ااگر تهران وشهرستانهای دیگر مشمول طرح کرانه های خزر میشد بسیار خوب بود چون درهمین داخل شهر تهران باغ وباغاتی است که صد بار از شمال بهتر ولی دردست دولت یا سپاه وارتش است ومردم از ورود به ان ممنوع هستند اگر این مراکز هم ازاد میشد دولت عدالت محور میتوانست از سفرهای غیر ضروز برای تفریخات هم جلوگیری کند البته نباید به این ارگانهای دولتی هم رو دادچون ظاهرا انرا ازاد ازاد میکنند وبرایش بازار سیاه درست میکنند وطوری هم کانال بندی میکنند تا یک ریال به جیب دولت نرود ولی خودشان وهفت پشتشان را ببندند!
كيهان يكي به نعل ميزند يكي به ميخ !
كيهان يكي به نعل ميزند يكي به ميخ !
كيهان براي اينكه سعوديهاي يهودي را تبرئه كند موضوع بحرين راپيش كشيده است . درهمين شماره امروز كيهان بااينكه مستندات تاريخي ومكتوب وجود دارد كه كشتار شيعيان درعراق ودر سراسر جهان وحتي كشتار سني ها بدست بندر بن سلطان وبن لادن وديگر سعوديها صورت ميگيرد ايشان باذكر برخي تحليلگران معتقدند تمامي اين اسناد را زير سوال برده است ! اگر كيهان رايت ميگويد چرا در مورد اذربايجان شوروي كه پس از صد سال اتوماتيك بايد ضميمه خاك ايران شود چيزي نمينويسد ويا حتي در باره جدايي عراق وهرات وقفقاز لبي ترنميكند؟ بنظر ميرسد درارزوي يك حج مجاني مانع اينهمه رك گويي ها ممكن است باشد..
Veto is the Japan method!
Veto is the Japan method!
Since the 1948 that the Japan do her kill in Nagasaki and Hiroshima the USA teach that how they operated the authority under the name of democracy! In fact new century is the Japan method in political by the American executives, for best understand we must recognize the Japan culture: in this way we saw that the two big policy of Japan were successful to director the world and mange the global. One of them is haragiry?? What is it? It is the method in kill herself in honor positions. When they bankrupt they kill her and fired. This is the biggest method for 20century and even 21. they kill her people for show that they are bankrupt then they possessive all marketed in the world even the USA market and china. In century 20 and 21 we show that all markets are under the Japan license and no one can do any. This method benefited by Israel and USA. They kill her people and then told others do: Zionists kill the poor Jewish people and then told the Fascism do this! Then they named it holocaust: as Japanese do: they fired her body. The USA blasts much place and told the terrorists do! The terrorists are the American agent by the US arms and they are hid in the white house. It is very simple that we know her killing export from Japan culture. In other culture it is illegal but in Japan is honorary and who do this he was a hero. Bin laden and Bandar bin sultan are Saudi and they not know this in first. They are in opposite of her kill or other killing but the Japanese considered and explode them that what result of this though. They told if they kill her people and tell others do, it is the king key of global kings! For certainly enough you can study the living of Emperor in Japan: the all kings kill but the Japan’s are alive and are in the best conditions. It s the big key for their alive: you must kill people and show other! Note is that the emperors not say any but veto all things without any reason: it is the same that USA named her democracy and veto all things people wanted: as they do in Palestine and Iraq: when people vote the delegates the veto them and kill. And told the veto is the same vote, because all alphabets are equal and the same.
http://mahinkhabar.tk
مجله مسجد هم زرتشتي از اب درامد!
مجله مسجد با انهمه خرجهاي كلان توانست از عكس هاي مرموز دوران ماقبل اسلام استفاده كند. واين تبحر انان بقدري بالاست كه اصلا بين عكس ومطلب هيج رابطه اي هم نيست ! عكسها را ميبينيد فكر ميكنيد تبليغ دين زرتشت انهم در ارگان مساجد كشور است اول ميگوييد عيبي ندارد بالخره زرتشت هم دين الهي ورسمي است ولي هرچه مطلب را ميخوانيد راجع به انرژي هسته اي ومكاتبات موسويان وامثال ان است . واقعا اگر اين مجله با اينهمه صفحات سنگين (ازلحاظ كاغذ نه مطلب) دچار كسر بودجه است خوب منتشر نشود چرا براي تبليغ زرتشتي ها انهم زرتشتي هاي ضداسلام اقدام ميكند؟زيرامعروف است اين عكسها به زماني برميگردد كه زرتشتيها در كمال قساوت ديگر طرفداران اديان را از طرف سر درون زمين زنده زنده چال ميكردند تا پاهاي انها در فضاي باز وزيدن باد در شاخه هاي درختان را تداعي كند! ايول به اين نفوذيها..
اذا قبله الثاني كان محتله نحن نرجي بالقبله الاول:
ان قبله الثاني يعني المكه والمدينه محتل بيد اليهوديون من 100سنوات فبل انهم يقتلون الشيعه الذي هم صاحب المفتاح من زمان الرسول الي زمان قبل . ولكن اليهوديون كانوا مسلمين ظاهرا ويوجدون وهابيون في عند المكه وهجموا الي المكه وقتل ماكان من قبل . ثم انهم ارسلوا مبلغات كثيرا الي الجواريين لتبليغ الدين الجديد هو مسمي بالوهابيون! انهم يقولون ان الدين النبي هو مهجور ومدفون في زمان الرسول ودين الوهاب هو دين جديد ومنطبق مع الاسليب الجديده! ولكن دين محمد دايميا وحرامه حرام الي يوم القيامه وحلاله حلال الي يوم القيامه ونحن لن نجوز بالتغييرات: اذا مات حمزه ان الرسول يسمي به بالشهيد وامر بالفاطمه للتسبيح من تراب الشهيد وهو تسبيحات الفاطمه من ماه ذكر: 34 الله اكبر 33 الحمدلله و33 سبحان الله وكلهم يتعدد بالتراب الشهيد . ولكن هند عمل ضدها: انه يخرب قبر الشهيد وخرجت جسده من تراب واكل الكبده! والان السعوديون والوهابيون يعمل كما يعمل الهند والشيعه والسنه جمعا يعمل ما عمل الفاطمه.. لهذا نحن بالرجا للحريه القبلتين ميد المحتليين السعوديون واليهوديون ونرجي سريعا انشائ الله الهنيه والمنظمه الجها يبدا من القبله الاول الي قبله الثاني انشاء الله
لازم ان بندر بن سلطان ان ینفوا من الارض !
هو الذی یحارب مع الله وقاتل کثیرا من السنه والشیعه فی کل العالم . انه قال نحن نقاتل الشیعه ونقول ان السنه یقتلونهم وبعدا نقاتل السنه ویقولون ان الشیعه قتلوهم ! وهذا فساد فی الارض ومن یفسد فی الارض ویسفک الدما وهو مهدورالدم ولازم ان ینفوا فی الارض کما قال الحکیم فی قرانه : اِنّما جَزأُالّذینَ یُحارِبونَ اللّهَ وَ رَسولَهُ وَ یَسْعونَ فِی الاَرْضِ فساداً اَنْ یُقْتلوا اَو یُصْلَبُوا اَو تقطّعَ اَیْدیُهُمْ وَ اَرْجلُهُمْ مِنْ خلافٍ اَوْ ینفوا مِن الاَرضِ، ذلکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدّنْیا وَ لَهمْ فِیالآخرةِ عَذابٌ عَظیِم»32
انه:هذا اشار الی بن لادن وبند بن سلطان وکل السعودیه الیهودیه الذی یعلن بعضهم من بعد بعضهم. الله یعلم حیث یجعل رسالته ویعلم مافی انفسهم من الخاین الاعین وماتخفی صدورهم! ولکن بعض الناس یتصورن انهم مقدس ولازم الاطاعه وکل ما قالوا کانو من احکام الاسلامیه! لا والله کل ما قال السعودی من بن لادن اوبند بن سلطان او عبدالله کلهم اسراییلیات الذی قال الاولون فی زمان الرسول الاعظم ص ولکن الرسول یامر بالعلی ابن ابیطالب فی یوم الخیبر انهم کلهم کذبو ولازم ان یکونوا مسلمین واذا انهم فتحوا الخیبر یقسم کل الاموالهم بین المسلمین والفدک یهب الی الفاطمه س ولکن الیهودیون الصهیونیون فی غیض الی یومنا هذا من الفدک وانشا ءالله سیموتون من هذا الغیض بید الهنیه والنصرالله والمقتدی والامثالهم فی کل العالم.
خودفروشان قلعه علم !
کسانیکه در المپاد های علمی شرکت میکنند دارای انیزه های کاملا متضاد هستند عده ای تمایل دارند نام ایران را سرفراز کنند ولی عده قلیلی که بعدا بعنوان فرار مغزها مطرح میشوند درست برعکس هستند انها انگیزه ای جز اتهام ناروا ضد علمی زدن به ایران ورشد در دامن الوده وناپاک بیگانه ندارند اینان خودفروشانی هستند که قلعه علم را برای عرضه خود انتخاب کرده اند اما بزودی رسوا خواهند شد وخواهند دید که خیانت به وطن چه مزه ای دارد لذا بهتراست تادیر نشده بدامن مام میهن باز گردند واز اداهای موهن روشنفکر ی دست بردارند هرجایی ایران نمیشود..
تحقيقات ايراني در فنلاند!
(لزوم تحول اداری )
در مديريت نوين، جايگاه مديريت پروژه خود عنوان جداگانهاي دارد و از آن به عنوان كميته، ستاد و امثال آن نام برده ميشود. به طور مثال اگر پروژهاي طرح شود، به دليل مدت محدود آن، ايجاد يك مؤسسه، وزارتخانه يا سازمان ضروري نيست. زيرا در تعريف؛ پروژه به معني محدود شدن آن است يعني ابتدا و انتهاي آن مشخص است و به همين دليل پروژه يا طرح نام مي گيرد. لذا طبيعي است ايجاد يك سازمان ثابت و دايمي براي اين منظور عاقلانه نيست و در اين گونه موارد ستاد يا كميتهاي تشكيل ميشود كه نيروها و امكانات را از واحدهاي مختلف سازمانهاي موجود شناسايي و تجميع ميكند. يعني از نيروي انساني آن دعوت به عمل ميآيد يا به آنان مأموريت داده ميشود و در مورد تجهيزات نيز اين عمل به صورت حمل و نقل آن و ارسال و مراسلات صورت ميپذيرد. اين عمل به آن جهت است كه در پايان پروژه درست عمل معكوس آن انجام ميشود يعني محصولات و تجهيزات؛ حمل و نقل معكوس و برگشت به مكانهاي اوليه و بازگشت مأموران به محل خدمت خود است. البته اين عمل يك گسست (GAP) سازماني ايجاد ميكند كه به ضرر هر دو مجموعه است، يعني تجربه كاركنان در محيط عادي با محيط پروژه تفاوت ميكند و لذا تا مدتها اين مأموران تازه كار بايد در محيط بمانند تا با كارها و موازين جديد آن آشنا شوند و موقعيكه در محل خدمت خود حاضر نيستند، سازمان متبوع نيز دچار وقفهي كاري در امر آموزش پرسنل خود به همين شكل ميشود. يعني هر فرد جديدي كه به جاي آنان معرفي شود، باز تجربه كافي ندارد و مدتها طول ميكشد تا اين تجربه ها به دست آيد. هنگام برگشت از مأموريت نيز، برخوردها و رفتارهاي جديدي ايجاد ميشود كه نهايتاً به نفع سازمان مادر نيست. مثلاً در پروژه، سخت گيري حضور، بسيار كمتر از سازمانهاي متبوع ميباشد در حاليكه دستمزد آن برعكس است يعني سازمانهاي متبوع دستمزد كمتري ميپردازند و كاركنان در پروژهها دستمزدهاي بالاتري دريافت ميكنند. علاوه بر آن كه دوري از مركز و شبانهروزي بودن در پروژهها ميتواند نظم ساعات كاري و اداري پرسنل واحدهاي سازمان مادر را برهم بريزد. زيرا تعريف و تمجيدي كه كاركنان مأمور از محل مأموريت خود يا انتقادي كه از آن ميكنند، همه چيز را در هم ميبرد و معلوم نميكند كه مأموران درست ميگويند يا ميخواهند شرايط سازمان اصلي را به نفع خود تنظيم نمايند.
مدت و زمان Date & Time
تعاريف متفاوتي از پروژه و طرح شده است لذا در بسياري از آنان، مدت زمان مورد سؤال واقع ميشود. در تعريف نهاد و ارگان، مؤسسه و شركت هم اينها را ملاحظه ميكنيم. به طور مثال گاهي طرح براي مدت شش ماه منظور ميشود ولي سالها طول ميكشد، مانند پروژهي هستهاي ايران كه مدتها قبل از انقلاب اسلامي از طريق آلمانها در يك موعد يكساله قرار بود ساخته و تحويل شود. ولي با ايراداتي كه كشورهاي عربي خليج فارس وارد كردند براي تحكيم موقعيت آن و جلوگيري از بدبيني آنان لازم شد كمي استحكام بالاتري پيدا كند. ولي اين شايعات ادامه يافت تا جاييكه بعضاً باعث سقوط رژيم سلطنتي را هم همين امر ميدانند، زيرا وجود يك كشور قدرتمند اتمي در كنار اعراب جنوب خليج فارس كه بجز رقص و آواز چيز ديگري نداشتند، خطرناك بود و حتي حضور ايران در «ظفار»، نتوانست موقعيت هماهنگي در آن زمان به وجود آورد و اين موضوع هنوز هم ادامه دارد يعني كشورهاي حوزه جنوبي خليج فارس با انواع و اقسام اهرمهاي خود مانع اجراي پروژه هستهاي ايران ميشوند و بهانه آنها فقط اين است كه ميگويند ممكن است نشتي داشته باشد و هرچه ايران اطمينان ميدهد، قبول نميكنند. حتي بعد از انقلاب اسلامي ايران با روسيه وارد قرارداد شد و روسها كه تجربه كافي نداشتند، تأسيسات آن را كه آلمانها ساخته بودند بر هم ريختند و با روش جديد خود ساختند ولي هرگز آن را تمام نكردند. با اينكه آخرين بار گفتند كه شهريور 86 تحويل خواهد شد ولي اخيراً صحبتهايي كردهاند كه زمان بيشتري ميخواهند.
وابستگي ايران به كشورهاي جنوبي خليج فارس باعث شده كه براي تأليف قلوب آنان هم كه شده از انرژي هستهاي دست بردارند و با اينكه ادعا ميشود كه در بسياري از علوم به خودكفايي رسيدهايم ولي از تكميل حتي يك نيروگاه هستهاي جلوگيري ميشود. زيرا هرگاه از تكميل نيروگاه هستهاي بوشهر صحبت ميشود، بلافاصله شوراي همكاري جنوب خليج فارس با نام جعلي خليج العربي تشكيل شده و با چند اطلاعيه و ادعا نامه بر عليه جزاير ايران، اين امر مهم را مانع ميشوند و لذا ميبينيم يك نيروگاه كه در دنيا مشابه زياد دارد و بالاتر از 1000 نوع آن ساخته شده و مدت آن به لحاظ پروژه بودن، كاملاً استاندارد شده و اعلام شده است، به دليل غيرعملي و غيرقابل قبول مدت بيش از30 سال به طول انجاميده و حتي ممكن است بيش از اينها هم طول بكشد. اين مدت زمان يعني يك نسل كارمندي از ابتداي ورود تا بازنشستگي؛ آنهم در يك پروژه فقط!
تحول، تنها راه
براي پايان دادن بهاين امر فقط تحول اداري لازم است. يعني تمامي ضوابط و مقررات گذشته مخصوصاً در ارتباط با مسايل غير سياسي و يا سياسي بايد مورد تجديد نظر قرار گيرد. همانطور كه اشاره شد، نه تنها در ايجاد نيروگاه هستهاي توفيقي نداشتهايم، بلكه در فرستادن ماهوارهها به فضا نيز دچار اين وقفه شدهايم؛ به طوريكه از سرنوشت ماهواره مصباح كه سه سال پيش به فضا پرتاب شد و يا ماهوارههاي ديگر اطلاعي در دست نيست. به نظر ميرسد كاركنان اين پروژهها با دو هدف كلي مانع انجام پروژهها ميشوند. يك هدف آنها تطويل زماني است كه توضيح داده شد يعني آنهاييكه امكان فرار مغزها برايشان وجود ندارد، سعي دارند با طولاني كردن زمان پروژه، آيندهي خود را تضمين كنند تا مفهوم پروژه به نوع ديگري تفهيم شود و راه بعدي كه بعضاً بسيار بدتر از اين راه است، كاركنان باهوش و يا سطح بالا آن را در نظر ميگيرند و آن اينكه با يك تحقيق يا پژوهش يا درج مقاله علمي، نام خود را در سطح جهان مطرح نمايند و با اولين دعوتنامه از ايران خارج شوند و اطلاعات مربوطه را هم با خود به عنوان جهيزيه ببرند. به طور مثال در شركت تحقيقات مخابراتي كه بهترين تحقيقات مخابراتي را داشتيم و در سال 1376، بازرسي از آنجا بر عهده ما گذاشته شد، مشخص شد كه بسياري از تحقيقات با هزينه دولت تا آخرين مرحله انجام ميشود و در آخرين مرحله، پژوهشگر با بهانههاي واهي استعفا داده و به عنوان قهر، دست نوشتهها را به همراه خود ميبرد و بعد به عنوان نمونه، ناگهان طرح گوشي تلفن همراه، از فنلاند سر در ميآورد.
در تمامي طرحهاي طول تاريخ هم اين مسايل را مي بينيم. مثلاً در سالهاي حكومت صفويه، افشاريه و قاجار، تركيه و عراق و بسياري از كشورهاي فعلي جزو ايران بودند و دانشمندان ما بسيار پيشرفته. رياضياتي كه در مسجد امام اصفهان به كار گرفته شده، پس از 500 سال به تازگي فرمولهاي آن توسط رياضيدانان آلماني كشف شده است. اما طي يك سفر به اروپا از سوي قاجاريه، قضيه كاملاً معكوس شد. حتي يك يهودي ترك به نام قره گوزلو، از ايران به عربستان رفت و خاندان وهابيون را پايه گذاري كرد. آنها ظاهراً مسلمان شدند و بعد به مكه و مدينه حمله كردند و شيعيان را كه كليددار كعبه بودند كشتند و خودشان خادم الحرمين شدند و در واقع ميتوان گفت سفر اروپايي قاجاريه تا امروز فقط صدور خودي به خارج بوده است حتي ماندهي آنان يعني مريم قجر عضدانلو كه نام خود را به مريم رجوي تغيير داده تا نسب خود را پنهان كند؛ در صدد است الباقي استانهاي باقيمانده را تحت عنوان قوميت گرايي از ايران جدا كند.
تغيير افراد Personal changing
افراد ميتوانند متحول شوند ولي بسيار سخت است. مطالعات مديريت نشان ميدهد گروههاي كوچك مديريتي و سازماني حداقل 7 سال لازم دارند تا تغييرات محيط (Environmental change) را بپذيرند. در سازمانهاي بزرگتر اين مكان به زمان بيشتري نياز دارد. ما ميبينيم وقتي در ايران انقلاب اسلامي اتفاق مي افتد، بسياري از سازمانهاي دولتي، هنوز آماده پذيرش اصول اسلامي نبودند. دانشگاهها تا مدتها در مقابل اين تغيير (Resistance) مقاومت ميكردند، كه انقلاب فرهنگي به همين مناسبت اتفاق افتاد. در واقع دانشجويان و دانشآموزان كه پيشروان انقلاب اسلامي بودند، در يك صف طولاني مقابل كادرهاي اداري، آموزشي دانشگاهها قرار داشتند زيرا اگر اينطور نبود و استادان و كاركنان دانشگاهها هم به دانشجويان ميپيوستند، نيازي به انقلاب فرهنگي نبود. در دوران انقلاب فرهنگي، همهي دانشگاهها تعطيل شدند تا كادرهاي اصلي آن تغيير كنند نه دانشجويان و دانشآموزان آن. در اين تحول هم افراد در واقع غربال شدند (لتغربلن غربله- امام علي «ع»). يعني افراد پايينتر به مقام بالاتر رفتند و جايگزين شدند تا تحول اداري شكل بگيرد. اين امر در تمامي انقلابها مرسوم است يعني مستضعفان بر مستكبران پيروز ميشوند و اين پيروزي بايد در تمامي سلسله مراتب اداري نفوذ كند. البته اين تغييرات و تحولات در تمامي طول زمان و عمر يك سازمان يا نهاد اجتماعي يا يك تمدن وجود دارد، ولي برخي مواقع اين تغييرات غيربنيادي است. مثلاً دموكراسي در كشورهاي عربي فقط در سطح پايينتر از شيوخ معني ميشود يعني شيوخ در هر صورت بايد باقي بمانند ولي افراد پايين دستي ميتوانند انتخاب شوند... در حاليكه در بسياري از كشورها، بالاترين مقام هم انتخابي است. در هر صورت اگر بالاترين فرد يك جامعه تغيير كند بلافاصله زيردستان خود را تعويض ميكند و زيردستان زيردستان خود را و اين تحول در تمامي سطوح به جريان ميافتد اما زمان اين تحول هم متفاوت است. گاهي اين تحولات سريع است، يعني رژيم عوض ميشود و تمامي افراد ناگهان تعويض ميشوند و هر چه از گذشته مانده به عنوان ضد انقلاب يا ضد ارزش از گردونه خارج ميشود. ميتوان گفت كهاين تحولات داراي شدّت و حدّت مختلف است و ميتوانند مانند ضربهاي ناگهاني، يا تحولات طولاني ظاهر شود اما به هرحال نياز به تحولات لازمه تغيير در افراد است.
نهاد يا ارگان (Institution & organization)
افراد جديدي كه به وجود ميآيند، در يك جامعه طبقه جديدي را ايجاد ميكنند كه اين طبقات جديد را نهاد نام گذاري ميكنند. در واقع ارگان، مؤسسهاي است كه از گذشته باقي مانده و نهاد، مؤسسهاي است كه از افراد جديد تشكيل ميشود. وجود هر نهاد نشان تفكر تحول يافته جامعه است. ارگانها هم در طول زمان با تغييراتي كه در خود به وجود ميآورند خود را به پاي نهادها ميرسانند. اما در اين ميان مشكلات تطبيق روشها وجود دارد. هميشه دستاوردهاي جديد مورد تهديد دستاوردهاي قبلي ميباشند. تاريخ و تحول عكس يكديگر حركت ميكنند، تاريخ به سوي ثبوت تجربه گذشتههاست و تحول به سوي اثبات تجربه جديد و اين دو در بسياري از موارد گاه چنان سخت و خشن برخورد ميكنند كه برخورد تمدنها به وجود ميآيد و باعث كشت و كشتار بسيار وسيعي ميشود ولي اين براي مردم اهميت آن را نشان ميدهد. مردم فرانسه براي تبديل رژيم سلطنتي به جمهوري، سالها كشته دادند و اكنون حداقل در رسانهها، فرانسه مهد آزادي است. فرانسه توانست به اين تغيير دست پيدا كند ولي عين اين عمل در انگليس اتفاق افتاد ولي آنها موفق به تغيير نشدند. وجود احزاب دست چپ يا حزب كارگر در مقابل حزب محافظه كار به يك نمايش بدل شد و مجلس عوام انگليس و رژيم سلطنتي همچنان پابرجا ماند. در آمريكا و شوروي هر كدام تحولاتي رخ دادند ولي در كشورهاي عربي هيچ تحولي رخ نداده است. لذا در تعيين تحولات و ميزان نفوذ آن در مجاري اداري و سازماني هم ما چنين مشكلاتي را داريم. مثلاً در آموزش و پرورش ارگان، يعني مؤسسهي به ارث رسيده از گذشته، توانست نهاد امور تربيتي را از بين ببرد و يك بازوي خود را جايگزين آن نمايد. گرچه اخيراً اين نهاد بازگشت، اما بايد دانست كه ارگان توانست تمام فعالان نهاد را به خود جذب و آن را تهي كند. يعني اغلب امور تربيتيها مدير مدرسه شدند و لذا نيازي به امور تربيتي در مدرسه ديده نشد. اما اين تحول در ميان سازمانهاي نظامي اتفاق نيفتاد. يعني نهاد و ارگانهاي نظامي هر دو باقي ماندند، ارتش و سپاه به دستور امام خميني (ره) و همچنين رهبري معظم انقلاب اسلامي در كنار هم ماندند و با همديگر به يك پيشرفت موازي مورد نياز روند پيروزي انقلاب اسلامي كمك كردند. اما در صنايع، وضع بهتر از اين نبود زيرا نه نهادي تعريف شده و نه ارگان و وزارتخانههاي صنعتي هم قادر به اداره حجم عظيم كارخانجات نبودند لذا در بين موضع ما با بيشترين فرار مغزها يا تطويل پروژهها روبرو هستيم.
فرار مغزها، نتيجهي نبود ارگان يا نهاد
ديديم كه در دانشگاهها و يا نيروهاي نظامي، ما شاهد حضور ارگان و نهاد هستيم و همين امر به ساماندهي نيروها چه در حال تحول و چه ضد تحول كمك ميكند. درست مثل اينكه خانوادهاي داراي سرپرست باشد حتي سرپرست بد از نبود سرپرست بهتر است. اما وقتي صنعت، كشاورزي و خدمات، فاقد ارگان يا نهاد شد و متولي مشخصي نداشت، زمينه تضاد تحول و ضد تحول افزايش يافته و منازعات باعث گريز از مركز نيروهاي تابعه ميشود. درست است كه ما وزارت كشاورزي داريم يا وزارت صنايع داريم يا مثلاً وزارت نفت هم وجود دارد، اما آيا تسلط اين وزارتخانه بر افراد خود مانند تسلط وزارت آموزش و پرورش بر مديران خود است؟ در نهاد نهضت سواد آموزي يا كميته امداد، همانند ارگان ارتش و نيروي انتظامي، كاركنان در يك سلسله مراتب تعريف، استخدام و هدايت ميشوند اما در وزارت بازرگاني يا صنايع و امثال آن، نهادي وجود ندارد، يعني سازمان جديدي كه با اهداف انقلاب اسلامي هماهنگ باشد به وجود نيامده و جهاد كشاورزي هم در وزارت كشاورزي ادغام شده است و از سوي ديگر ارگانهاي موجود هم انسجام كافي ندارند زيرا بارها دست به دست شده و بيشتر درگير مسايل اداري داخلي خود هستند و نقش هدايتي آنهم هدايت مستقيم خود را از دست دادهاند، لذا فرار مغزها در اين روشها بيشتر است. فرار مغزها گاه به صورت انفرادي است، مثلاً از محققان و پژوهشگران مخابرات، صنعت يا كشاورزي يا تحقيق يا روش جديد خود را به شركتهاي بزرگتر جهاني ميرسانند و يا به صورت مقاومت منفي است كه در اين روش، نياز به تعمق بيشتري است. يعني بسياري از طرحها و پروژههاي معوقه فقط بهاين دليل معوق نيستند كه مغز متفكر آنان فرار كرده بلكه بيشتر بهاين لحاظ متوقف هستند كه فكر جديد در آنها نهادينه نشده و دچار تحول نشدهاند. براي روشن شدن موضوع به صنعت سينما اشاره ميكنيم. در سينما براي يك هنرپيشه يا كارگردان مشكل است صحبت از خدا و نصايح خدايي كند و اگر در بعضي فيلمها نماز خوانده يا روزهاي گرفته ميشود، شكلي و بخشنامهاي است. اما در همين سينما تصادف همه كاره است، يعني اغلب سينماگران و فيلمنامه نويسان ترجيح ميدهند به جاي خدا، مشيت الهي و امثال آن از تصادف استفاده كنند؛ تصادفاً دختري پسري را ميبيند و عاشق ميشود و هزاران عاقل جمع ميشوند كه اين سنگ را بيرون بياورند نميتوانند و آندو آخر به هم ميرسند!
چاپ شده در هفته نامه مناقصه وماهِِین
Moshrraf must go very soon!
Near the Ramezan moon the USA order to Pakistan to kill all people exist in mousque and they not know what they do but people in Pakistan know what happened. They began new fighting by USA and mosharaf it means the USA loos the last calm land and the government of the USA in deadline. As the USSR wwas in past, they can not belived how they sent ti trash and the recycle bin! It is very simple : when thay have not any money to pay and the Arabs Saudi can help them how they can continue her live? All things need the money and the USA need the Arabs Money to kill the Shiite and sonny they give much money in past but today all arabs would be poor: they promises much money that can to pay. The all people and all organizations and nation are wanted money as they promised ut it is so much than they can. For example in Pakistan , Saudi promisse to Taliban much money! And to others, when they can not do her promises they deleted the face of problems! they wanted to thef the money from Lebanon banks recently ,but the lebanins understand and captured them, when the USA and Saudi Undrestand that they captured and not abe to snd them money from bank order to kill them for dleted the face of problem too. They do this in the Pakistan: at first promises the money to Taliban in lie then ehwn they wanted really they told to mosharraf to kill them.
http://mahin.tk
They must kill the Bush only
They must kill the Bush only!
It is the time that we must kill all criminals in war in recently! From the Second World War the USA and Japan help together to kill people more! They play the role and build a movie in Nagasaki and Hiroshima, they kill at first her people then they can kill all people! It is the system and method that they do in new century. They kill her people and then other people: they hit her and then wondered others! When they bit her they told we are wondered by another and then told not who he is! It is the method of USA and Japan. When they kill the Nagasaki people no body think that they will be her! As when they blast the port in Harper, nobody guess that they are her American. This method will have a trend till now; in 2001 they bombed the twin tower and all people thought they are not American! They told they are Arabs and they not capture either bin laden, because he lives in the white house. He is shareholder of the Bush. Today if we wanted to kill Bin Laden at first must kill the Bush then the Bandar bin sultan from Saudi. They are the commander of the Al _ Qaeda in all time. Today is the day that people must know all things in really and judge and try to delete all criminal and corrupt people and organizations. All people have a big right: they must know that what the facts are: we tell them facts are in against all what the USA and Japan said!
http://mahin.tk
ما ذا وقت الحقیقه؟
اهذا الیوم یوم الحقیقه او قریب؟ ان الحقیقه مدفون فی تحت میلیونات من ورق الرسالات والجرایدو التلفیزیونات! من زمان حرب العالمی فی 1948 الی یومنا هذا الامیریکیه والیابان یطرح طرح وبرنامج للقتل النفسهما بعدا قتل الانفس فی کل المکان وهذا مکتوم بالسریه فی العالم الی یومنا هذا! اذا طایرات الامیریکه ذهبوا الی الیابان والناکازکی او هیروشیما فی الواقع ان الامرا الیابان انهم استطلب هذا انهم یقولون للامیریکیین اولا نحن نقتل نفسنا بعدا انفس العالمی لانه فی ذات الیابانیین قتل النفس هو مجاز ! انهم قتلوا نفسهم ویقولون هاراکیری ! هذا اسلوب من اسلیب المهمه فی قروننا هذا. انهم یقتلون الناس فی الیابان بالنوویه او الساروخات الکبیره ولکن یعلن ان الامیریکه یعمل هذا بعدا اذا یوفقون فی هذا التبلیغات الامیریکیه یتعلم وانفجر فی برت هاربر ویقولون انهم من الارهابیون! حتی فی یومنا هذا انهم یتفجرون النیویرک ویقلون انه من الارهابیون الاعراب! ولکن منعهم للاسر القاعده وحتی بن لادن لانه بن لادن الشریک للبوش ویعیش فی قصر البیض عنده! بند بن سلطان حی وهو من راس الارهابیون ولکن هو من اعوان السعوئی الوهابی الیهود کما بن لادن کان! انه یعلن کثیرا من اسرار قوننا لان الذین یقولون نحن ضد الارهابیون انهم هم الارهابیون ولازم الان ان یجرب العداله بکل مجرمون الحربیون والسیاسیون من البوش الی بلر والی اسراییل وحتی الی فتح الخاین فی الفلسطین والبعثیون فی السوریه والعراق والاردن!
نامه سوم به مرجی !
بچه ها با لهجه قشنگشان به مجری میگویند مرجی ولی راست میگویند زیرا مجری تلویزیون درواقع محل امید ورجا ی انان است همینطور که این ۵۷ نفرهم مثل کودکان نامه به مجری مینویسند واز مقنن بیخبرند! این سومین خبط اقتصاد دانان است که یکی از روزنامه ها از ان خبر میدهد که اقایان بجای نامه نوشتن به مجلس به دولت نامه مینویسند وفکر میکنند که دولت خود راسا تصمیمات اقتصادی میگیرد!انها نمیدانند که دولت مجری است واگر نرخ بهره را کاهش داده براساس مصوبات وخواست مجلس بوده واگر کارت بنزین صادر کرده همینطور .. انوقت کسی که فرق مجری را با مقنن نمیداند چطور خود را اقتصاد دان معرفی میکند! اگرر است میگویند بروند مجلسی را بیدار کنند! انها که رییس کمیسیون اقتصادی اشان اقتصاد را فقط وام گرفتن از بانکها میداند چه انتظاری دارید؟ البته شاید هم با این بیسواد که درراس کمیسیون اقتصادی ۸ سال است که ترکتازی میکند حق با اقتصا د دانان باشد زیرا حرف خود را به انها نمیتوانند بزنند بناچار سر دولت خراب میشوند..
No comments:
Post a Comment