ان الشعب الفلسطینی انتخب الهنیه للریاسه !
وهو مبارک علی الاحرارالعالم
ان الخیانه العباس محمود انتج فوریا والناس یعلمون ما لازم ان یعلمون .انهم یعلمون ان العباس والفتح کانوا فی الفساد مع النسوان الاجنبیه من الاسراییل انهم یاخذون المال من الاسراییلیون ویشترون الدم الفلسطینی بالدلارات الکثیفه . انهم اشتعغلوا بهذا من زمان قبل ونحن نذکره کثیرا ولکن بعض الناس یتصورون انی عدو للابوه!
الفتح من اول یوم فی ضلاله لانه الریس الفلسطینی ابو عمار فی ضلاله! هو یزوج مع انسو الفرانسیه للجمال فقط! ولکن المراه الفرانسویه جاسوسه ! والان کل الاستخبارات یشتروه بالاسراییل ! هذا من اول السیئات والاثام العمار! انه فی شراکات والکمبانیات والکوربوریشنات مع الاسراییلین ! انه مع المصر یشتری السمنات للجدار الحایل! والفلسطینیون لازم ان یعلموا ان طریق النجاه طریقه الشیعه والجهاد! وان یکون الهنیه الرییس للفلسطینیون هو یقدر علی ان نجی کل الفلسطینیون من ید الاسراییل لانه لا یتعامل مع الاسراییل ولا یشتری دمع والدم الفلسطینیون الی الاسراییلیون ان المقاومه والحرکه الاسلامیه و المنظمه الجهاد الشهید فتحی شقاقی کلهم یوفق الله تعالی احسن من الفتح ومن العباس الخاین ! ان العباس والکابینته کلهم لازم ان اخراج من حکومی والحکومی کلهم لله الواحد القهار والذین یطیعون الله والرسول واولی المر ولا شک ان ولایت الفقها من ولایه الرسول وولایت الرسول ینشق من ولایت الله : الله ولی الذین امنو..
روي ديگر سكهي كالاها و صنايع لوكس؟!
لوكسگرايي و طرحهاي عمراني
Luxing orientation in projects
لوكسگرايي را اسّ و اساس طرحهاي عمراني ميتوانيم نامگذاري كنيم زيرا تمامي طرحهاي عمراني و فعاليتهاي اقتصادي همه بشريت و تمامي فعالان بخش اقتصادي داراي هدف لذت يا سود (utility) است. به عنوان نمونه، كارگر ساده از صبح تا شب زحمت ميكشد تا پولي به دست آورد و شب آن را با خانواده خود در محيط گرم و دوست داشتني و راحت مصرف كند. اگر آن استراحت شبانه، آن بگو بخندها و حتي آن دعواهاي ساختگي خانگي و قهر و آشتيها نباشد، كار و تلاش هم مفهوم خود را از دست ميدهد. يك مهندس يا يك مدير نيز در رده بالاتري اين لذّت را دنبال ميكند، او ممكن است 5 روز حتي به خانه نرود ولي دلش خوش است كه تعطيلات آخر هفته پاترول را بر ميدارد و همراه خانواده و يا دوستان به ويلاي خود رفته و لحظات خوشي را در گرمخانه، جكوزي و استخر آب گرم و سونا و غيره ميگذراند... هر چه مدت فعاليت پيوستهتر و طولانيتر باشد، دوران لذت و بهرهبرداري نيز طولانيترخواهد بود زيرا اين فعاليتهاي با آن خوشگذرانيها معادل يا توجيه ميشوند. مثلاً اگر كسي بداند زحمت ميكشد ولي استفاده نميبرد، مطمئناً در ادامهي زحمت خود تجديد نظر خواهد كرد و اگر چه زمان آن قابل تمديد باشد، باز هم قابل قبول است. مثلاً اگر براي دانشآموزان، تعطيلات تابستاني، شوق و ذوق خريد دوچرخه و توپ و امثال آن نباشد، مسلماً از تجديد شدن خود زياد ناراحت نخواهند شد. اگر شوق عيد و بهار و لباس نو و شيريني و... نباشد، نمرهي بيست گرفتن و پزدادن هم معني نخواهد داشت. حتي كودكان بسيار كوچك نيز از اين موضوع مستثني نيستند، آنها نيز پوشك و زحمت قنداق و امثال آن را فقط به اين خاطر تحمل ميكنند كه لبخند شيريني بر لبان مادر ببينند و دست محبت او را بر سر و بوسه گرم او را بر گونه خود احساس نمايند. در دنياي حيوانات نيز اين اصل با همين نظم و با همين انتظام جاري است. در معادلهي كار در مقابل مزد مساوي؛ اگر مزد كم داده شود، كارگر هم از كار خود كم ميكند و به اصطلاح از كار ميزند و كارمند هم امروز و فردا ميكند. تمامي مشكلات سيستم (System) بوروكراسي جهان هم از اين موضوع ناشي ميشود كه عناصر و المانهاي يك سيستم به دنبال برابركردن زحمتها و رنجهايشان با درآمدها و بهرهمنديهاي خودشان آن هم به زعم خودشان است.
لوكسگرايي، هستهي مركزي طرحهاي عمراني
Luxing orientation in score of projects
مسلماً اگر سلسله مراتبي براي طرحهاي عمراني و فعاليتهاي اقتصادي در نظر بگيريم، طرحها و پروژههاي سخت و زيانآور، در يكسو هستند و پروژههاي لوكس و پرقيمت در سوي ديگر، اما اين دو براساس يكديگر بهوجود ميآيند و ادامه پيدا ميكنند. كارگر عايق كاري كه لولههاي بزرگ گازكشي را با قير اندود ميكند، در ميان آنهمه كارهاي سخت و كثيف فقط اميدش به اين است كه كار خود را به خوبي انجام دهد تا بالاترين دستمزد را گرفته و شب دست و صورتش را شسته و با دوستان به بهترين و لوكسترين رستورانها بروند، شام بخورند و جلوي دوستانشان كم نياورند!
آن جوشكاري كه چشمش را در ميان جرقههاي جوشكاري كاربيد و الكترود ميگذارد، فقط به اين دليل است كه بتواند به عنوان كار سخت و زيانآور سريعتر باز نشسته شده، با حقوق بالا، مدت زيادي را با خانواده، در روستاي خودشان به خوبي و خوشي بگذراند و باغ و باغاتش را به رخ مردم بكشد. حتي آن كارمندي كه در بخش راديوگرافي و يا انرژي هستهاي خود را با اشعه X درگير ميكند وخيلي زود بسياري از اندامهاي خود را از دست ميدهد، در اين فكر است كه كسان ديگر اين كار را قبول نميكنند و لذا دستمزد من بالاتر از همه قرار ميگيرد. با اين دستمزد بالا، در همين مدت كوتاه، زندگي راحتي خواهد داشت و موقع مريضي، همه گونه حمايت بيمهاي و مالي ميشود. در سطح كلان كشورها هم همينطور است. پادشاهان، امرا و فرماندهان چرا جنگ را دوست دارند؟ چرا به افتخارات خود در شرايط سخت جنگي هميشه ميبالند و چرا مثلاً در اروپا نجيبزادگان فقط كساني هستند كه خاطرهاي از جنگ را در جواني خود داشته باشند. همه اينها براي جمعشدن دور هم و غذا خوردن با ظروف گرانبها، و پوشيدن لباسهاي فاخر و رفتن به كاخها و قصرهاست و اصولاً اگر رنج و محنت و عذاب نباشد، درك لذت و خوشي هم امكانپذير نيست. پدر يك خانواده با اينكه ميداند پسرانش او را دوست نخواهند داشت اگر به آنها سخت بگيرد، ولي براي آينده آنان سخت ميگيرد.
رابطه تروريسم و سازههاي لوكس
Terrorism & lux structures
بسياري از مردم فكر ميكنند كه تروريسم يك واقعيّت است و واقعاً كساني هستند كه نادانسته و يا به صورت كوركورانه اقدام به كشتن مردم بيدفاع ميكنند. در حالي كه اينها همه بازي است، بازي براي رسيدن به سازههاي لوكس و يا بهاصطلاح زندگي مرفه و بيدرد. ديك چني Dick cheney، براي كشتار شيعيان عراق تا 5 هزار دلار براي هر نفر پيشنهاد كرده و اين در حاليست كه بلرBlair ، به 4000 دلار براي كشتن هر شيعه يا سني در عراق قانع است و اسراييل تا 3 هزار دلار هم ميپذيرد و گاه حتي اين دستمزد به 2 هزار دلار براي افراد جنايتكار، و يا حتي 1000 هزار دلار براي افراد متعصب ضد شيعه و ضد سني يعني وهابيون تنزل پيدا ميكند. در داخل عراق بنا بر گزارشهاي رسمي گرچه هزار دلار براي كشتن هر شيعه يا سني پرداخت ميشود ولي از اين هزار دلار فقط 200 دلار به قاتل اصلي پرداخت ميشود. گورهاي دسته جمعي در عراق فقط براي اين است كه شيعه يا سني بودن شخص اثبات شود و در مقابل ناظر مالي چنين كاري صورت ميگيرد تا محاسبه درآمد آن سادهتر باشد! همه اينها براي دريافت وجوه بادآورده است تا با اين وجوه به ساختن كاخ و قصرهاي خيالي براي خود بپردازند... از اين مسأله سادهتر، ساخت خودروهاي ضد گلوله است. هر چه ميزان ترور بيشتر باشد، تقاضا براي ساخت زره، يا خودروهاي ضد گلوله افزايش پيدا ميكند و خيلي دور از ذهن نيست كه خودسازندگان خودروهاي ضد گلوله اقدام به ترور نمايند! چنانكه شايع شده بود كه هيتلرHitler ، خودكشي نكرده، بلكه به ساختن آخرين سيستم بنزهاي ضدگلوله براي رؤساي كشورهاي جهان مشغول است؟!
تمامي اين ترورها و ايجاد وحشتها فقط براي اين است كه افراد حامي تروريستها بيشتر بتوانند در ويلاها و ساختمانهاي خود خوشگذراني كنند. ميدانيم كه رياست تروريسم درقرن بيستم به عهده بن لادن بود. او يك شاهزاده سعودي است و شريك كاري جرج بوش و اين نشان ميدهد كه تروريسم روي ديگر سكه كالاها و صنايع لوكس است چون بدون ترور، مردم جرأت ميكنند تا به ساخت ويلا و خرجهاي كلان پادشاهان سعودي اعتراض كنند ولي با اين وحشت، آنها به آرامي در ايتاليا و اسپانيا و حتي آمريكا نسبت به خريد جزيره و ساخت سازههاي لوكس مي پردازند و آن قدر در اين كار اسراف ميكنند كه مردم ايتاليا و اسپانيا از آنها به عنوان باران طلا نام ميبرند.
تعداد نابرابركازينوها با مدارس
در سراسر دنيا، آمار ويديو كلوپها، كازينوها و مراكز بازي و قمار و ... بيشتر از تعداد مدارس است. در اطراف هر مدرسهاي شاهد رشد مراكز بازي هستيم كه بسياري از اين بازيها مجاز هستند ولي بسياري ديگر غيرمجاز و كودكان و نوجوانان هر آنچه در مدرسه ميآموزند، در اين كلوپها به دست فراموشي ميسپارند چرا كه قدرت جاذبه اين بازيها، كودكان را از همان قدم اول به خود جذب ميكند. در حالي كه مردم از رفتن به بيمارستان يا مدرسه احساس ناخوشايندي دارند، از رفتن به سينما يا تئاتر يا مراكز بازي احساس شادماني دارند... طراحان و فضاسازان مدارس و بيمارستانها هر چقدر بي ذوق، بي سليقه و بساز و بنداز هستند؛ بر عكس طراحان و فضاسازان مراكز بازي حتي از رنگ و بوي ساختمان خود غافل نيستند. در حاليكه مديران مدارس، مساجد و تكايا به شدت ساعتي كار ميكنند و يك لحظه هم درب مساجد يا مدارس ذز غير ساعات خود باز نمي ماند، مراكز تفريحي و بازي چنان طراحي و ساخته ميشوند كه در آن گذشت زمان براي كسي احساس نميشود. زيباترين طرحها، چراغها، بازي نور و صدا و انعكاس صوت و تصوير در اين مراكز به كار گرفته ميشود. حتي در داخل يك مدرسه، نمايي كه براي نمازخانه در نظر ميگيرند هيچگاه براي تالار نمايش يا گروه تئاتر و سينما و فوق برنامه در نظر نميشود. علاوه بر ساختمانها، در ساخت وسايل و تجهيزات هم همينطور است. گلولههاي بولينگ يا توپ بيليارد و چوب يا ميز آن، هيچگاه قابل مقايسه با تخته سياه مدرسه يا ميز و نيمكت آن نيست، در حاليكه مردم از اتوبوسهاي عمومي شاكي هستند، اتوبوسهاي سير و سياحت و تفريح چنان راحت و خوش سفر است كه اصلاً احساس راه دور يا نزديك با هم تفاوتي ندارد. حتي در يك اتوبوس، صندليهاي جلويي تميزتر و براي كساني است كه بهتر بتوانند در سفر رفت و آمد كنند و كسي كه فقط يك مأموريت دارد يا به دنبال سورو سات سفر نيست، بايد در يك صندلي خشك به صورتي مجسمهوار بنشيند. وقتي هم در بين راه پياده ميشوند با اجناس گران وبنجل شكمي سير ميكنند ولي راننده و كمك راننده و البته مهمانان ويژه! در آن طرف سازههاي بتوني، بهترين غذاها را صرف ميكنند.
كاخها، مركز دايرهي وجود
همانطور كه ذكر شد، آمال و آرزوهاي انسانها، زندگي در بهترين شرايط و امكانات است اما اين بهترين شرايط و امكانات زحمات زيادي را ميطلبد. براي اينكه يك كاخ ساخته شود با تمامي تجهيزات فوق مدرن، لازم است كه مالياتهاي زيادي گرفته شود و مردم بسيار زيادي بكوشند و درآمدشان را اينها غصب كنند و اگر اعتراض كردند با كمال بيرحمي آنان را بكشند. اما به هرحال اين آتش درون انسانها جهت دستيابي به امكانات، تجهيزات و كاخها و اماكن بسيار مرفه، هيچگاه خاموش نميشود. در درون هر انسان يك كاخ وجود دارد. تنها تفاوت آدمها با يكديگر در راه رسيدن به اين كاخها و قصرهاي مجلل و يا باشكوه است. بعضي از آنها از راه درست ميروند و برخي ميخواهند ميانبر زده و از طريق انحرافي به آن دست پيدا كنند. شوق دستيابي به كاخ در وجود انسانها به قدري قوي است كه حتي خداوند هم انسانها را به همين طريق به راه راست هدايت ميكند. حكايت است كه ميگويند پيامبر اعظم (ص) در شب معراج از محلي گذر ميكردند كه فرشتگان در حال ساخت قصر بسيار با شكوهي بودند، ولي گاهي از ساختن آن بازميايستادند، جلو رفت و از آنان پرسيد اين قصر متعلق به كيست و چرا برخي مواقع پيشرفت آن را متوقف ميكنيد؟ فرشتگان در جواب عرضه داشتند: اين كاخ رفيع مربوط به يك مؤمن است كه در حال فرستادن صلوات است، هر صلوات او مصالحي براي اين قصر است، هر وقت از فرستادن صلوات باز ميايستد، ما هم فاقد مصالح ميشويم و دست از كار ميكشيم. به عبارت بهتر، كاخ واقعي در آن سراي باقي است كه در قرآن كريم بارها به آن اشاره شده و از اطعمه و اشربه و فضاي مصفا و عناصر لذت بخش آن ذكر به ميان آمده... اما عدهاي ميخواهند راه را كوتاه كنند و اين بيراههها هم باعث زحمت خودشان ميشود و هم ديگران... چرا كه مصالح ساخت اين كاخها در اين دنيا، خون مردمان فقير است. آنها بايد راه به شيشه كشاندن خون رعيت را به درستي بپيمايند تا به قصر و شراب و فساد برسند... از سوي ديگر باعث زحمت خودشان است زيرا موقعي به اين كاخها برسند، بايد بگذارند و بروند! به قول يكي از تالار داران معروف تهران، موقعي كه دندان داشتيم، نان نداشتيم و حالا كه نان داريم، دندان نداريم...
خانههايگلي اولياي خداوند
عجيب نيست اگر بدانيم كساني كه وعده كاخهاي بزرگ در آن دنيا را ميدهند، خودشان در اين دنيا در خانههاي گلي زندگي ميكنند... كاخهاي آن دنيا آنقدر بزگ هستند كه ميگويند يك روز حضرت جبراييل از خداوند خواست كاخ مؤمني را بازديد كند و خداوند به او اجازه داد. اين فرشتهي مقرب، ساعتها و شايد روزها پرواز كرد تا به انتهاي باغ يا آن كاخ برسد و به خيال خود نزديك به اتمام بود كه خداوند فرمود تو هنوز اندكي از اين باغ را ديدهاي... درقرآن كريم هم اشاره شده هر يك از كاخهايي كه به مؤمنان (و مؤمنات) داده ميشود، عرضش برابر طول تمام دنياست. عرضها كعرض السموات و الارض! حالا طول آن را حساب كنيد... اما دل اولياي خدا از اين هم بزرگتر است. ميگويند خداوند به پيامبر اسلام فرمود كه اگر بخواهي كليد گنج آسمانها و زمين را ميدهم تا هر چه بخواهي؛ براي هميشه داشته باشي. اما پيامبر عرض كرد: من ميخواهم يك روز داشته باشم، بخورم و شكر كنم و يك روز هم نداشته باشم، دعا كنم و از تو بخواهم و به درگاهت التماس كنم.... داستان خانههاي گلي حضرت فاطمه، مسجد حصيري پيامبر، دارالامارهي خشتي حضرت علي، چوپاني حضرت موسي و نجاري حضرت يحيي افسانه نيست. آنها همه آمال و آرزوهاي خود را در همين كارها و جاهاي كوچك جستجو ميكردند. بر خلاف بسياري كه به دنبال جاهاي بزرگ و پر طمطراق هستند. اما باور اين براي ما بسيار مشكل است. چگونه ميتوان بر فرش نانشسته بر عرش سير كرد؟ من كان في هذه الدنيا اعمي فهو في الآخره اعمي... هر كس در دنيا كور باشد، در آخرت هم كور خواهد بود... اما اينطور نيست، اين كوري معنوي است. يعني ما در مقابل عظمت كاخهاي دنيايي، چشمانمان به كاخهاي آخرتي نابينا شود ميشود. به طور مثال شما ميبينيد در فيلمها و سريالها براي نشان دادن خانهي گلي فاطمه (س) و مسجد حصيري پيامبر (ص) و دارالاماره خشتي امام علي پولهاي زيادي صرف ميشود! شايد بالاترين هزينه ساخت فيلمهاي معاصر، در مورد زندگي به چاه افتادن حضرت يوسف، چوپاني حضرت موسي و شعب ابوطالب در زمان پيامبراعظم(ص) باشد و اين عظمت اولياي خدا را ميرساند كه فقير و غني همانطور كه دلشان ميخواهد از زندگي پيامبران برداشت ميكنند. فقيران نان جوين حضرت علي را ميبينند و برخود ميبالند كه نان گندم ميخورند و ثروتمندان، خدم و حشم آنها را ميبينند و آرزو ميكنندكاش مثل آنها هوادار داشتند.
چاپ شده در شماره 101 هفته نامه مناقصه : سید احمد حسینی ماهینی
زير سوال نميبريم از نو مينيويسيم !
هاشمی پرستان جمهوری نویس که نمک میخورند ونمک دان میشکنند انها كه خودرا وابسته به رهبري ميدانند ولي نص صريح رهبري را درحمايت از دولت نادیده گرفته وحتی مخالفت ميكنند بدانند ما تاریخ پر افتخار جمهوری اسلامی را زیر سوال نمیبریم بلکه از نو مینویسیم در این نو نویسی خواهیم گفت که چه خیانتها خدمت خوانده شده وچه کسانی تاریخ انقلاب وحرفهای امام خمینی را بنفع خود تفسیر کردند وخود را ستون جازدند
اين صحيح نيست كه براي مخالفت مثلا با طرح ضربتي گرانفروشي با چند مهندس كيلويي مصاحبه كنند ويا شركتهاي دولتي را به بي نظمي متهم كنند! شركتهاي دولتي تازه با نظم شدند وخود را موظف به دادن حساب كردهاند ولي معلوم نيست اين روزنامه چرا در 8 سال دوران سازندگي يا در 8 سال دوران اصلاحات اين چيزها راننوشتند!.ایا انها نمیدانند دراین 16 سال یک تفریغ بودجه از شرکتهای دولتی نداشتیم ؟ واین یعنی به باد دادن اموال دولت وحیف ومیل ان توسط مسئولین وقت.. . همه اين بي نظميها برميگرد به نبود نظم دران موقع !
بهرحال بايد از مخالفتهاي بدون پيش شرط! دست بردارند وهمانطور كه امام جمعه موقت هم گفتند دولت را ياري بدهند نه اينكه تمام كم وكاستي هاي دورانهاي گذشته را به پاي اين دولت بنويسند! واقعیت این است که انها اصلا پايگاه مردمي نداشتند كه نتوانستند اين طرحهاي سنگين مثل بنزين را اجرا كنند واجراي اين طرح نشان پايگاه عظيم مردمي دولت عدالت مدار است ..
قياس مع الفارق
متاسفانه يك كار خبطي يكي از خبرنگاران سيما كرد وان ليوان اب را گذاشت وبا قيمت بنزين مقايسه نمود كه اين مقايسه قياس مع الفارق است اولا اب همه جا فروختني نيست همين الان سررچهارراهها هرچقدر دلتان بخواهد ميتوانيد اب خنك نوش جان كنيد وبر يزيد ويزيديان زمان لعنت بفرستيد! ثانيا مردم ميگويند بنزين وسوخت از جمله منابع كشور است ودولت قول داده بود پول نفت را بر سر سفره ها بياورد حالا چرا ميفروشد! يعني ان استدلال اين استدلال را مياورد لذا اين مثل نبايد به مناقشه تبديل شود واصلا يك قياس مع الفارق است !
يانگوم سريال دروغ !
يانگوم هم مثل رابين هود ساخته پرداخته سلطنت طلبان است تا مبارزه براي عدالت را دردل درباريان شاه نشان دهد وفقط تعدادي از انها را خاين بداند! رابین هود انهمه بیعدالتی را میبیند وبرعلیه ان جنگ میکند ولی دروغ نویسان انگلیسی او را بزور به زیر سایه شاه دیگر میبرند !
اما با تمام اين تفاصيل يك نكته جالب دارد وان اينكه پزشكان حاذق هم حق ندارند دست به زن نامحرم بزنند! واز پشت پرده كارها را هدايت ميكنند واين خلاف دكاتير ايراني وغرب است كه فقط براي اين دكتر زنان ميشوند تا فيلمهاي پورنو از عمليات خود تهيه كنند! ودر حاليكه پزشك زن به اندازه كافي است با موبايل ودوربين به جان زنان ميافتند واز انان اخاذي ميكنند! وبر افتخارات کثیف خود میبالند که چگونه توانسته اند دولت ونظام پزشکی را خر کنند وهمه جور عکس تهیه کنند وبعد هم بگویند تحقیق علمی !
The people in the west wanted to be Muslim soon!
It is obvious from the movies. The movies try hard that show the Islam as a harshness ideology and it effected to the people that loved the harshness. The psychology means that when people love some thing high, they try to be as them. From the cruciform war they advertised that the Islam progress by sword! (In opposite that the some of them told that Islam progress by the low tax!) They told that the Islam was hrshness! But all people love the Islam in all face! They told if Islam is harshness we love the harshness and wanted it at all!
They are as the simulation law: they feel twin! They love the Islam as you say. If it is the harshness we love the harshness if you tell Islam is idealist we love the idealist if you say the Islam is the compassinatefull we love it too! They went to cinema for harshness movie as they went to cinema for look at metphic films! They know one in best: you are opposite of Islam and wanted to fear the people but people low what to fear!
وهو مبارک علی الاحرارالعالم
ان الخیانه العباس محمود انتج فوریا والناس یعلمون ما لازم ان یعلمون .انهم یعلمون ان العباس والفتح کانوا فی الفساد مع النسوان الاجنبیه من الاسراییل انهم یاخذون المال من الاسراییلیون ویشترون الدم الفلسطینی بالدلارات الکثیفه . انهم اشتعغلوا بهذا من زمان قبل ونحن نذکره کثیرا ولکن بعض الناس یتصورون انی عدو للابوه!
الفتح من اول یوم فی ضلاله لانه الریس الفلسطینی ابو عمار فی ضلاله! هو یزوج مع انسو الفرانسیه للجمال فقط! ولکن المراه الفرانسویه جاسوسه ! والان کل الاستخبارات یشتروه بالاسراییل ! هذا من اول السیئات والاثام العمار! انه فی شراکات والکمبانیات والکوربوریشنات مع الاسراییلین ! انه مع المصر یشتری السمنات للجدار الحایل! والفلسطینیون لازم ان یعلموا ان طریق النجاه طریقه الشیعه والجهاد! وان یکون الهنیه الرییس للفلسطینیون هو یقدر علی ان نجی کل الفلسطینیون من ید الاسراییل لانه لا یتعامل مع الاسراییل ولا یشتری دمع والدم الفلسطینیون الی الاسراییلیون ان المقاومه والحرکه الاسلامیه و المنظمه الجهاد الشهید فتحی شقاقی کلهم یوفق الله تعالی احسن من الفتح ومن العباس الخاین ! ان العباس والکابینته کلهم لازم ان اخراج من حکومی والحکومی کلهم لله الواحد القهار والذین یطیعون الله والرسول واولی المر ولا شک ان ولایت الفقها من ولایه الرسول وولایت الرسول ینشق من ولایت الله : الله ولی الذین امنو..
روي ديگر سكهي كالاها و صنايع لوكس؟!
لوكسگرايي و طرحهاي عمراني
Luxing orientation in projects
لوكسگرايي را اسّ و اساس طرحهاي عمراني ميتوانيم نامگذاري كنيم زيرا تمامي طرحهاي عمراني و فعاليتهاي اقتصادي همه بشريت و تمامي فعالان بخش اقتصادي داراي هدف لذت يا سود (utility) است. به عنوان نمونه، كارگر ساده از صبح تا شب زحمت ميكشد تا پولي به دست آورد و شب آن را با خانواده خود در محيط گرم و دوست داشتني و راحت مصرف كند. اگر آن استراحت شبانه، آن بگو بخندها و حتي آن دعواهاي ساختگي خانگي و قهر و آشتيها نباشد، كار و تلاش هم مفهوم خود را از دست ميدهد. يك مهندس يا يك مدير نيز در رده بالاتري اين لذّت را دنبال ميكند، او ممكن است 5 روز حتي به خانه نرود ولي دلش خوش است كه تعطيلات آخر هفته پاترول را بر ميدارد و همراه خانواده و يا دوستان به ويلاي خود رفته و لحظات خوشي را در گرمخانه، جكوزي و استخر آب گرم و سونا و غيره ميگذراند... هر چه مدت فعاليت پيوستهتر و طولانيتر باشد، دوران لذت و بهرهبرداري نيز طولانيترخواهد بود زيرا اين فعاليتهاي با آن خوشگذرانيها معادل يا توجيه ميشوند. مثلاً اگر كسي بداند زحمت ميكشد ولي استفاده نميبرد، مطمئناً در ادامهي زحمت خود تجديد نظر خواهد كرد و اگر چه زمان آن قابل تمديد باشد، باز هم قابل قبول است. مثلاً اگر براي دانشآموزان، تعطيلات تابستاني، شوق و ذوق خريد دوچرخه و توپ و امثال آن نباشد، مسلماً از تجديد شدن خود زياد ناراحت نخواهند شد. اگر شوق عيد و بهار و لباس نو و شيريني و... نباشد، نمرهي بيست گرفتن و پزدادن هم معني نخواهد داشت. حتي كودكان بسيار كوچك نيز از اين موضوع مستثني نيستند، آنها نيز پوشك و زحمت قنداق و امثال آن را فقط به اين خاطر تحمل ميكنند كه لبخند شيريني بر لبان مادر ببينند و دست محبت او را بر سر و بوسه گرم او را بر گونه خود احساس نمايند. در دنياي حيوانات نيز اين اصل با همين نظم و با همين انتظام جاري است. در معادلهي كار در مقابل مزد مساوي؛ اگر مزد كم داده شود، كارگر هم از كار خود كم ميكند و به اصطلاح از كار ميزند و كارمند هم امروز و فردا ميكند. تمامي مشكلات سيستم (System) بوروكراسي جهان هم از اين موضوع ناشي ميشود كه عناصر و المانهاي يك سيستم به دنبال برابركردن زحمتها و رنجهايشان با درآمدها و بهرهمنديهاي خودشان آن هم به زعم خودشان است.
لوكسگرايي، هستهي مركزي طرحهاي عمراني
Luxing orientation in score of projects
مسلماً اگر سلسله مراتبي براي طرحهاي عمراني و فعاليتهاي اقتصادي در نظر بگيريم، طرحها و پروژههاي سخت و زيانآور، در يكسو هستند و پروژههاي لوكس و پرقيمت در سوي ديگر، اما اين دو براساس يكديگر بهوجود ميآيند و ادامه پيدا ميكنند. كارگر عايق كاري كه لولههاي بزرگ گازكشي را با قير اندود ميكند، در ميان آنهمه كارهاي سخت و كثيف فقط اميدش به اين است كه كار خود را به خوبي انجام دهد تا بالاترين دستمزد را گرفته و شب دست و صورتش را شسته و با دوستان به بهترين و لوكسترين رستورانها بروند، شام بخورند و جلوي دوستانشان كم نياورند!
آن جوشكاري كه چشمش را در ميان جرقههاي جوشكاري كاربيد و الكترود ميگذارد، فقط به اين دليل است كه بتواند به عنوان كار سخت و زيانآور سريعتر باز نشسته شده، با حقوق بالا، مدت زيادي را با خانواده، در روستاي خودشان به خوبي و خوشي بگذراند و باغ و باغاتش را به رخ مردم بكشد. حتي آن كارمندي كه در بخش راديوگرافي و يا انرژي هستهاي خود را با اشعه X درگير ميكند وخيلي زود بسياري از اندامهاي خود را از دست ميدهد، در اين فكر است كه كسان ديگر اين كار را قبول نميكنند و لذا دستمزد من بالاتر از همه قرار ميگيرد. با اين دستمزد بالا، در همين مدت كوتاه، زندگي راحتي خواهد داشت و موقع مريضي، همه گونه حمايت بيمهاي و مالي ميشود. در سطح كلان كشورها هم همينطور است. پادشاهان، امرا و فرماندهان چرا جنگ را دوست دارند؟ چرا به افتخارات خود در شرايط سخت جنگي هميشه ميبالند و چرا مثلاً در اروپا نجيبزادگان فقط كساني هستند كه خاطرهاي از جنگ را در جواني خود داشته باشند. همه اينها براي جمعشدن دور هم و غذا خوردن با ظروف گرانبها، و پوشيدن لباسهاي فاخر و رفتن به كاخها و قصرهاست و اصولاً اگر رنج و محنت و عذاب نباشد، درك لذت و خوشي هم امكانپذير نيست. پدر يك خانواده با اينكه ميداند پسرانش او را دوست نخواهند داشت اگر به آنها سخت بگيرد، ولي براي آينده آنان سخت ميگيرد.
رابطه تروريسم و سازههاي لوكس
Terrorism & lux structures
بسياري از مردم فكر ميكنند كه تروريسم يك واقعيّت است و واقعاً كساني هستند كه نادانسته و يا به صورت كوركورانه اقدام به كشتن مردم بيدفاع ميكنند. در حالي كه اينها همه بازي است، بازي براي رسيدن به سازههاي لوكس و يا بهاصطلاح زندگي مرفه و بيدرد. ديك چني Dick cheney، براي كشتار شيعيان عراق تا 5 هزار دلار براي هر نفر پيشنهاد كرده و اين در حاليست كه بلرBlair ، به 4000 دلار براي كشتن هر شيعه يا سني در عراق قانع است و اسراييل تا 3 هزار دلار هم ميپذيرد و گاه حتي اين دستمزد به 2 هزار دلار براي افراد جنايتكار، و يا حتي 1000 هزار دلار براي افراد متعصب ضد شيعه و ضد سني يعني وهابيون تنزل پيدا ميكند. در داخل عراق بنا بر گزارشهاي رسمي گرچه هزار دلار براي كشتن هر شيعه يا سني پرداخت ميشود ولي از اين هزار دلار فقط 200 دلار به قاتل اصلي پرداخت ميشود. گورهاي دسته جمعي در عراق فقط براي اين است كه شيعه يا سني بودن شخص اثبات شود و در مقابل ناظر مالي چنين كاري صورت ميگيرد تا محاسبه درآمد آن سادهتر باشد! همه اينها براي دريافت وجوه بادآورده است تا با اين وجوه به ساختن كاخ و قصرهاي خيالي براي خود بپردازند... از اين مسأله سادهتر، ساخت خودروهاي ضد گلوله است. هر چه ميزان ترور بيشتر باشد، تقاضا براي ساخت زره، يا خودروهاي ضد گلوله افزايش پيدا ميكند و خيلي دور از ذهن نيست كه خودسازندگان خودروهاي ضد گلوله اقدام به ترور نمايند! چنانكه شايع شده بود كه هيتلرHitler ، خودكشي نكرده، بلكه به ساختن آخرين سيستم بنزهاي ضدگلوله براي رؤساي كشورهاي جهان مشغول است؟!
تمامي اين ترورها و ايجاد وحشتها فقط براي اين است كه افراد حامي تروريستها بيشتر بتوانند در ويلاها و ساختمانهاي خود خوشگذراني كنند. ميدانيم كه رياست تروريسم درقرن بيستم به عهده بن لادن بود. او يك شاهزاده سعودي است و شريك كاري جرج بوش و اين نشان ميدهد كه تروريسم روي ديگر سكه كالاها و صنايع لوكس است چون بدون ترور، مردم جرأت ميكنند تا به ساخت ويلا و خرجهاي كلان پادشاهان سعودي اعتراض كنند ولي با اين وحشت، آنها به آرامي در ايتاليا و اسپانيا و حتي آمريكا نسبت به خريد جزيره و ساخت سازههاي لوكس مي پردازند و آن قدر در اين كار اسراف ميكنند كه مردم ايتاليا و اسپانيا از آنها به عنوان باران طلا نام ميبرند.
تعداد نابرابركازينوها با مدارس
در سراسر دنيا، آمار ويديو كلوپها، كازينوها و مراكز بازي و قمار و ... بيشتر از تعداد مدارس است. در اطراف هر مدرسهاي شاهد رشد مراكز بازي هستيم كه بسياري از اين بازيها مجاز هستند ولي بسياري ديگر غيرمجاز و كودكان و نوجوانان هر آنچه در مدرسه ميآموزند، در اين كلوپها به دست فراموشي ميسپارند چرا كه قدرت جاذبه اين بازيها، كودكان را از همان قدم اول به خود جذب ميكند. در حالي كه مردم از رفتن به بيمارستان يا مدرسه احساس ناخوشايندي دارند، از رفتن به سينما يا تئاتر يا مراكز بازي احساس شادماني دارند... طراحان و فضاسازان مدارس و بيمارستانها هر چقدر بي ذوق، بي سليقه و بساز و بنداز هستند؛ بر عكس طراحان و فضاسازان مراكز بازي حتي از رنگ و بوي ساختمان خود غافل نيستند. در حاليكه مديران مدارس، مساجد و تكايا به شدت ساعتي كار ميكنند و يك لحظه هم درب مساجد يا مدارس ذز غير ساعات خود باز نمي ماند، مراكز تفريحي و بازي چنان طراحي و ساخته ميشوند كه در آن گذشت زمان براي كسي احساس نميشود. زيباترين طرحها، چراغها، بازي نور و صدا و انعكاس صوت و تصوير در اين مراكز به كار گرفته ميشود. حتي در داخل يك مدرسه، نمايي كه براي نمازخانه در نظر ميگيرند هيچگاه براي تالار نمايش يا گروه تئاتر و سينما و فوق برنامه در نظر نميشود. علاوه بر ساختمانها، در ساخت وسايل و تجهيزات هم همينطور است. گلولههاي بولينگ يا توپ بيليارد و چوب يا ميز آن، هيچگاه قابل مقايسه با تخته سياه مدرسه يا ميز و نيمكت آن نيست، در حاليكه مردم از اتوبوسهاي عمومي شاكي هستند، اتوبوسهاي سير و سياحت و تفريح چنان راحت و خوش سفر است كه اصلاً احساس راه دور يا نزديك با هم تفاوتي ندارد. حتي در يك اتوبوس، صندليهاي جلويي تميزتر و براي كساني است كه بهتر بتوانند در سفر رفت و آمد كنند و كسي كه فقط يك مأموريت دارد يا به دنبال سورو سات سفر نيست، بايد در يك صندلي خشك به صورتي مجسمهوار بنشيند. وقتي هم در بين راه پياده ميشوند با اجناس گران وبنجل شكمي سير ميكنند ولي راننده و كمك راننده و البته مهمانان ويژه! در آن طرف سازههاي بتوني، بهترين غذاها را صرف ميكنند.
كاخها، مركز دايرهي وجود
همانطور كه ذكر شد، آمال و آرزوهاي انسانها، زندگي در بهترين شرايط و امكانات است اما اين بهترين شرايط و امكانات زحمات زيادي را ميطلبد. براي اينكه يك كاخ ساخته شود با تمامي تجهيزات فوق مدرن، لازم است كه مالياتهاي زيادي گرفته شود و مردم بسيار زيادي بكوشند و درآمدشان را اينها غصب كنند و اگر اعتراض كردند با كمال بيرحمي آنان را بكشند. اما به هرحال اين آتش درون انسانها جهت دستيابي به امكانات، تجهيزات و كاخها و اماكن بسيار مرفه، هيچگاه خاموش نميشود. در درون هر انسان يك كاخ وجود دارد. تنها تفاوت آدمها با يكديگر در راه رسيدن به اين كاخها و قصرهاي مجلل و يا باشكوه است. بعضي از آنها از راه درست ميروند و برخي ميخواهند ميانبر زده و از طريق انحرافي به آن دست پيدا كنند. شوق دستيابي به كاخ در وجود انسانها به قدري قوي است كه حتي خداوند هم انسانها را به همين طريق به راه راست هدايت ميكند. حكايت است كه ميگويند پيامبر اعظم (ص) در شب معراج از محلي گذر ميكردند كه فرشتگان در حال ساخت قصر بسيار با شكوهي بودند، ولي گاهي از ساختن آن بازميايستادند، جلو رفت و از آنان پرسيد اين قصر متعلق به كيست و چرا برخي مواقع پيشرفت آن را متوقف ميكنيد؟ فرشتگان در جواب عرضه داشتند: اين كاخ رفيع مربوط به يك مؤمن است كه در حال فرستادن صلوات است، هر صلوات او مصالحي براي اين قصر است، هر وقت از فرستادن صلوات باز ميايستد، ما هم فاقد مصالح ميشويم و دست از كار ميكشيم. به عبارت بهتر، كاخ واقعي در آن سراي باقي است كه در قرآن كريم بارها به آن اشاره شده و از اطعمه و اشربه و فضاي مصفا و عناصر لذت بخش آن ذكر به ميان آمده... اما عدهاي ميخواهند راه را كوتاه كنند و اين بيراههها هم باعث زحمت خودشان ميشود و هم ديگران... چرا كه مصالح ساخت اين كاخها در اين دنيا، خون مردمان فقير است. آنها بايد راه به شيشه كشاندن خون رعيت را به درستي بپيمايند تا به قصر و شراب و فساد برسند... از سوي ديگر باعث زحمت خودشان است زيرا موقعي به اين كاخها برسند، بايد بگذارند و بروند! به قول يكي از تالار داران معروف تهران، موقعي كه دندان داشتيم، نان نداشتيم و حالا كه نان داريم، دندان نداريم...
خانههايگلي اولياي خداوند
عجيب نيست اگر بدانيم كساني كه وعده كاخهاي بزرگ در آن دنيا را ميدهند، خودشان در اين دنيا در خانههاي گلي زندگي ميكنند... كاخهاي آن دنيا آنقدر بزگ هستند كه ميگويند يك روز حضرت جبراييل از خداوند خواست كاخ مؤمني را بازديد كند و خداوند به او اجازه داد. اين فرشتهي مقرب، ساعتها و شايد روزها پرواز كرد تا به انتهاي باغ يا آن كاخ برسد و به خيال خود نزديك به اتمام بود كه خداوند فرمود تو هنوز اندكي از اين باغ را ديدهاي... درقرآن كريم هم اشاره شده هر يك از كاخهايي كه به مؤمنان (و مؤمنات) داده ميشود، عرضش برابر طول تمام دنياست. عرضها كعرض السموات و الارض! حالا طول آن را حساب كنيد... اما دل اولياي خدا از اين هم بزرگتر است. ميگويند خداوند به پيامبر اسلام فرمود كه اگر بخواهي كليد گنج آسمانها و زمين را ميدهم تا هر چه بخواهي؛ براي هميشه داشته باشي. اما پيامبر عرض كرد: من ميخواهم يك روز داشته باشم، بخورم و شكر كنم و يك روز هم نداشته باشم، دعا كنم و از تو بخواهم و به درگاهت التماس كنم.... داستان خانههاي گلي حضرت فاطمه، مسجد حصيري پيامبر، دارالامارهي خشتي حضرت علي، چوپاني حضرت موسي و نجاري حضرت يحيي افسانه نيست. آنها همه آمال و آرزوهاي خود را در همين كارها و جاهاي كوچك جستجو ميكردند. بر خلاف بسياري كه به دنبال جاهاي بزرگ و پر طمطراق هستند. اما باور اين براي ما بسيار مشكل است. چگونه ميتوان بر فرش نانشسته بر عرش سير كرد؟ من كان في هذه الدنيا اعمي فهو في الآخره اعمي... هر كس در دنيا كور باشد، در آخرت هم كور خواهد بود... اما اينطور نيست، اين كوري معنوي است. يعني ما در مقابل عظمت كاخهاي دنيايي، چشمانمان به كاخهاي آخرتي نابينا شود ميشود. به طور مثال شما ميبينيد در فيلمها و سريالها براي نشان دادن خانهي گلي فاطمه (س) و مسجد حصيري پيامبر (ص) و دارالاماره خشتي امام علي پولهاي زيادي صرف ميشود! شايد بالاترين هزينه ساخت فيلمهاي معاصر، در مورد زندگي به چاه افتادن حضرت يوسف، چوپاني حضرت موسي و شعب ابوطالب در زمان پيامبراعظم(ص) باشد و اين عظمت اولياي خدا را ميرساند كه فقير و غني همانطور كه دلشان ميخواهد از زندگي پيامبران برداشت ميكنند. فقيران نان جوين حضرت علي را ميبينند و برخود ميبالند كه نان گندم ميخورند و ثروتمندان، خدم و حشم آنها را ميبينند و آرزو ميكنندكاش مثل آنها هوادار داشتند.
چاپ شده در شماره 101 هفته نامه مناقصه : سید احمد حسینی ماهینی
زير سوال نميبريم از نو مينيويسيم !
هاشمی پرستان جمهوری نویس که نمک میخورند ونمک دان میشکنند انها كه خودرا وابسته به رهبري ميدانند ولي نص صريح رهبري را درحمايت از دولت نادیده گرفته وحتی مخالفت ميكنند بدانند ما تاریخ پر افتخار جمهوری اسلامی را زیر سوال نمیبریم بلکه از نو مینویسیم در این نو نویسی خواهیم گفت که چه خیانتها خدمت خوانده شده وچه کسانی تاریخ انقلاب وحرفهای امام خمینی را بنفع خود تفسیر کردند وخود را ستون جازدند
اين صحيح نيست كه براي مخالفت مثلا با طرح ضربتي گرانفروشي با چند مهندس كيلويي مصاحبه كنند ويا شركتهاي دولتي را به بي نظمي متهم كنند! شركتهاي دولتي تازه با نظم شدند وخود را موظف به دادن حساب كردهاند ولي معلوم نيست اين روزنامه چرا در 8 سال دوران سازندگي يا در 8 سال دوران اصلاحات اين چيزها راننوشتند!.ایا انها نمیدانند دراین 16 سال یک تفریغ بودجه از شرکتهای دولتی نداشتیم ؟ واین یعنی به باد دادن اموال دولت وحیف ومیل ان توسط مسئولین وقت.. . همه اين بي نظميها برميگرد به نبود نظم دران موقع !
بهرحال بايد از مخالفتهاي بدون پيش شرط! دست بردارند وهمانطور كه امام جمعه موقت هم گفتند دولت را ياري بدهند نه اينكه تمام كم وكاستي هاي دورانهاي گذشته را به پاي اين دولت بنويسند! واقعیت این است که انها اصلا پايگاه مردمي نداشتند كه نتوانستند اين طرحهاي سنگين مثل بنزين را اجرا كنند واجراي اين طرح نشان پايگاه عظيم مردمي دولت عدالت مدار است ..
قياس مع الفارق
متاسفانه يك كار خبطي يكي از خبرنگاران سيما كرد وان ليوان اب را گذاشت وبا قيمت بنزين مقايسه نمود كه اين مقايسه قياس مع الفارق است اولا اب همه جا فروختني نيست همين الان سررچهارراهها هرچقدر دلتان بخواهد ميتوانيد اب خنك نوش جان كنيد وبر يزيد ويزيديان زمان لعنت بفرستيد! ثانيا مردم ميگويند بنزين وسوخت از جمله منابع كشور است ودولت قول داده بود پول نفت را بر سر سفره ها بياورد حالا چرا ميفروشد! يعني ان استدلال اين استدلال را مياورد لذا اين مثل نبايد به مناقشه تبديل شود واصلا يك قياس مع الفارق است !
يانگوم سريال دروغ !
يانگوم هم مثل رابين هود ساخته پرداخته سلطنت طلبان است تا مبارزه براي عدالت را دردل درباريان شاه نشان دهد وفقط تعدادي از انها را خاين بداند! رابین هود انهمه بیعدالتی را میبیند وبرعلیه ان جنگ میکند ولی دروغ نویسان انگلیسی او را بزور به زیر سایه شاه دیگر میبرند !
اما با تمام اين تفاصيل يك نكته جالب دارد وان اينكه پزشكان حاذق هم حق ندارند دست به زن نامحرم بزنند! واز پشت پرده كارها را هدايت ميكنند واين خلاف دكاتير ايراني وغرب است كه فقط براي اين دكتر زنان ميشوند تا فيلمهاي پورنو از عمليات خود تهيه كنند! ودر حاليكه پزشك زن به اندازه كافي است با موبايل ودوربين به جان زنان ميافتند واز انان اخاذي ميكنند! وبر افتخارات کثیف خود میبالند که چگونه توانسته اند دولت ونظام پزشکی را خر کنند وهمه جور عکس تهیه کنند وبعد هم بگویند تحقیق علمی !
The people in the west wanted to be Muslim soon!
It is obvious from the movies. The movies try hard that show the Islam as a harshness ideology and it effected to the people that loved the harshness. The psychology means that when people love some thing high, they try to be as them. From the cruciform war they advertised that the Islam progress by sword! (In opposite that the some of them told that Islam progress by the low tax!) They told that the Islam was hrshness! But all people love the Islam in all face! They told if Islam is harshness we love the harshness and wanted it at all!
They are as the simulation law: they feel twin! They love the Islam as you say. If it is the harshness we love the harshness if you tell Islam is idealist we love the idealist if you say the Islam is the compassinatefull we love it too! They went to cinema for harshness movie as they went to cinema for look at metphic films! They know one in best: you are opposite of Islam and wanted to fear the people but people low what to fear!
No comments:
Post a Comment