براي خود درست كند و همين كارمند بليط ميگيرد و به تماشاي كاخ سعدآباد ميرود و از ديدن اتاقهاي متعدد و تو درتوي آن لذت ميبرد... اين لذت از چه نوع است؟ هر كس آن را چيزي تفسير ميكند ولي نام آن گردشگري و يا صفت توريسم (Tourism) است يعني ما زحمت ميكشيم، كار ميكنيم، پول درميآوريم و آن را به آساني ميدهيم تا چيزهايي را كه نداريم، تماشا كنيم و از خود بپرسيم چطور ميشود ما هم اينها را داشته باشيم! مگر آنهايي كه اينها را داشتند چه فرقي ميكردند؟ زندگينامه همهي آنها نشان ميدهد كه روزي مثل ما بودند، رنج و عذاب، فقر و بيپولي داشتند ولي ناگهان وضعشان عوض شد. ما در گردشگري به دنبال اين رمز (Password) هستيم. آن رمزي كه از انسانهاي فقير و ناتواني مثل ما ناگهان يك رهبر، ليدر (Leader) پادشاه (King) و يا غول ثروت و افسانه گنج مي سازد...
طبيعت ساختهها
اگر از خلقتهاي خداوندي بگوييم ممكن است خيليها ناراحت شوند زيرا آنها ترجيح ميدهند كه از آثار طبيعت ساخته و يا تصادف به وجود آورده، صحبت شود تا از خلقتِ خداوند عالم دانا. اما به هر حال موضوع فرقي نميكند. ميگويند مولانا يك بار در اثبات خداوند خيلي زحمت كشيد، شب خدا را در خواب ديد كه به او مي گويد: مولانا زحمت زيادي كشيدي اگر استدلالهاي تو نبود، ما هم نبوديم؟! يعني چه؟ مولانا اثبات كند يا قادر به اثبات نباشد، واقعيت خارجي تفاوتي نمي كند. ما زنده باشيم يا نباشيم، رودخانهها جاري هستند، شب و روز ميگردد و تاريكي و روشنايي ميروند و ميآيند... اما چرا انسان به گردش طبيعت علاقه دارد؟ اين همان رمز ناداشته است. وقتي به پرنده نگاه ميكند، حسرت ميخورد كه چرا پرنده به آن كوچكي ميتواند بالا برود، به راحتي پرواز كند و هرجا دلش ميخواهد برود، ولي او پاي بست اين روستا يا شهر است؟ چرا او نميتواند غل و زنجير نامريي را از پاي خود باز كند و سبكبال همچون پرنده پرواز كند؟
وقتي انسان به اسب نگاه ميكند، از خود ميپرسد اين اسب چه تيزپا است و چه سرعت بالايي دارد، هرجا دلش ميخواهد و با هر سرعتي كه اراده كند ميرود ولي من يا او پس از چند قدم دويدن بايد سينهي سوخته و آتش گرفتهي خود را با دست بگيريم و قلب وامانده را ناز كنيم. وقتي به موش يا مگس هم نگاه ميكنيم همين است. چرا موش به راحتي در هر سوراخي ميرود و خود را مخفي ميكند ولي ما نميتوانيم؟ چرا و هزاران چراي ديگر در مقابله با طبيعت به انسان روي ميآورد. گردشگري از زماني شروع ميشود كه اين چراها در اطراف ما به انتها رسيده باشد و ما سؤالي يا تعجبي نداشته باشيم و به عبارتي ديگر، يكنواختي كامل برما حاكم باشد. ميرويم در يك كوهستان با دشتستان يا جنگل ديگر، خود را در دامان طبيعت رها ميكنيم، چرا طبيعت اين همه بزرگ است؟ چرا هر چه ميرويم تمام نميشود؟...
فضانوردي
تمامي زمين را گشتيم، همه جا مثل همه شد! برخلاف تصور ما چيزهاي جديد آن خيلي زود مثل آن چيزهايي شد كه ديده بوديم. قله اورست همان قله دماوند است فقط كمي امتداد بيشتري دارد. دشت لالههاي چهارمحال و بختياري همانند دشت قزوين است، كمي قرمزتر، و جاده رشت و آستارا هم مثل جاده شهريار است و يا حتي مثل خيابان وليعصر تهران يا پونك و جنتآباد و امامزاده داوود و بزرگراه مدرس... چه تفاوت اساسي بين آنهاست؟ فقط مدّ يا كشيدگي و امتداد است و بس. درست مثل خانه يك فقير با يك خانه ثروتمند فقط فرقش اين است كه تعداد آجرها بيشتر تكرار شده است!!!
در آسمان خراشهاي نيويورك چه چيزي هست جز آهن و شيشه كه تكرار شدهاند؟ همهي دنيا تكرار است! روز، شب و همه چيز تكرار است. بعضي تكرارها كوچك هستند و برخي بزرگتر! فقط همين...
از اينجاست كه بشر از روي زمين كنده ميشود، او بايد به فضا برود چون آنجا همه چيز فرق خواهد داشت! در زمين همه چيز صاف است ولي در آسمان همه چيز گرد است. ستارهها دايرهاي هستند، آسمان دوار است، خورشيد گرد است و ماه، كروي... كدام چيز روي زمين مثل ماه يا خورشيد گرد و كروي است؟ پس آنجا بايد رفت. همه چيز در آنجا فرق ميكند! اما وقتي براي رفتن به فضا در سفينه نشست و به كره ماه رفت، ميبيند قضيه برعكس است! حالا سطح كره ماه صاف و ممتد و كشيده است و كره زمين گرد و زيبا و درخشنده! به كره مريخ هم ميرود اما آنجا هم چيزي جز چاله و چوله نيست. چيزي كه در زمين فراوان بود و از دست آن گريزان... حالا زمين از دور صاف ديده ميشود ولي مريخ چاله چوله و كوه و دره... است. عجب! گردشگري در فضا هم به آن همه خرج نميارزيد. ميتوانيم اين را از فضانوردان و آنهايي كه ميليونها دلار خرج كردند، بپرسيم! باززمين بهتر است. بالاخره آب و آبادي دارد، ولي كره مريخ يا ماه چي دارد؟ همه جا كه وطن نميشود!
انسان ساخته گردي!
گردش براي ديدن دست ساختههاي بشري دليل زيباتري از گذشته ندارد. اين دست ساختهها يا قابل تقليد هستند يا نيستند و اگر قابل تقليد نباشند، عجايب نام ميگيرند مانند عجايب هفتگانه كه از قديم مرسوم بوده و در كتب تاريخي از آن ياد ميشود و البته فقط يكي يا دوتاي آنها براي زمان ما باقي مانده است مانند اهرام ثلاثه در مصر و ديوار چين...
اين عجايب، افسانههاي زيادي دارند يعني حواشي زيادي براي خود ايجاد كردهاند. برخي معتقدند، ديوار چين را الكساندر يا اسكندر يا به عبارتي كوروش كبير ساخته است و هدف آنها اين بوده كه ملت چين به بيرون از ديوار نرسد زيرا شايعه بوده كه ملت چين داراي سرعت تناسلي و تزايدي بوده و به سرعت تكثير ميشدند. همانطور كه الآن نيز ما شاهديم كشور چين بيشترين جمعيت جهان را دارد و هر روز بر سرعت آن افزوده ميشود و ميبينيم هنگكنگ، ويتنام، مالزي و ديگر كشورها نيز به سرعت «چين زده» ميشوند. البته در طول تاريخ آنها حملات زيادي كردهاند و بعضاً به يأجوج و مأجوج معروف شدهاند. در جنگ دوم جهاني هم ما شاهد كشتار وسيع مردم ژاپن، چين تايپه، و ديگر همسايگان بودهايم و اكنون نيز قويترين كادر آدمكش و مسن ترين افراد را اين مردم تشكيل ميدهند، به طوري كه در آمريكا و اروپا گانگستريهاي معروف جهاني فقط با رزمهاي چيني بايد آشنا شوند تا بتوانند مقابله نمايند و الّا هيچ قدرتي قادر به مقابله با مرگهاي آني اهدايي از فنون رزمي چين نيست. اكنون ديگر ديوار چين هم نميتواند مانع حضور و حمله آنان به ديگر مكانها شود و بعيد نيست در صورتيكه فقر حاكم بر چين افزايش يابد، آنان همانند گذشته براي پيدا كردن زمين و مزارع جديد و محل خوراك و استراحت، به صورت سيل يا زلزله حملات و هجومهاي خود را آغاز كنند و با آن جمعيت كذايي آيا كسي قادر به جلوگيري خواهد بود؟
چرا صنعت گردشگري؟
دست ساختههاي بشري از دو جهت به گردشگري مربوط ميشوند: يكي ساختمانها و سازههايي كه قبلاً بوده و ديگري سازههايي كه بعداً به وجود ميآيد! ساختمانها و سازههايي كه قبلاً بوده، به عنوان آثار باستاني و ميراث فرهنگ مورد توجه گردشگران است. شايد ايران از اين لحاظ قويترين و پرشمارترين سازهها را داشته باشد. از 15 هزار سال پيش كه تاكنون اين ملت در حال ساخت و ساز هستند، بر اساس يافتههاي گريشمن از تپههاي لالي در چهارمحال و بختياري، ميتوان فهميد كه سازههاي ايراني از ريزترين آنها يعني وسايل آشپزخانه و شكار تا بزرگترين آنها يعني سي و سه پل و غيره در حال ساخت و محافظت بوده است اما دشمنان اين مرز و بوم اين را قبول ندارند. عدهاي چنان تبليغ ميكنند كه گويا ايران كشوري بدوي است! و ازتمدن بويي نبرده و بربري و وحشي است. قبل از انقلاب اسلامي، آمريكاييها كه در ايران حضور پيدا ميكردند بابت حق قدم خود حق توحش از ايرانيها ميگرفتند، يعني آمدهاند تا ايران را متمدن كنند. هرچه رژيم پهلوي فرياد ميزد و آثار تاريخي تخت جمشيد را نشان ميداد و تمدن ساسانيان را مينوشت، فقط مي توانست اين طور شعار دهد: پيش به سوي تهران بزرگ! يعني تازه بايد به سوي تهران بزرگ شروع به رفتن كنيم تا به آن برسيم!
تعداد ديگري هم آن را نابود ميكردند، حمله اسكندر و به آتش كشيدن تخت جمشيد نشانهاي از اين بغض و كينه آنان است. امروزه در دنياي ديجيتالي و ماهواره اي اين بغض و كينه به شكل ديگري مطرح شده است: تمام مستندات عليه ايران به خوبي نگهداري و توزيع و پخش ميشود ولي مستندات مربوط به اين ملت خريداري و قاچاق و نابود ميشوند. روزانه هزاران قطعه تاريخي از ايران قاچاق ميشود و با اين قاچاقها بايد جهان پر از تمدن و آثار تمدن ايراني شده باشد ولي ميبينيم همهي آنها نابود شدهاند، يعني دشمن قاچاق عتيقه را براي نابودي ميخواهد.
حفظ ميراث فرهنگي
ايجاد گروه پاسداران ميراث فرهنگي يكي از راههاي حفظ آثار و سازههاي فرهنگي است ولي موضوع مهمتر، آگاهي دادن به افكار عمومي است. جهانيان بايد بدانند كه تبليغات سوء اروپاييان و امريكاييان عليه تمدن و آثار تاريخي ايران ريشه در چه امر مهمي دارد. آنان بايد بدانند، اروپاييان روش تخريب دارند و امريكاييان روش تحريف. يعني سر دسته اروپاييان، اسكندر است كه فقط به قصد تخريب و نابودي آثار باستاني ميآيد. آنچه را بتواند ميسوزاند و الآن هم كه قادر به سوزاندن نيستند، قطعه قطعه آثار را ميدزدند و نابود ميكنند تا هيچ اثري نماند. امريكاييان كه مك كارتيسم در رأس آن است، در صددند ايران را كشوري فقير و وحشي جلوه دهند كه حتي قادر نيست از ميراث فرهنگي خود محافظت كند. آنان تاريخ ايران را به دسيسههاي مختلف به نفع خود مصادره ميكند. آنان طوري عمل كردهاند كه همهي وقايع برعكس نوشته شده؛ افكار عمومي جهاني با رسانههاي ديداري و شنيداري اينطور شكل داده شده است: امريكاي بيهويت، امريكايي كه با كشتار مردم بومي تمدن را پايهگذاري كرده، امروزه ملت شريف و با تمدن و فرهنگ معرفي ميشود و ملتهاي آسيايي كه در اين قاره كهن و مهد تمدن و پر از آثار باستاني زندگي ميكنند به توحش وترور و كشت و كشتار تبليغ ميشوند؟! اين همه ميگويند: برون فكني! معني آن همين است. تاريخ واقعي غرب به نام شرق و تاريخ واقعي شرق به نام غرب جابهجا شده است. مردم بربر اروپا كه جز آدمخواري كاري نداشتند، به عنوان طرفدار حقوق بشر و حامي انسانيت و مهد و جايگاه تمدن و آزادي معرفي ميشوند و برعكس مردم آسيا كه محل حضور پيامبران الهي و سازههاي افتخارآفرين و ميراث ماندگار فرهنگي و سياسي و اجتماعي به ملتي جهان سومي، عقب مانده و توسعه نيافته تبلغ ميشوند. امروزه بايد همه بدانند اگر تمدني هم در غرب است، هنوز هم شرقيها آن را ميسازند، نه خود غربيها... و اين رسالت سنگين ما در روشن ساختن آن است.
سيد احمد حسيني ماهيني
صنعت گردشگري و طرحهاي عمراني
Tourism & Projects
تماشاي توليدات ديگران جنبه شاديآور زندگي هر انساني را تشكيل ميدهد. صنعت ديگران هر چه باشد به تماشاي آن ميارزد، حتي اگر صنعت و يا توليد تصادف يا طبيعت و يا خلقت خداوند باشد. وقتي به كوه بلندي مانند دماوند نگاه ميكنيم همانقدر لذت ميبريم كه از نگاه كردن به يك آسمانخراش دست ساخت بشري. از ديدن استخوانهاي دايناسورها همانقدر شگفتزده ميشويم كه از ديدن ميل گاردان، هندل و يا سگدستِ يك جرثقيل و يا كاميون عظميم الجثه... همه آنها در يك چيز مشترك هستند و آن اين كه ما قادر نيستيم آنها را به وجود آوريم و از به وجود آمدن آنها شگفت زده شدهايم!
تصور كنيد يك كارمند جزء در ادارات تهران، حتي نميتواند آجر روي آجر بگذارد و يك خانه و سرپناه براي خود درست كند و همين كارمند بليط ميگيرد و به تماشاي كاخ سعدآباد ميرود و از ديدن اتاقهاي متعدد و تو درتوي آن لذت ميبرد... اين لذت از چه نوع است؟ هر كس آن را چيزي تفسير ميكند ولي نام آن گردشگري و يا صفت توريسم (Tourism) است يعني ما زحمت ميكشيم، كار ميكنيم، پول درميآوريم و آن را به آساني ميدهيم تا چيزهايي را كه نداريم، تماشا كنيم و از خود بپرسيم چطور ميشود ما هم اينها را داشته باشيم! مگر آنهايي كه اينها را داشتند چه فرقي ميكردند؟ زندگينامه همهي آنها نشان ميدهد كه روزي مثل ما بودند، رنج و عذاب، فقر و بيپولي داشتند ولي ناگهان وضعشان عوض شد. ما در گردشگري به دنبال اين رمز (Password) هستيم. آن رمزي كه از انسانهاي فقير و ناتواني مثل ما ناگهان يك رهبر، ليدر (Leader) پادشاه (King) و يا غول ثروت و افسانه گنج مي سازد...
طبيعت ساختهها
اگر از خلقتهاي خداوندي بگوييم ممكن است خيليها ناراحت شوند زيرا آنها ترجيح ميدهند كه از آثار طبيعت ساخته و يا تصادف به وجود آورده، صحبت شود تا از خلقتِ خداوند عالم دانا. اما به هر حال موضوع فرقي نميكند. ميگويند مولانا يك بار در اثبات خداوند خيلي زحمت كشيد، شب خدا را در خواب ديد كه به او مي گويد: مولانا زحمت زيادي كشيدي اگر استدلالهاي تو نبود، ما هم نبوديم؟! يعني چه؟ مولانا اثبات كند يا قادر به اثبات نباشد، واقعيت خارجي تفاوتي نمي كند. ما زنده باشيم يا نباشيم، رودخانهها جاري هستند، شب و روز ميگردد و تاريكي و روشنايي ميروند و ميآيند... اما چرا انسان به گردش طبيعت علاقه دارد؟ اين همان رمز ناداشته است. وقتي به پرنده نگاه ميكند، حسرت ميخورد كه چرا پرنده به آن كوچكي ميتواند بالا برود، به راحتي پرواز كند و هرجا دلش ميخواهد برود، ولي او پاي بست اين روستا يا شهر است؟ چرا او نميتواند غل و زنجير نامريي را از پاي خود باز كند و سبكبال همچون پرنده پرواز كند؟
وقتي انسان به اسب نگاه ميكند، از خود ميپرسد اين اسب چه تيزپا است و چه سرعت بالايي دارد، هرجا دلش ميخواهد و با هر سرعتي كه اراده كند ميرود ولي من يا او پس از چند قدم دويدن بايد سينهي سوخته و آتش گرفتهي خود را با دست بگيريم و قلب وامانده را ناز كنيم. وقتي به موش يا مگس هم نگاه ميكنيم همين است. چرا موش به راحتي در هر سوراخي ميرود و خود را مخفي ميكند ولي ما نميتوانيم؟ چرا و هزاران چراي ديگر در مقابله با طبيعت به انسان روي ميآورد. گردشگري از زماني شروع ميشود كه اين چراها در اطراف ما به انتها رسيده باشد و ما سؤالي يا تعجبي نداشته باشيم و به عبارتي ديگر، يكنواختي كامل برما حاكم باشد. ميرويم در يك كوهستان با دشتستان يا جنگل ديگر، خود را در دامان طبيعت رها ميكنيم، چرا طبيعت اين همه بزرگ است؟ چرا هر چه ميرويم تمام نميشود؟...
فضانوردي
تمامي زمين را گشتيم، همه جا مثل همه شد! برخلاف تصور ما چيزهاي جديد آن خيلي زود مثل آن چيزهايي شد كه ديده بوديم. قله اورست همان قله دماوند است فقط كمي امتداد بيشتري دارد. دشت لالههاي چهارمحال و بختياري همانند دشت قزوين است، كمي قرمزتر، و جاده رشت و آستارا هم مثل جاده شهريار است و يا حتي مثل خيابان وليعصر تهران يا پونك و جنتآباد و امامزاده داوود و بزرگراه مدرس... چه تفاوت اساسي بين آنهاست؟ فقط مدّ يا كشيدگي و امتداد است و بس. درست مثل خانه يك فقير با يك خانه ثروتمند فقط فرقش اين است كه تعداد آجرها بيشتر تكرار شده است!!!
در آسمان خراشهاي نيويورك چه چيزي هست جز آهن و شيشه كه تكرار شدهاند؟ همهي دنيا تكرار است! روز، شب و همه چيز تكرار است. بعضي تكرارها كوچك هستند و برخي بزرگتر! فقط همين...
از اينجاست كه بشر از روي زمين كنده ميشود، او بايد به فضا برود چون آنجا همه چيز فرق خواهد داشت! در زمين همه چيز صاف است ولي در آسمان همه چيز گرد است. ستارهها دايرهاي هستند، آسمان دوار است، خورشيد گرد است و ماه، كروي... كدام چيز روي زمين مثل ماه يا خورشيد گرد و كروي است؟ پس آنجا بايد رفت. همه چيز در آنجا فرق ميكند! اما وقتي براي رفتن به فضا در سفينه نشست و به كره ماه رفت، ميبيند قضيه برعكس است! حالا سطح كره ماه صاف و ممتد و كشيده است و كره زمين گرد و زيبا و درخشنده! به كره مريخ هم ميرود اما آنجا هم چيزي جز چاله و چوله نيست. چيزي كه در زمين فراوان بود و از دست آن گريزان... حالا زمين از دور صاف ديده ميشود ولي مريخ چاله چوله و كوه و دره... است. عجب! گردشگري در فضا هم به آن همه خرج نميارزيد. ميتوانيم اين را از فضانوردان و آنهايي كه ميليونها دلار خرج كردند، بپرسيم! باززمين بهتر است. بالاخره آب و آبادي دارد، ولي كره مريخ يا ماه چي دارد؟ همه جا كه وطن نميشود!
انسان ساخته گردي!
گردش براي ديدن دست ساختههاي بشري دليل زيباتري از گذشته ندارد. اين دست ساختهها يا قابل تقليد هستند يا نيستند و اگر قابل تقليد نباشند، عجايب نام ميگيرند مانند عجايب هفتگانه كه از قديم مرسوم بوده و در كتب تاريخي از آن ياد ميشود و البته فقط يكي يا دوتاي آنها براي زمان ما باقي مانده است مانند اهرام ثلاثه در مصر و ديوار چين...
اين عجايب، افسانههاي زيادي دارند يعني حواشي زيادي براي خود ايجاد كردهاند. برخي معتقدند، ديوار چين را الكساندر يا اسكندر يا به عبارتي كوروش كبير ساخته است و هدف آنها اين بوده كه ملت چين به بيرون از ديوار نرسد زيرا شايعه بوده كه ملت چين داراي سرعت تناسلي و تزايدي بوده و به سرعت تكثير ميشدند. همانطور كه الآن نيز ما شاهديم كشور چين بيشترين جمعيت جهان را دارد و هر روز بر سرعت آن افزوده ميشود و ميبينيم هنگكنگ، ويتنام، مالزي و ديگر كشورها نيز به سرعت «چين زده» ميشوند. البته در طول تاريخ آنها حملات زيادي كردهاند و بعضاً به يأجوج و مأجوج معروف شدهاند. در جنگ دوم جهاني هم ما شاهد كشتار وسيع مردم ژاپن، چين تايپه، و ديگر همسايگان بودهايم و اكنون نيز قويترين كادر آدمكش و مسن ترين افراد را اين مردم تشكيل ميدهند، به طوري كه در آمريكا و اروپا گانگستريهاي معروف جهاني فقط با رزمهاي چيني بايد آشنا شوند تا بتوانند مقابله نمايند و الّا هيچ قدرتي قادر به مقابله با مرگهاي آني اهدايي از فنون رزمي چين نيست. اكنون ديگر ديوار چين هم نميتواند مانع حضور و حمله آنان به ديگر مكانها شود و بعيد نيست در صورتيكه فقر حاكم بر چين افزايش يابد، آنان همانند گذشته براي پيدا كردن زمين و مزارع جديد و محل خوراك و استراحت، به صورت سيل يا زلزله حملات و هجومهاي خود را آغاز كنند و با آن جمعيت كذايي آيا كسي قادر به جلوگيري خواهد بود؟
چرا صنعت گردشگري؟
دست ساختههاي بشري از دو جهت به گردشگري مربوط ميشوند: يكي ساختمانها و سازههايي كه قبلاً بوده و ديگري سازههايي كه بعداً به وجود ميآيد! ساختمانها و سازههايي كه قبلاً بوده، به عنوان آثار باستاني و ميراث فرهنگ مورد توجه گردشگران است. شايد ايران از اين لحاظ قويترين و پرشمارترين سازهها را داشته باشد. از 15 هزار سال پيش كه تاكنون اين ملت در حال ساخت و ساز هستند، بر اساس يافتههاي گريشمن از تپههاي لالي در چهارمحال و بختياري، ميتوان فهميد كه سازههاي ايراني از ريزترين آنها يعني وسايل آشپزخانه و شكار تا بزرگترين آنها يعني سي و سه پل و غيره در حال ساخت و محافظت بوده است اما دشمنان اين مرز و بوم اين را قبول ندارند. عدهاي چنان تبليغ ميكنند كه گويا ايران كشوري بدوي است! و ازتمدن بويي نبرده و بربري و وحشي است. قبل از انقلاب اسلامي، آمريكاييها كه در ايران حضور پيدا ميكردند بابت حق قدم خود حق توحش از ايرانيها ميگرفتند، يعني آمدهاند تا ايران را متمدن كنند. هرچه رژيم پهلوي فرياد ميزد و آثار تاريخي تخت جمشيد را نشان ميداد و تمدن ساسانيان را مينوشت، فقط مي توانست اين طور شعار دهد: پيش به سوي تهران بزرگ! يعني تازه بايد به سوي تهران بزرگ شروع به رفتن كنيم تا به آن برسيم!
تعداد ديگري هم آن را نابود ميكردند، حمله اسكندر و به آتش كشيدن تخت جمشيد نشانهاي از اين بغض و كينه آنان است. امروزه در دنياي ديجيتالي و ماهواره اي اين بغض و كينه به شكل ديگري مطرح شده است: تمام مستندات عليه ايران به خوبي نگهداري و توزيع و پخش ميشود ولي مستندات مربوط به اين ملت خريداري و قاچاق و نابود ميشوند. روزانه هزاران قطعه تاريخي از ايران قاچاق ميشود و با اين قاچاقها بايد جهان پر از تمدن و آثار تمدن ايراني شده باشد ولي ميبينيم همهي آنها نابود شدهاند، يعني دشمن قاچاق عتيقه را براي نابودي ميخواهد.
حفظ ميراث فرهنگي
ايجاد گروه پاسداران ميراث فرهنگي يكي از راههاي حفظ آثار و سازههاي فرهنگي است ولي موضوع مهمتر، آگاهي دادن به افكار عمومي است. جهانيان بايد بدانند كه تبليغات سوء اروپاييان و امريكاييان عليه تمدن و آثار تاريخي ايران ريشه در چه امر مهمي دارد. آنان بايد بدانند، اروپاييان روش تخريب دارند و امريكاييان روش تحريف. يعني سر دسته اروپاييان، اسكندر است كه فقط به قصد تخريب و نابودي آثار باستاني ميآيد. آنچه را بتواند ميسوزاند و الآن هم كه قادر به سوزاندن نيستند، قطعه قطعه آثار را ميدزدند و نابود ميكنند تا هيچ اثري نماند. امريكاييان كه مك كارتيسم در رأس آن است، در صددند ايران را كشوري فقير و وحشي جلوه دهند كه حتي قادر نيست از ميراث فرهنگي خود محافظت كند. آنان تاريخ ايران را به دسيسههاي مختلف به نفع خود مصادره ميكند. آنان طوري عمل كردهاند كه همهي وقايع برعكس نوشته شده؛ افكار عمومي جهاني با رسانههاي ديداري و شنيداري اينطور شكل داده شده است: امريكاي بيهويت، امريكايي كه با كشتار مردم بومي تمدن را پايهگذاري كرده، امروزه ملت شريف و با تمدن و فرهنگ معرفي ميشود و ملتهاي آسيايي كه در اين قاره كهن و مهد تمدن و پر از آثار باستاني زندگي ميكنند به توحش وترور و كشت و كشتار تبليغ ميشوند؟! اين همه ميگويند: برون فكني! معني آن همين است. تاريخ واقعي غرب به نام شرق و تاريخ واقعي شرق به نام غرب جابهجا شده است. مردم بربر اروپا كه جز آدمخواري كاري نداشتند، به عنوان طرفدار حقوق بشر و حامي انسانيت و مهد و جايگاه تمدن و آزادي معرفي ميشوند و برعكس مردم آسيا كه محل حضور پيامبران الهي و سازههاي افتخارآفرين و ميراث ماندگار فرهنگي و سياسي و اجتماعي به ملتي جهان سومي، عقب مانده و توسعه نيافته تبلغ ميشوند. امروزه بايد همه بدانند اگر تمدني هم در غرب است، هنوز هم شرقيها آن را ميسازند، نه خود غربيها... و اين رسالت سنگين ما در روشن ساختن آن است.
سيد احمد حسيني ماهيني
Sunday, July 22, 2007
They UNESCO is worker and barrater of Arab Saudi for destroyed the historical firms.
They UNESCO is worker and barrater of Arab Saudi for destroyed the historical firms.
Ancient and antic area and cultural inheritance is as the HONESTY, INTEGRITY, SAFEKEEPING, TRUSTEESHIP and TRUST t near us to delivery to future peoples, and we hold and depute this responsibility to the UNESCO. But they give money and study in all area exactly to sale all information’s to Arab Saudi for destroy. We know Arabs are not any knowledge and they are very foolish but the UNESCO experts need money! They work hard to recognize all historical traces, rills, monuments, traditions to sale them and then the crocodile eater Arabs destroyed there! All maps are near them and they destroyed and UNESCO is silent! They destroyed the kiblah in the Israel and Mecca. Today they wanted to destroyed the Imam Hussein and others holy shrine and the UNESCO not only is silent but also said they are not any historical!
كل الاميريكيه والمنظمات بين الدوليه عميل السعودي !
يونسكو من اعظم شعايره حفظ الاثار التاريخي ولكن لا! انهم جمعوا كل استخبارات من اثار التاريغي بالدقه للمعامله مع السعودي للتخريب فقط! نحن نشاهد ان الاعراب السعودي لا نعلم شيئا لانه انهم كل هم الفاسقون انهم يقتلون الجيران بيد بن لادن ويبقون النسوان كما عمل فرعون في زمان الموسي ع . انهم ضد كل الاثار التاريخي ويخربونه المدينه والمكه ولا اعتراض يونسكو عليهم بل انهم يويد كل التخريبات لانه يقولون ان الحرم الشريفين في المكه والمدينه قديمي ولازم ان تخريب للشرايع والفنادق! ولكن انهم يحفظون قبور البوداييون حتي في افغانستان ويقولون انه من اثار التاريخي ! الان قبلتين يخربون بيد السعودي في المكه والقدس واليونسكو بالتييداتهم يزيدون! لهذا انهم عميل السعودي للتجميع الاستخبارات الدقيقه للتخريب الدقيقه! وهذا اليوم انهم اصدروا فتاوا للتخريب الخرم الحسين حفد الرسول في كربلا وبعدا تخريب النجف حرم الحيدر ابن عم الرسول وبعل الفاطمه بنت الرسول ص واليونسكو ساكت ؟ لا انهم يويد مامر به السعودي للتخريب !
سهميهبندي سوخت
و تأثير آن بر طرحهاي عمراني و پروژهها
سوخت و سهميهبندي آن تأثير متقابلي با مسأله پروژههاي اجرايي در سطح كلان يا سطح ملي و محلي دارد به خصوص در كشوري كه ميتوان گفت دومين صادركننده گاز طبيعي و چهارمين توليدكننده نفت در جهان است. مشكل اصلي سوخت در كشورها، مزيتهاي نسبي آن است. مثلاً در كشوري مثل امارات يا عربستان يا كويت، سرماي سخت وجود ندارد و لذا اين كشورها نيازي به نفت سفيد يا نفت كوره براي گرمايش واحدهاي مسكوني ندارند و برعكس در سيبري، شمال ژاپن و كشور چين و كانادا و... زمستانهاي سخت و طولاني و برفهاي سنگين و سرد، نياز آنان را به سوخت به عنوان تأمين كننده گرمايش به يك معضل اساسي تبديل كرده است. در ايران به دليل وسعت زمين در طول و عرض جغرافيايي، ما شاهد چهارفصلِ همزمان هستيم، در حالي كه مردم در تابستان داغ در اهواز قادر نيستند چندين ساعت را در خيابانها راه بروند، در تبريز بهترين ساعات قدم زدن در خيابانها همان ساعتها هستند! و نزديك صبح يا غروب به علت سردي هوا و خنكي آن چندان براي قدم زدن مناسب نيست. در حالي كه مثلاً در كوهستانهاي اله اكبر خراسان شمالي، هنوز برف ميبارد و بر روي هم انباشته ميشود، در ميناب و بندر جاسك ليموترش و ليمو شيرين و گوجه و خيار برداشت ميشود و در حالي كه در يزد بيآبي و كوير و پيشرفت بيابان دمار از روزگار مردم درآورده، در شمال ايران، مردم از وفور چوب و جنگل و باران و آب فراوان و گل و شل بودن جادهها و خيابانها فرار ميكنند! در حالي كه مردم در كوهستانهاي كردستان و كرمانشاه، توت فرنگيهايشان نرسيده، مردم تاكستان انگورهايشان را هم چيدهاند! در حالي كه توتستان فرحزاد، هنوز گل نكرده، مردم جنوب شهر تهران توتهايشان را خورده و درختانشان بدون توت شدهاند.
سوخت و مسأله مترو
سهميهبندي سوخت، امري لازم بوده و ساليان سال دولتها در صدد تهيه جدولي براي تنظيم آن بودهاند ولي هميشه از عكسالعمل مردم گريزان بودهاند زيرا به هر حال براي اجراي اين طرح سنگين بايد بهايي ولو اندك هم پرداخت ميشد. دولت اصلاحات و دولت سازندگي، اين طرحها را تهيه كردند ولي از اجراي آن عقب ماندند زيرا از عكسالعمل آن در جنبههاي مختلف آگاهي نداشتند. اما به هر حال روزي بايد ساماندهي انجام ميشد و آن روز فرا رسيد. مردم كارهاي خوب را خوب ميدانند ولي بعضي مواقع شيطنت هم مزه ميدهد! با اين كه ما ميدانيم معلم در سر كلاس خوب درس ميدهد ولي معمولاً او را آزار ميدهيم! كه كمتر درس بدهد... و با اين كه ميدانيم مادر از دير رفتن به خانه ناراحت ميشود ولي در ته دل خود كمي هم لذت ميبريم كه او را آزار دهيم! او نگران ما بشود، دلش شور بيافتد و شايد هم امتياز و پوئني بدهد!...
و الآن همين وضعيت است: مردم امتيازي در مقابل اين امتياز از دست رفته ميخواهند. مهمترين امتياز كه دولت ميتواند جايگزين نمايد، ساخت مترو است. مترو از جنبههاي مختلف در زندگي مردم مؤثر است. ابتدا طرحهاي عمراني آن از قبيل طراحي، مهندسي، خاك برداري، حفاري، ساختمان سازي، سنگ كاري، ريل كاري و واگن سازي، همه و همه اشتغالزا بوده و مسأله مديريت بازار كار را به راحتي ساماندهي ميكند، سپس كه راه افتاد، ميتواند در كاهش زمان رفت و آمد، سرعت و دقت و صحت و سلامت آن، مردم را ياري دهد. از نظر آلودگي هوا و زيست محيطي بسيار خوب و روان است و نياز به سوخت در آن را ميتوان با توجه به فراواني و مزيتهاي نسبي تغيير داد. نيروگاه برقي آن را ميتوان به صورت گازي ساخت كه مصرف نفت و بنزين هم كاهش يافته و مصرف گاز را كه بدون برنامه در حال از دست رفتن است، مرتب نمود و بالاخره حتي در فرهنگ سازي مردم مؤثر شد. تبليغات در مترو، رفت و آمد آنهمه جمعيت در كنار هم و با آرامش كامل فرهنگ جديدي به تعامل انساني اضافه ميكند.
گازسوز نمودن خودروها
اين كه خودروها بايد در كشوي مثل ايران، گاز سوز شوند، امري پسنديده است. زيرا بنزين به عنوان درصدي كوچك از نفت سنگين هميشه تراز صادرات ايران را معكوس كرده است. به طور مثال بنده در كنفرانس «پودر ماهي» در دانشكده فني ثابت نمودم كه ما «ماهي اوزون برون» را ميفروشيم و ماهي مرده و ريز را ميخريم!...
بهترين صادرات ماهيها خاويار است كه بالاترين قيمت خوراكيها را در جهان دارد و ايران در آن حرف اول را ميزند. فرض كنيد A ريال نتيجه صادرات خاويار ايران باشد. حالا ما براي خوراك دام و طيور و فربه نمودن و گوشتي نمودن مرغها در پروسه توليد نياز به پودر ماهي داريم. پودر ماهي عبارت است از ماهيهاي كوچك و مرده و بعضاً حرام گوشت از نظر اسلام كه در آن سوي مرزهاي ايران صيد ميشود و سپس با حرارت دادن و خشك كردن و آسياب نمودن آنها پودر ماهي درست ميشود كه به همراه سويا و كنجاله و برخي مواد ديگر دان مرغ تهيه ميشود! در مجموع واردات پودر ماهي گاهي تا 2 برابر A ريال وارد ميشود. يعني ما زحمت ميكشيم، اوزون برونها را ميكشيم و تخمريزيهاي او را محدود ميكنيم و آن را بستهبندي مي كنيم تا A ريال گيرمان بيايد. بعد A ريال ديگر هم رويش ميگذاريم، ته مانده سفره صيادان ماهي خارجي را ميخريم! موضوع بنزين هم همين است، كل فروش نفت ما با همهي هزينههاي آن 50 ميليارد دلار است و آن وقت چه درصدي از آن را بايد بدهيم و بنزين وارد كنيم؟ و لذاست كه اگر صنعت خودرو و صنعت گرمايش ما از بنزين سوز شدن به سوي گازسوزشدن برود، ميتوان اميدوار بود از اين لشمهخوريها راحت شويم كه نفت خود را ارزان نفروشيم و بنزين گران يا نفت سفيد بخريم...
البته گازسوزنمودن هم مشكلات خود را دارد ولي همانطور كه مردم به مصرف بنزين عادت كردهاند، روزي هم ميرسد كه آن را جزو تاريخ بخوانند و بگويند روزگاري ماشينها بنزين سوز بوده است و اين امر جز در سايه همت عمومي مردم و مسؤولين به طور مشترك امكانپذير نيست زيرا اگر دولت سرمايهگذاري كند ولي مردم استقبال نكند، دورريختن پول مردم است.
ساخت ريل هوايي
مشكلات عديده و موجود در كلانشهر تاريخي در سراسر جهان از موارد غامض و پيچيدهي مسايل شهري است. از يك سو سازمانهاي ميراث فرهنگي جهان تمايل دارند بافت شهرها به همان شكل باقي بماند تا آثار تاريخي و گردشگري حفظ شود و از سوي ديگر شهرداران تمايل دارند براي تنظيم رفت و آمد و خيابان كشي، اين بافتها را به هم بريزند و از نو بسازند. اين تضاد و تقابل، عليرغم ميل باطني هر يك از آنها اتفاق ميافتد. يعني چه بسا مسؤولان ميراث فرهنگي هم بدانند نگهداشتن آن كوچههاي تنگ و تاريك و آن ساختمانهاي آب و رنگ رفته و ديوارهاي گلي فرو ريخته مردم را به زحمت مياندازد ولي با اين حال ماده و تبصره به مجلس ميبرند و مانع تخريب آنها ميشوند و برعكس، مسؤولان شهرداري نيز ميدانند تخريب خاطرات يك ملت يك محله با يك شهر كار درستي نيست ولي براي حل مشكل ترافيك بايد چنين كاري بكنند.
در اين گيرودار دعواهاي فرهنگي و ترافيكي منوريل، ريل هوايي، خيابانهاي چند طبقه و امثال آن ميتواند طرح بهتري باشد. مثلاً براي خيابان انقلاب تهران، امكان عقب نشيني وجود ندارد و با توجه به صد ساله شدن برخي مراكز آن، جزو آثار باستاني هم قرار ميگيرد. لذا اگر ميتوان خيابان را طبقاتي كرد و به جاي كندن زيرزمين، ستون بر روي زمين داير كرد؛ ميتوان اميدوار بود هم سرعت رفت و آمد مردم بيشتر ميشود و هم آثار باستاني و تاريخي به جاي خود ميماند...
فرض كنيد مردم غيرمحلي كه مجبورند از خيابان انقلاب عبور كنند، با خط هوايي يا خيابان طبقه دوم از آزادي تا چهارراه تهرانپارس را يكسره طي كنند. در اين صورت هم سوخت بنزين كمتر مصرف ميشود، زيرا راه بندان نيست، هم مردم سريعتر به محل كار خود ميرسند و رضايت مردمي حاصل ميشود و هم ميتوان انرژي مورد نياز اين ريل هوايي يا خيابان طبقاتي را از محل گاز سوزنمودن خوروها و لكوموتيوها تغيير كاربري داد. يعني چون طراحي آن از ابتدا به دست خودمان است، با توجه به شرايط و منابع موجود بايد آن را طراحي نمود تا از اتلاف منابع كمياب جلوگيري شود.
ساخت پالايشگاه بنزين
ميگويند ترك عادت موجب مرض است. حالا عدهاي ممكن است اصرار داشته باشند كه همان بنزين سوز باشند و به هر دليل از گازسوز نمودن خودرو يا وسايل گرمايشي خود ممانعت به عمل آوردند، در اين صورت بايد بودجهي صرفهجويي شده در سهميهبندي بنزين براي ساخت پالايشگاههاي جديدتر و يا تعمير و بازسازي و بهسازي پالايشگاههاي موجود هزينه شود. برخي از مردم اصرار دارند از پيشرفت بترسند و به همان سنت تاريخي و خانوادگي و با شخصي خود تا آخر عمر وفادار بمانند. مثلاً ما ميدانيم كه در تغيير اسامي خيابانهاي مردم به تعداد تغيير اسامي آن دستهبندي ميشوند عدهاي كه مثلاً وفادار به رسم اوليه باقي بمانند، عدهاي به اسامي جديد و تعدادي هم به اسامي مياني! اغلب، رسم اوليه در ميان پيرمردها و پيرزنها شايع است زيرا به جهت كهولت سن از يادگيري اسامي جديد وحشت دارند و حفظ اسامي قديمي را يك نوع سنت محلي يا خانوادگي و يا حتي ايدئولوژيكي ميدانند. وقتي شما ميخواهيد مثلاً به مترو سوار شويد، ميپرسيد عباسآباد كجاست؟ جوانترها ليست ايستگاه مترو را نگاه ميكنند و ميگويند نميدانيم! اما پيرمردها با شوق و ذوق ميگويند بعد از تختطاووس است! جوانترها مبهوت ميمانند كه تختطاووس ديگر چيست و چرا هيچجايي اين اسم را نخواندهاند؟ بعد كه توضيح ميدهي تختطاووس همان خيابان آيتالله طالقاني و عباسآباد همان خيابان شهيد بهشتي است تازه متوجه موضوع ميشوند. ساخت پالايشگاه بنزين هم در واقع همان تختطاووس يا تپههاي عباسآباد است. مردم و مخصوصاً سالمندان از جمله تاكسيرانان و مسافركشها از وقتي دست به فرمان شدند، با كاربراتور، پمپ بنزين و لوله و اينطور چيزها آشنا شدند حالا بيايند كپسول گاز آن هم به صورت ترسناكي كه ناگهان منفجر شود در ماشين خود بگذارند، هم ميترسند هم اين كه برايشان اُفت دارد! چون كاركرد با آن را بلد نيستند و عمري با بنزين سروكار داشتهاند. براي اين نوع افراد، حتماً بايد بنزين تهيه شود و الّا مانند مواد مخدر يا كالاي قاچاق يا سيگار خارجي در حال نشئگي باقي ميمانند! بوي بنزين براي آنها مانند بوي ترياك براي معتاد يا بوي كباب براي يك گوشتخوار خوشمزه و دوست داشتني است لذا بايد مبلغي از صرفهجويي حاصل از سهميهبندي براي ساخت پالايشگاه بنزين تخصيص داده شود.
تعادل بودجهاي
متأسفانه هر برنامه آنطور كه برنامهريزي شده پيش نميرود زيرا مسايلي پيش ميآيد كه قابل پيشبيني نبوده است و به همين خاطر، امروز برنامهريزي به صورت ثابت و اين است و جز اين نيست والّا و بالله همين است و لجبازي بر سر آن جاي خود را به برنامهريزي انعطافپذير (Flexible) داده است. يعني مديريت كه قبلاً يك سخت افزار مانند فيزيك و مكانيك تصور ميشد، امروز به مديريت آني، يا مدير يك دقيقهاي تبديل شده است. در واقع مدير موفق آن مديري نيست كه برنامه 50 ساله داشتند و بدون هيچ تغييري آن را اجرا كند. بلكه آن مديري است كه برنامه 100 ساله يا حتي هزار ساله داشته باشد ولي آن را مطابق شرايط روز تغيير دهد. زيرا تعامل سازمان با محيط سازماني باعث بقاي آن ميشود در حالي كه مقاومت تغييرات باعث نابودي سازمان ميگردد. فرض كنيد در 5 سال پيش ما يك برنامهي بيست ساله نوشتهايم و در آن گفتهايم پس از 20 سال اگر خدا بخواهد در سطح منطقه مقام ا ول علمي را به دست ميآوريم ولي الآن دانشآموزان، دانشجويان و دانش پژوهان مادر همهي زمينههاي علمي جزو سومين كشورهاي جهان هستند يعني در عرض 4 سال نه تنها مقام اول علمي در سطح منطقه را به دست آوردند بلكه از آن هم بالاتر رفتند. حالا عقل نميپذيرد كه ما بگوييم اي جوانان! كمي سرعت را كم كنيد و يا اصلاً برويد استراحت كنيد چون ما قرار است 20 سال ديگر به اينجا برسيم. اين است كه بودجه بندي و برنامهريزي بايد كاملاً با محيط خود بده بستان يا تعامل داشته باشد و باز خورد (Feedback) آن را عمل كند. با اين توجهات، اگر امروز ما برنامهريزي كرديم كه مثلاً سهميهبندي بنزين را اجرا كنيم و از عوايد آن مترو بسازيم، فردا اگر امكان بهتري داشتيم نبايد خود را در اين مصوبه محدود و زنداني كنيم بلكه بايد مصوبات را بازنگري كنيم، همانطور كه ما ديديم حتي در قانون اساسي هم بازنگري ميكنند چه رسد به برنامه بيست ساله يا 5 ساله يا يك ساله.. در طرحهاي عمراني هم اين اصل پذيرفته شده كه قيمت پيشنهادي اوليه هميشه با تعديل مواجه باشد و تورم و شرايط اقتصادي همه ساله در آن دخيل و در آن منظور شود.
هفته نامه مناقصه
Ancient and antic area and cultural inheritance is as the HONESTY, INTEGRITY, SAFEKEEPING, TRUSTEESHIP and TRUST t near us to delivery to future peoples, and we hold and depute this responsibility to the UNESCO. But they give money and study in all area exactly to sale all information’s to Arab Saudi for destroy. We know Arabs are not any knowledge and they are very foolish but the UNESCO experts need money! They work hard to recognize all historical traces, rills, monuments, traditions to sale them and then the crocodile eater Arabs destroyed there! All maps are near them and they destroyed and UNESCO is silent! They destroyed the kiblah in the Israel and Mecca. Today they wanted to destroyed the Imam Hussein and others holy shrine and the UNESCO not only is silent but also said they are not any historical!
كل الاميريكيه والمنظمات بين الدوليه عميل السعودي !
يونسكو من اعظم شعايره حفظ الاثار التاريخي ولكن لا! انهم جمعوا كل استخبارات من اثار التاريغي بالدقه للمعامله مع السعودي للتخريب فقط! نحن نشاهد ان الاعراب السعودي لا نعلم شيئا لانه انهم كل هم الفاسقون انهم يقتلون الجيران بيد بن لادن ويبقون النسوان كما عمل فرعون في زمان الموسي ع . انهم ضد كل الاثار التاريخي ويخربونه المدينه والمكه ولا اعتراض يونسكو عليهم بل انهم يويد كل التخريبات لانه يقولون ان الحرم الشريفين في المكه والمدينه قديمي ولازم ان تخريب للشرايع والفنادق! ولكن انهم يحفظون قبور البوداييون حتي في افغانستان ويقولون انه من اثار التاريخي ! الان قبلتين يخربون بيد السعودي في المكه والقدس واليونسكو بالتييداتهم يزيدون! لهذا انهم عميل السعودي للتجميع الاستخبارات الدقيقه للتخريب الدقيقه! وهذا اليوم انهم اصدروا فتاوا للتخريب الخرم الحسين حفد الرسول في كربلا وبعدا تخريب النجف حرم الحيدر ابن عم الرسول وبعل الفاطمه بنت الرسول ص واليونسكو ساكت ؟ لا انهم يويد مامر به السعودي للتخريب !
سهميهبندي سوخت
و تأثير آن بر طرحهاي عمراني و پروژهها
سوخت و سهميهبندي آن تأثير متقابلي با مسأله پروژههاي اجرايي در سطح كلان يا سطح ملي و محلي دارد به خصوص در كشوري كه ميتوان گفت دومين صادركننده گاز طبيعي و چهارمين توليدكننده نفت در جهان است. مشكل اصلي سوخت در كشورها، مزيتهاي نسبي آن است. مثلاً در كشوري مثل امارات يا عربستان يا كويت، سرماي سخت وجود ندارد و لذا اين كشورها نيازي به نفت سفيد يا نفت كوره براي گرمايش واحدهاي مسكوني ندارند و برعكس در سيبري، شمال ژاپن و كشور چين و كانادا و... زمستانهاي سخت و طولاني و برفهاي سنگين و سرد، نياز آنان را به سوخت به عنوان تأمين كننده گرمايش به يك معضل اساسي تبديل كرده است. در ايران به دليل وسعت زمين در طول و عرض جغرافيايي، ما شاهد چهارفصلِ همزمان هستيم، در حالي كه مردم در تابستان داغ در اهواز قادر نيستند چندين ساعت را در خيابانها راه بروند، در تبريز بهترين ساعات قدم زدن در خيابانها همان ساعتها هستند! و نزديك صبح يا غروب به علت سردي هوا و خنكي آن چندان براي قدم زدن مناسب نيست. در حالي كه مثلاً در كوهستانهاي اله اكبر خراسان شمالي، هنوز برف ميبارد و بر روي هم انباشته ميشود، در ميناب و بندر جاسك ليموترش و ليمو شيرين و گوجه و خيار برداشت ميشود و در حالي كه در يزد بيآبي و كوير و پيشرفت بيابان دمار از روزگار مردم درآورده، در شمال ايران، مردم از وفور چوب و جنگل و باران و آب فراوان و گل و شل بودن جادهها و خيابانها فرار ميكنند! در حالي كه مردم در كوهستانهاي كردستان و كرمانشاه، توت فرنگيهايشان نرسيده، مردم تاكستان انگورهايشان را هم چيدهاند! در حالي كه توتستان فرحزاد، هنوز گل نكرده، مردم جنوب شهر تهران توتهايشان را خورده و درختانشان بدون توت شدهاند.
سوخت و مسأله مترو
سهميهبندي سوخت، امري لازم بوده و ساليان سال دولتها در صدد تهيه جدولي براي تنظيم آن بودهاند ولي هميشه از عكسالعمل مردم گريزان بودهاند زيرا به هر حال براي اجراي اين طرح سنگين بايد بهايي ولو اندك هم پرداخت ميشد. دولت اصلاحات و دولت سازندگي، اين طرحها را تهيه كردند ولي از اجراي آن عقب ماندند زيرا از عكسالعمل آن در جنبههاي مختلف آگاهي نداشتند. اما به هر حال روزي بايد ساماندهي انجام ميشد و آن روز فرا رسيد. مردم كارهاي خوب را خوب ميدانند ولي بعضي مواقع شيطنت هم مزه ميدهد! با اين كه ما ميدانيم معلم در سر كلاس خوب درس ميدهد ولي معمولاً او را آزار ميدهيم! كه كمتر درس بدهد... و با اين كه ميدانيم مادر از دير رفتن به خانه ناراحت ميشود ولي در ته دل خود كمي هم لذت ميبريم كه او را آزار دهيم! او نگران ما بشود، دلش شور بيافتد و شايد هم امتياز و پوئني بدهد!...
و الآن همين وضعيت است: مردم امتيازي در مقابل اين امتياز از دست رفته ميخواهند. مهمترين امتياز كه دولت ميتواند جايگزين نمايد، ساخت مترو است. مترو از جنبههاي مختلف در زندگي مردم مؤثر است. ابتدا طرحهاي عمراني آن از قبيل طراحي، مهندسي، خاك برداري، حفاري، ساختمان سازي، سنگ كاري، ريل كاري و واگن سازي، همه و همه اشتغالزا بوده و مسأله مديريت بازار كار را به راحتي ساماندهي ميكند، سپس كه راه افتاد، ميتواند در كاهش زمان رفت و آمد، سرعت و دقت و صحت و سلامت آن، مردم را ياري دهد. از نظر آلودگي هوا و زيست محيطي بسيار خوب و روان است و نياز به سوخت در آن را ميتوان با توجه به فراواني و مزيتهاي نسبي تغيير داد. نيروگاه برقي آن را ميتوان به صورت گازي ساخت كه مصرف نفت و بنزين هم كاهش يافته و مصرف گاز را كه بدون برنامه در حال از دست رفتن است، مرتب نمود و بالاخره حتي در فرهنگ سازي مردم مؤثر شد. تبليغات در مترو، رفت و آمد آنهمه جمعيت در كنار هم و با آرامش كامل فرهنگ جديدي به تعامل انساني اضافه ميكند.
گازسوز نمودن خودروها
اين كه خودروها بايد در كشوي مثل ايران، گاز سوز شوند، امري پسنديده است. زيرا بنزين به عنوان درصدي كوچك از نفت سنگين هميشه تراز صادرات ايران را معكوس كرده است. به طور مثال بنده در كنفرانس «پودر ماهي» در دانشكده فني ثابت نمودم كه ما «ماهي اوزون برون» را ميفروشيم و ماهي مرده و ريز را ميخريم!...
بهترين صادرات ماهيها خاويار است كه بالاترين قيمت خوراكيها را در جهان دارد و ايران در آن حرف اول را ميزند. فرض كنيد A ريال نتيجه صادرات خاويار ايران باشد. حالا ما براي خوراك دام و طيور و فربه نمودن و گوشتي نمودن مرغها در پروسه توليد نياز به پودر ماهي داريم. پودر ماهي عبارت است از ماهيهاي كوچك و مرده و بعضاً حرام گوشت از نظر اسلام كه در آن سوي مرزهاي ايران صيد ميشود و سپس با حرارت دادن و خشك كردن و آسياب نمودن آنها پودر ماهي درست ميشود كه به همراه سويا و كنجاله و برخي مواد ديگر دان مرغ تهيه ميشود! در مجموع واردات پودر ماهي گاهي تا 2 برابر A ريال وارد ميشود. يعني ما زحمت ميكشيم، اوزون برونها را ميكشيم و تخمريزيهاي او را محدود ميكنيم و آن را بستهبندي مي كنيم تا A ريال گيرمان بيايد. بعد A ريال ديگر هم رويش ميگذاريم، ته مانده سفره صيادان ماهي خارجي را ميخريم! موضوع بنزين هم همين است، كل فروش نفت ما با همهي هزينههاي آن 50 ميليارد دلار است و آن وقت چه درصدي از آن را بايد بدهيم و بنزين وارد كنيم؟ و لذاست كه اگر صنعت خودرو و صنعت گرمايش ما از بنزين سوز شدن به سوي گازسوزشدن برود، ميتوان اميدوار بود از اين لشمهخوريها راحت شويم كه نفت خود را ارزان نفروشيم و بنزين گران يا نفت سفيد بخريم...
البته گازسوزنمودن هم مشكلات خود را دارد ولي همانطور كه مردم به مصرف بنزين عادت كردهاند، روزي هم ميرسد كه آن را جزو تاريخ بخوانند و بگويند روزگاري ماشينها بنزين سوز بوده است و اين امر جز در سايه همت عمومي مردم و مسؤولين به طور مشترك امكانپذير نيست زيرا اگر دولت سرمايهگذاري كند ولي مردم استقبال نكند، دورريختن پول مردم است.
ساخت ريل هوايي
مشكلات عديده و موجود در كلانشهر تاريخي در سراسر جهان از موارد غامض و پيچيدهي مسايل شهري است. از يك سو سازمانهاي ميراث فرهنگي جهان تمايل دارند بافت شهرها به همان شكل باقي بماند تا آثار تاريخي و گردشگري حفظ شود و از سوي ديگر شهرداران تمايل دارند براي تنظيم رفت و آمد و خيابان كشي، اين بافتها را به هم بريزند و از نو بسازند. اين تضاد و تقابل، عليرغم ميل باطني هر يك از آنها اتفاق ميافتد. يعني چه بسا مسؤولان ميراث فرهنگي هم بدانند نگهداشتن آن كوچههاي تنگ و تاريك و آن ساختمانهاي آب و رنگ رفته و ديوارهاي گلي فرو ريخته مردم را به زحمت مياندازد ولي با اين حال ماده و تبصره به مجلس ميبرند و مانع تخريب آنها ميشوند و برعكس، مسؤولان شهرداري نيز ميدانند تخريب خاطرات يك ملت يك محله با يك شهر كار درستي نيست ولي براي حل مشكل ترافيك بايد چنين كاري بكنند.
در اين گيرودار دعواهاي فرهنگي و ترافيكي منوريل، ريل هوايي، خيابانهاي چند طبقه و امثال آن ميتواند طرح بهتري باشد. مثلاً براي خيابان انقلاب تهران، امكان عقب نشيني وجود ندارد و با توجه به صد ساله شدن برخي مراكز آن، جزو آثار باستاني هم قرار ميگيرد. لذا اگر ميتوان خيابان را طبقاتي كرد و به جاي كندن زيرزمين، ستون بر روي زمين داير كرد؛ ميتوان اميدوار بود هم سرعت رفت و آمد مردم بيشتر ميشود و هم آثار باستاني و تاريخي به جاي خود ميماند...
فرض كنيد مردم غيرمحلي كه مجبورند از خيابان انقلاب عبور كنند، با خط هوايي يا خيابان طبقه دوم از آزادي تا چهارراه تهرانپارس را يكسره طي كنند. در اين صورت هم سوخت بنزين كمتر مصرف ميشود، زيرا راه بندان نيست، هم مردم سريعتر به محل كار خود ميرسند و رضايت مردمي حاصل ميشود و هم ميتوان انرژي مورد نياز اين ريل هوايي يا خيابان طبقاتي را از محل گاز سوزنمودن خوروها و لكوموتيوها تغيير كاربري داد. يعني چون طراحي آن از ابتدا به دست خودمان است، با توجه به شرايط و منابع موجود بايد آن را طراحي نمود تا از اتلاف منابع كمياب جلوگيري شود.
ساخت پالايشگاه بنزين
ميگويند ترك عادت موجب مرض است. حالا عدهاي ممكن است اصرار داشته باشند كه همان بنزين سوز باشند و به هر دليل از گازسوز نمودن خودرو يا وسايل گرمايشي خود ممانعت به عمل آوردند، در اين صورت بايد بودجهي صرفهجويي شده در سهميهبندي بنزين براي ساخت پالايشگاههاي جديدتر و يا تعمير و بازسازي و بهسازي پالايشگاههاي موجود هزينه شود. برخي از مردم اصرار دارند از پيشرفت بترسند و به همان سنت تاريخي و خانوادگي و با شخصي خود تا آخر عمر وفادار بمانند. مثلاً ما ميدانيم كه در تغيير اسامي خيابانهاي مردم به تعداد تغيير اسامي آن دستهبندي ميشوند عدهاي كه مثلاً وفادار به رسم اوليه باقي بمانند، عدهاي به اسامي جديد و تعدادي هم به اسامي مياني! اغلب، رسم اوليه در ميان پيرمردها و پيرزنها شايع است زيرا به جهت كهولت سن از يادگيري اسامي جديد وحشت دارند و حفظ اسامي قديمي را يك نوع سنت محلي يا خانوادگي و يا حتي ايدئولوژيكي ميدانند. وقتي شما ميخواهيد مثلاً به مترو سوار شويد، ميپرسيد عباسآباد كجاست؟ جوانترها ليست ايستگاه مترو را نگاه ميكنند و ميگويند نميدانيم! اما پيرمردها با شوق و ذوق ميگويند بعد از تختطاووس است! جوانترها مبهوت ميمانند كه تختطاووس ديگر چيست و چرا هيچجايي اين اسم را نخواندهاند؟ بعد كه توضيح ميدهي تختطاووس همان خيابان آيتالله طالقاني و عباسآباد همان خيابان شهيد بهشتي است تازه متوجه موضوع ميشوند. ساخت پالايشگاه بنزين هم در واقع همان تختطاووس يا تپههاي عباسآباد است. مردم و مخصوصاً سالمندان از جمله تاكسيرانان و مسافركشها از وقتي دست به فرمان شدند، با كاربراتور، پمپ بنزين و لوله و اينطور چيزها آشنا شدند حالا بيايند كپسول گاز آن هم به صورت ترسناكي كه ناگهان منفجر شود در ماشين خود بگذارند، هم ميترسند هم اين كه برايشان اُفت دارد! چون كاركرد با آن را بلد نيستند و عمري با بنزين سروكار داشتهاند. براي اين نوع افراد، حتماً بايد بنزين تهيه شود و الّا مانند مواد مخدر يا كالاي قاچاق يا سيگار خارجي در حال نشئگي باقي ميمانند! بوي بنزين براي آنها مانند بوي ترياك براي معتاد يا بوي كباب براي يك گوشتخوار خوشمزه و دوست داشتني است لذا بايد مبلغي از صرفهجويي حاصل از سهميهبندي براي ساخت پالايشگاه بنزين تخصيص داده شود.
تعادل بودجهاي
متأسفانه هر برنامه آنطور كه برنامهريزي شده پيش نميرود زيرا مسايلي پيش ميآيد كه قابل پيشبيني نبوده است و به همين خاطر، امروز برنامهريزي به صورت ثابت و اين است و جز اين نيست والّا و بالله همين است و لجبازي بر سر آن جاي خود را به برنامهريزي انعطافپذير (Flexible) داده است. يعني مديريت كه قبلاً يك سخت افزار مانند فيزيك و مكانيك تصور ميشد، امروز به مديريت آني، يا مدير يك دقيقهاي تبديل شده است. در واقع مدير موفق آن مديري نيست كه برنامه 50 ساله داشتند و بدون هيچ تغييري آن را اجرا كند. بلكه آن مديري است كه برنامه 100 ساله يا حتي هزار ساله داشته باشد ولي آن را مطابق شرايط روز تغيير دهد. زيرا تعامل سازمان با محيط سازماني باعث بقاي آن ميشود در حالي كه مقاومت تغييرات باعث نابودي سازمان ميگردد. فرض كنيد در 5 سال پيش ما يك برنامهي بيست ساله نوشتهايم و در آن گفتهايم پس از 20 سال اگر خدا بخواهد در سطح منطقه مقام ا ول علمي را به دست ميآوريم ولي الآن دانشآموزان، دانشجويان و دانش پژوهان مادر همهي زمينههاي علمي جزو سومين كشورهاي جهان هستند يعني در عرض 4 سال نه تنها مقام اول علمي در سطح منطقه را به دست آوردند بلكه از آن هم بالاتر رفتند. حالا عقل نميپذيرد كه ما بگوييم اي جوانان! كمي سرعت را كم كنيد و يا اصلاً برويد استراحت كنيد چون ما قرار است 20 سال ديگر به اينجا برسيم. اين است كه بودجه بندي و برنامهريزي بايد كاملاً با محيط خود بده بستان يا تعامل داشته باشد و باز خورد (Feedback) آن را عمل كند. با اين توجهات، اگر امروز ما برنامهريزي كرديم كه مثلاً سهميهبندي بنزين را اجرا كنيم و از عوايد آن مترو بسازيم، فردا اگر امكان بهتري داشتيم نبايد خود را در اين مصوبه محدود و زنداني كنيم بلكه بايد مصوبات را بازنگري كنيم، همانطور كه ما ديديم حتي در قانون اساسي هم بازنگري ميكنند چه رسد به برنامه بيست ساله يا 5 ساله يا يك ساله.. در طرحهاي عمراني هم اين اصل پذيرفته شده كه قيمت پيشنهادي اوليه هميشه با تعديل مواجه باشد و تورم و شرايط اقتصادي همه ساله در آن دخيل و در آن منظور شود.
هفته نامه مناقصه
Subscribe to:
Posts (Atom)