Monday, August 20, 2007

India has 35 millions Shiite but not any supports!

India has 35 millions Shiite but not any supports!
Indian people are Budi in foreigner of Islam or in Islam are all them sunny. It is a common work again the Shiite; they love what ever the Shiite not like: they loved the convivial they love the theft they love the lie and others and the Shiite leader tell in opposite Imam Ali said we must tell right if the y kill us. We must support the home right if they are not love and we must work in honorary if they were the theft.
So they bit the Shiite and not help them any the Shiite have not any delegations in the congress and they have not any school or any mosques and they can not find any jobs. It is very difficult for life but they love Shiite more than their life.

Sunday, August 19, 2007

هفته جهانی مساجد گرامی باد


هفته جهانی مساجد گرامی باد
به همت مرکز رسیدگی به امور مساجد مقرر گردیده که در محل مجلس شورای اسلامی سابق گردهمایی جهانی بزرگداشت مساجد برگزار گردد
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 18:16 توسط سید احمد حسینی ماهینی
GetBC(62);
نظر بدهید

پارلمان جهانی شیعه تشکیل گریدید
پارلمان جهانی شیعه تشکیل گریدید
به همت مجمع جهانی اهل البیت امروز در سالن کنفرانس سران نمایندگان شیعه از سراسر جهان گردامدند تا مشکلات خود را با یکدیگر ردمیان گذاشته راه کارها را بجویند نماینده شیعیان عراق از همه سوال کرد برای حمایت از شیعیان که در معرض خطر هستند بقیه چه کردند؟ نماینده لبنان نیز گفت که از سال ۱۹۷۷ عملیات استشهادی جنبش امل به رهبری امام موسی صدر وبه فرماندهی مهنس شهید چمران آغاز شد ...


مجمع جهانی اهل البیت
مجمع جهانی اهل البیت امروز در سالن کنفرانس سران گشایش یافت خبرگار ماهین نیوز که در انجا حضور داشت از اهمیت این مراسم مطالبی را بیان داشت ولکن گزارش عملکرد ۴ ساله منتشر شده که بزودی خلاصه ان اعلام خواهد شد


وحدت و تحزب
وحدت و تحزب
همایش فصلی خانه احزاب برگزار شد مهمترین ÷یام این همایش وحدت در عین کثرت بود زیرا تحزب در ایران توانسته به تکامل وهمزیستی برسد:
در ابتدای انقلاب اسلامی به رسم کشورهای کمونیستی که از اثار با قیمانده حزب رستاخیز سلطنتی بود تنها یک حزب بوجود امد ودر فتح سنگر به سنگر جبهه های اجرایی کوشید اما تحزب خود را به شکل خشن نشان داد ومانع انحصار طلبی انها شد تا مدتها حزب واحد مقاومت کرد اما بالاخره با اعلام انحلال در هر صورت رقیب را برنتابید وب خود زنی جلوی احزاب دیگرراهم رفت اما تحزب در زیر زمینها بکار خود ادامه داد ومردم در عضویت با عنوانهای مختلف همیشه مدافع تحزب شدند تا جاییکه تحت عناوین کارکنان یک روزنامه یا یک ادره یا یک شازمان به کارکردهای حزبی جداگانه روی آوردند وهرگاه مانع بکار بردن کلمات حزبی میشدند از کلماتی چون جناح .قشر طبقه یا سازمان وگروه وگروهک استفاده کردند که همگی با عناوین مختلف کارکرد حزبی داشتند به این عنوان که مثلا تحت نام بسیج جهاد یا تی سپاه وارتش به امر انتخابات وسیاست پرداختند وتمامی تحریمهای قانونی وغیرقانونی نتوانست عطش سیاسی بودن ار گانهای نظامی وغیرنظامی را کم کند بصورتی که ما دیدیم بسیاری از نمایندگان ومنتخبانبرای اتخاب شدن بنها راه موفق را غسل دادن خود دریکی از این ارگانهای نظامی یافتند وامار منتخبین نشان میدهد که بیش از 99 درصد انا در یکی از رده های امنیتی نظامی وانتظامی مشغول بوده اند یا اظهار به مشغول بودن نمودند تا پذیرفته شدند پس از اشکار شدن این مرحله مرحله بگشت آغاز شد: کسانیکه نظامی بودند سعی کردند تا خودرا منفک نشان دهندتا بتوانند رای بیاورند یعنی افراد عیز نظامی رای نمیاوردند اما افرادی که اول نظامی بودند بعدا منفک شده یا ادعا میکردند که منفک شده اند دارای رای میشدند.. این مرحله جدید را میتوان پوست اندازی نام گذاشت ودر اینجا احزاب توانستند تحت نام اصلاحات خودرا از نظامیت جدا نشان دهند. کسانی مثل حجاریان که سوابق نظامی وامنیتی زیادی داشته اما در کسوت اپوزیسیون ظهور کردند مرجله استقلال تحزب است اما تجربه این افراد همانند خرما خورده بود که از خرما خوردن منع میکرد وموثر واقع نشد . لذا دوران عدالتخواهی آغاز شد در دوران عدالت خواهی احزاب کم کم بسوی یک همزیستی هدایت شدند وبه این باوررسیدند که به تنهایی کاری از پیش نمیبرند واکنون خانه احزاب بعنوان یک حزب بزرگ در حال صف آرای است یعنی از تکحزبی اوایل انقلاب به چند حزبی دوران اصلاحات وسپس تحول وحدت در عین کثرت خانه احراب میرسیم
انها ییکه مارا تحت سیطره روس وچین میخواهند!
کم خطر نشان دادن چین وروسیه سیاستی است که سالهاست از سوی برخی تحلیلگران صدا وسیما بر مردم تحمیل میشود وهرنوع پیشرفت یا مذاکرات انان را با افتخار تمام اعلام میکند درحالیکه دستگیری دو تبعه چینی که ازمراکز نظامی عکس برداری میکردند ویا طولانی کردن مراحل راه اندازی بوشهر توسط روسها نشان میدهد انان چندان هم منظور خوبی ندارند وممکن است این خوشبینی ها بموقع ضررهای جبران ناپذیری به منافع ملی وارد کند لذا شعار نه شرقی نه غربی نباید تبدیل به شعار نه غربی نه غربی شود
قضیه پای چپ
ارتوز را براحتی میتوان با ثضیه پای چپ وراست درمان کرد ویا از ان جلوگیری نمود: عده ای تصور میکنند پای چپ وراسن کردن خرافات است درصورتیکه دستور بهداشتی اسلام هم حساب میشود از انجا که پای چپ به قلب نزدیکتراست لذا خون تازه وبیشتری دران جریان پیدا میکند لذا طبق روایات ماباید سنگینی بدن را موقع بلند شدن یا نشستن به پای چپ تحمیل کنیم عده ای که این را رعایت نمیکنند دچار ارتروز میشوند ولی با اینحال دیر نشده میتوانند بار انرا سبک کنند وبه بهبودی ان کمک کنند فقط باید انرا چرب کنند تا کم کم خوب شود ودیگر ازان کار نکشند!
دهنه جشنها
همانطور که برای عزاداری عاشورا دهه گرفته میشود بهتراست برای ایام شعبانیه هم دهه گرفته شود وهمانطور که خودجوش مردم این ایام را چراغانی میکنند بطوررسمی هم از سوم شعبان جشنها شروع شود وتا نیمه شعبان ادامه یابد


هاشمی درنقش اپوریسیون
The end of trying for west in Iraq:
Iraq is the best point that can pull out all power or west and they died soon. The west civilization had a curve: birth growth and death:
In few years the west rise in the Europe and many years went to USA but today all them gather in Iraq and to save her by Iraqi oil money! They thought the oil of Iraq or drugs in Afghanistan can save them but they do mistake the oil to be poison for them and kill them graduate and step by step: first step they pay all money remain in treasury and today the federal reserve are empty! We have secretary news that the all personnel in the white house and congress not draft her wage for many months they tell us that the whit house manager said we have not enough money to pay so you can thieve all things that you can. They stole spoon and knives and even plates from the whit house for her salary. In other wise the USA thought they sell oil and give much money from Iraqis but today they end the stock oil in internal oil and not can to delivery any oil from Iraq. In future winter will appear all we say. The people have not any oil internal or even external they will have a difficult winter. Only way to US people is that they will be Shiite and wanted help from Iran. Iranian can help them by Gas and oil in free as the Venezuela help them in cheap oil for poor people.
هاشمی شاهرودی در نقض یا نغزگفتار؟
هاشمی شاهرودی بنابر نوشته برخی مطبوعات حملات بی سابقه ای را علیه دولت انجام داده وانتقادات شدیدی از تغییر مدیران ووزیران نموده است معلوم نیست چرا دخالت همه قوا در هم اینطور علنی شده است آیا قانون اساسی عوض شده وتفکیک قوارا برداشته اند یا نعوذ بالله مجریان قانون خود قانون شکنی میکنند؟ تنها اختیارات یک رییس جکهور همین تعویض مدیریتهاست والا در بودچه وسیاستهای اقتصادی وسیاسی وکلیه امور فقط مجری است لذا انتقاد قوه قضاییه از مجریه به غیر ازاینکه دخالت در قوه دیگر حساب میشود بر قوه ضاییه نیز ایراد میگیرد چراکه دولت مجری است وکجری از خود اختیاراتی ندارد.اگر قوقه قضاییه که خود باید حافظ وناظر قوانین باشد بهمین راحتی انهم توسط بالاترین مقام انهم به طور کاملا عیان قانون را زیر پا یگذارد فقط میتوان یک حالت داشته باشد یک مانور تبلیغاتی انهم درنقش اپوزیسیون !


وزارت نفت اولویت حقظ منابع را دارد
ورازت نفت تا امروز بیشتر به خودش رسیده تا به مملکت وهمه درامدها را بنحوی ازاین جیب به ان جیب کرده حالا این توی سرش بخورد! اصلا حواسش نیست که کشورهای همسایه اورت دارند نفت مارا زیر کشی میکنند ومیبرند! همه به الاف واولوف رسیدند واین مالک اصلی دستش از همه جا کوتاه است ! پیشنهاد میشود وزیر جدید نفت که میاید اولویت اولش اقامه دعوا وجلوگیری از نفت کشی از منابع مشبرک وپایین دستی باشد زیرا همه همسایگان با استفاده از غفلت وزارت نفت همه منابع را خودشان استفاده میکنند در صدر انها عربستان است که بیشترین برداشت را از منابع پاین دستی دارد سپس امارات است که بیشترین برداشت را از منابع مشترک دارد

بافت‌هاي فرسوده در بهترين نقاط شهر


وام‌هاي اجرايي براي طرح‌هاي عمراني
و تغيير بافت‌هاي فرسوده كلان شهرها...
Executive loans
يكي از معضلات شهرهاي بزرگ و مخصوصاً قديمي و تاريخي، وجود بافت‌هاي فرسوده است كه اصلاً قابل حل نيست، زيرا بافت‌هاي فرسوده از املاك اشخاص هستند و اشخاص بنابر اصل: الناس مسلطون علي اموالهم، خود را مالك اموال دانسته و بعضاً حتي حاضر به تغيير آن نيستند و يا حتي برخي‌ها رها كرده رفته‌اند. برخي نيز دچار اختلاف در مالكيت شده بلاتكليف مانده‌اند. البته اگر اين واحدها در بيرون شهرها و يا در شهرهاي كوچك بود، مشكلي نبود ولي جالب است كه اين بناها در بهترين نقاط شهرهاي بزرگ و كلان شهرهاي جهان قرار گرفته‌اند. به دليل اين‌كه همين بنا پايه آن شهرها محسوب مي‌شوند و از ابتدايي‌ترين ساختمان‌ها مي‌باشند و به دليل همين ابتدايي بودن از لحاظ مقاوم سازي، نماي بيروني و زيباسازي شهري، كلان شهرها را دچار معضل نموده‌اند. هر سال هم مي‌گذرد، بر تعداد اين واحدها افزوده مي‌شود و كلاف آن را بيشتر سردرگم مي‌كند. مثلاً به طور طبيعي در تهران در سال‌هاي انقلاب اسلامي و دهه‌ي 1350 تعداد واحدها و ميزان بافت‌هاي فرسوده نسبت به اين سال كه نزديك به 30 سال از آن مي‌گذرد، كمتر بوده، معني آن اين است كه بسياري از ساختمان‌ها جديداً در جرگه ساختمان‌هاي فرسوده وارد شده‌اند. مشكل اصلي البته فقط مالكان اين ساختمان‌ها نيستند، طرح‌هاي جامع شهري نيز بُعد ديگر مسأله است. يعني چه بسا مالكان خانه‌ها دوست داشته باشند منزل خود را تعمير كنند و نوسازي نمايند و يا حتي مقاوم سازي كنند ولي ساختمان آنها در طرح جامع شهري جايي ندارد يعني يا بايد ضميمه پارك شود و يا جزيي از خيابان شود يا در مسير بزرگ‌راه قرباني شود و به همين دليل شهرداري‌ها و قوانين شهري مطابق با طرح جامع هر شهر به واحدهايي كه داخل بافت نيستند يا در طرح قرار دارند، اصلاً مجوز هيچ‌گونه نوسازي يا تعميرات را نمي‌دهد و با متخلفان هم به شدت برخورد مي‌شود. لذا ما هميشه با خيابان‌هايي روبه‌رو هستيم كه يكي در ميان ساختمان‌هاي فرسوده و ساختمان‌هاي شيك قرار دارند و در خيابان‌ها هميشه خاك و سنگ و آجر و مصالح و تعمير مسير و معابر و... وجود دارد و چهره‌ي زشتي به شهرها مي‌دهد.

وام‌ها و يارانه‌هاي بافت‌هاي فرسوده
برخي از راه‌حل‌ها، وام يارانه‌اي و بودجه دولتي براي بافت‌هاي فرسوده است. وام يارانه‌اي به اين صورت است كه دولت يا شهرداري‌ها، مبلغي مثلاً ده ميليون تومان به صاحب خانه مي‌دهند كه بافت‌هاي فرسوده خود را نوسازي و مقاوم سازي كند. اين مبلغ از چند جنبه قابل بررسي و تحليل است. اولين جنبه آن ميزان وام يا مبلغ بازپرداخت و سود مي‌باشد. آيا اين مبلغ كفايت بازسازي واحد فرسوده را مي‌دهد يا از آن بيشتر است؟ و يا اصولاً شهرداري‌ها كاري به آن ندارند بلكه به بودجه و امكانات خود و كمك‌هاي دولتي نگاه مي‌كنند. مثلاً تعيين ميزان ده ميليون توماني بر چه اساسي است؟ آيا بازسازي يك واحد مسكوني در نازي‌آباد با 50 متر زيربنا و يا محله‌ي 13 آبان با 20 متر زيربنا و يا خيابان‌هاي شهرري گاه با 30 متر زيربنا، اين همه وام نياز دارد؟ و برعكس بازسازي واحد مسكوني 1000 متري در نياوران، يا 2000 متري در سعدآباد و دربند و حسن آباد و زرگنده، اصلاً ده ميليون برايش مبلغي است؟ و اصولاً شهرداري‌ها توان پرداخت اين مبلغ را يا تخصيص آن را به تمامي بافت‌هاي فرسوده در طول زمان خواهند داشت؟ پس بنابراين براي راه حل بخشي از اين امور مي‌تواند مفيد باشد ولي نمي‌تواند تمام آن را پوشش دهد. جنبه دوم و مهم آن مسأله وام گيرنده است: آيا اصولاً مالك، وجود خارجي دارد؟ مدارك او كامل است؟ و آيا اصولاً خواهان وام و يا خواهان تعميرات است يا خير؟ چون بسياري از واحدهاي فرسوده رها شده هستند و يا مالكان آن «حال» بازسازي يا عقيده بازسازي و نوسازي را ندارند و آن را خلاف مرام و مردانگي مي‌دانند! ما شاهد ساخت سريال‌هاي زيادي هستيم كه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها با ديدگاه كاملاً ارزشي از تخريب يا بازسازي و نوسازي واحدهاي فرسوده جلوگيري مي‌كنند. و بالاخره آيا اگر همه‌ي شرايط فراهم باشد، وام هم كافي باشد، آيا توان بازپرداخت آن براي مالك وجود دارد؟ چه بسا اگر اين توان وجود داشت، مالك رأساً اقدام مي‌كرد و مجبور نبود وام بگيرد و مبلغ بيشتري بازپرداخت نمايد.

بودجه دولتي براي بازسازي و...
بودجه دولت و شهرداري‌ها هم براي بازسازي بافت‌هاي فرسوده داراي معضلات زيادي است. تصور عمومي بر آن است كه دولت ثروت فراواني دارد از ذخاير بانك مركزي و بانك‌هاي ملي تا طلاها و جواهرات موزه‌ها و عتيقه‌هاي گالري و ساختمان‌ها و... همه و همه متعلق به دولت است و دولت يك سرمايه‌دار بزرگ است و لذا بايد تمامي خرج‌ها را بپردازد بدون اين‌كه ماليات بگيرد!... اما اين تصور باطل است زيرا دولت نه تنها مالك موزه‌ها و جواهرات و ساختمان‌ها به معني داشتن حق تصرف در آنها نيست، بلكه برعكس در صورتي كه كوچك‌ترين تصرفي در آن نمايد، به عنوان دولت ناكارآمد تلقي خواهد شد و حتي بايد هزينه‌هاي نگهداري آنان را هم بپردازد. يعني نه تنها استفاده‌اي براي دولت ندارد بلكه هزينه همه دارد. شايد گفته شود نفت و ذخاير معدني و طلا و غيره هم مال دولت است! ولي ما مي‌دانيم كه كشف (حفاري) استخراج و تصفيه و صدور نفت بالاي 75 دلار در بشكه هزينه دارد. يعني كل در آمد حاصل از فروش نفت فقط به خود وزارت نفت اختصاص مي‌يابد و اين علاوه بر واردات بيش از اندازه نفت سفيد و بنزين مصرفي و پرداخت سوبسيد براي آنهاست و براي همين است كه ما همه ساله در بودجه دولت رقمي به عنوان كسر بودجه مي‌بينيم و اين زماني فاجعه‌آميزتر بود كه قيمت فروش نفت كمتر از 40 دلار مي‌رسيد! يعني مثل آن بود كه شما يك كالايي را به قيمت 75 تومان توليد كنيد و مجبور باشيد 40 تومان بفروشيد! علت اصلي سقوط كابينه يا استعفاي مهندس موسوي از پست نخست وزيري و يا حتي قبول قطع‌نامه 598 به تعبيري همين بود كه بودجه دولت زير خطر قرمز بود! دولت سازندگي هم كه براي نجات دولت مجبور شد تورم را در جامع تزريق كند تا بتواند ماليات بيشتري بگيرد. تزريق تورم از طريق فروش ارز‌هاي خارجي با قيمت‌هاي بالا بود و دلار ناگهان به 1000 تومان رسيد. در دولت اصلاحات، گرچه هزينه‌هاي دولتي كاهش پيدا كرد و از آن پرخرجي‌ها به نام توسعه و سازندگي خبري نبود ولي در اواخر آن افزايش بهاي نفت به كمك آمد و صندوق ذخيره ارزي بنا نهاده شد. ولي برداشت‌هاي صندوق ذخيره ارزي نشان مي‌دهد كه دولت فعلي نيز براي اجراي ضروري‌ترين نيازهاي كشور و طرح‌هاي عمراني بودجه كافي ندارد و امكان به صفر رساندن كسر بودجه بسيار مشكل است.

خصوصي سازي عمراني!
كلاف سردرگم بودجه دولتي، بانك‌ها، هزينه و درآمدهاي شخصي، باعث شده كه همه‌ي شهرهاي بزرگ دنيا داراي يك سرنوشت باشند: افزايش جمعيت، افزايش بافت‌هاي فرسوده،‌ افزايش آلودگي‌هاي صوتي، تصويري و تنفسي! اين درد مشترك تمامي كلان شهرهاست و كلان شهرهاي آينده مي‌باشد؛ هميشه براي زيباسازي شهري عقيده و حمايت و نظر مثبت است ولي بودجه و درآمد منفي است...
دولت‌هاي جديد معمولاً با يورش تبليغاتي و بودجه‌اي بر سر كار مي‌آيند كه بازسازي را آغاز كنند ولي از بازسازي جهاني شعار دادن به بازسازي محله‌ي خود مي‌رسند! يعني هر دولت كه روي كار آمده در هر جاي دنيا فقط توانسته يك محله را بازسازي كند و از بازسازي محلات مي‌توان جغرافياي تاريخي دولت‌ها را به خوبي ترسيم كرد! دولت‌هاي شاهنشاهي معمولاً كاخ‌ها و خيابان‌هاي منتهي به كاخ‌ها را بازسازي مي‌كنند! دولت‌هاي سرمايه‌داري كارخانجات و شركت‌ها و خيابان‌هاي منتهي به كارخانجات و شركت‌ها را بازسازي و نوسازي مي‌كنند و دولت‌هاي اسلامي به مساجد و خيابان‌هاي آن توجه مي‌كنند و بالاخره همه دولت‌ها ابتدا با شعار سازندگي عمومي مي‌آيند ولي به سازندگي خصوصي مي‌رسند و به جاي عمومي‌سازي، خصوصي‌سازي مي‌كنند!
شهرداران نيز به همين منوال دست به بازسازي مي‌زنند، آنان با وعده بازسازي كل بافت‌هاي فرسوده بر سر كار مي‌آيند ولي وقتي با دست خالي و خزانه تهي مواجه مي‌شوند، ناچار دست به گزينش مي‌زنند، اولويت‌ها را تهيه مي‌كنند و در اولين اولويت مي‌مانند! و بقيه اولويت‌ها را وظيفه شهرداران بعدي مي‌دانند، اما شهرداران بعدي هم براي خود اولويت‌هاي ديگري خواهند داشت و خزانه را از اين هم تهي‌تر خواهند يافت. چرا كه شهرداران به اميد دولت و يارانه‌هاي دولتي هستند و يا سهم 3% آن؟ رياست جمهوري و امثال آن ولي دولت مي‌آيد آموزش و پرورش را از پرداخت 3% معاف مي‌كند، بقيه ادارات هم به تبع منتظر معاف شدن مي‌مانند و از پرداخت شانه خالي مي‌كنند. مردم هم سر دولت را بي‌كلاه مي‌گذارند، هر روز اعتراض مي‌كنند و معافيت مالياتي مي‌خواهند: كارهاي فرهنگي معاف، مناطق ويژه اقتصادي معاف از ماليات، سود سهام معاف از ماليات و...

بازسازي‌هاي فصلي و موقتي
شايد هيچ‌كس به ياد نمي‌آورد كه چهارراه عليقلي كجاست! يا چهارراه سيدعلي؟!...
در حالي كه در تهران قديم بهترين مناطق در آن موقع چهارراه لاله‌زار، چهارراه سيد علي و چهارراه عليقلي بود! و نوسازي بافت‌هاي فرسوده باعث فراموشي اين‌ها شده است. وقتي كه قرار شد خيابان طالقاني فعلي بازسازي شود، چهارراه طالقاني (سه راه طالقاني فعلي) كه چهارراه عليقلي نام داشت، تبديل شد به خيابان تخت طاووس! به اميد آن كه «كوه نور» در آن بتواند باعث بازگشت اين ثروت و جواهر ايراني از تاج ملكه انگليس برداشته شده به ايران برگردد... چهارراه سيد علي تبديل شد به دروازه دولت و خيابان سعدي شيرازي تا يادآور شعر فارسي حك شده در تارك سازمان ملل گردد و بگويد كه ما هم براي سعدي ارزش قائل هستيم. پيچ شميران با يك پيچ‌گوشتي باز شد و تبديل شد به خيابان كوروش كبير، تا يادآور آن گورستان‌هاي مكعبي شكل پاسارگاد باشد كه گفته شد: «كوروش آسوده بخواب، ما بيداريم!...»
مي‌بينيم هر بازسازي يك فلسفه دارد. هر حركت عمراني زاييده يك اعتقاد، يك شعار سياسي و يك جريان اجتماعي است. ميدان مجسمه‌ي تهران كجاست؟ آن ميدان يك مجسمه از رضا شاه داشت و معروف بود به ميدان مجسمه و بعداً آن را به 24 اسفند تغيير دادند و رانندگان تاكسي مي‌گفتند براي رسيدن به ميدان 24 اسفند از ميدان فوزيه! بايد 24 عدد چراغ قرمز را رد كني! امروز اين ميدان به نام ميدان انقلاب است. اما بازسازي آن بسار مشكل است زيرا طرح اوليه آن را بسيار كوچك طراحي كرده و براي عبور درشكه‌هاي سلطنتي بوده و بس! ساختمان‌هاي چند طبقه در اطراف خيابان انقلاب و ميدان انقلاب، هر گونه بازسازي و نوسازي و عقب‌نشيني و يا دو طبقه كردن خيابان‌ها و يا افزايش ظرفيت ترافيكي را مانع مي‌شود. يك خيابان كوچك در وسط شهري بزرگ و اين همان مصيبت تمامي شهرهاي بزرگ براي نوسازي بافت‌هاي فرسوده است.

بهترين راه، وام اجرايي است
مشاركت مردم در احياي بافت‌هاي فرسوده منوط به حضور و درخواست و فعاليت آنان است. بنابراين در خصوص بافت‌ها فرسوده بدون مالك يا مجهول‌المالك يا رها شده دولت رأساً آن را تملك و احيا مي‌كند و نبايد منتظر مردم باشد. در موردي كه افراد صاحب و مالك مشخص املاك هستند نيز بايد آنان ترغيب به همكاري شوند. چه بسا امكانات مالي و همه‌گونه وسايل هم داشته باشند فقط لازم باشد كه از صدا و سيما و مطبوعات و رسانه‌هاي ديگر تشويق به اين كار شوند،‌ در واقع فرهنگ‌سازي شود و فضاي فرهنگي به وجود آيد.
در بسياري از موارد هم افراد فقط يك يا دو عنصر از بازسازي را ندارند. مثلاً شخصي كه خود معمار است يا بنا و يا كارگر ساختماني اگر به او بودجه رسانده شود، مي‌تواند در اين كار توفيق پيدا كند و برعكس افرادي كه داراي سرمايه هستند ولي به كار ساختماني وارد نيستند،‌ مي‌توان با معرفي پيمانكار يا مناقصه‌كاري اين كار را براي آنان تسهيل كرد. مثلاً وقتي شخصي مي‌تواند سرمايه‌گذاري مالي بكند، از او دعوت شود و چند پيمانكار به ايشان معرفي و زمان لازم در اختيارشان گذاشته شود. النهايه با توجه به فرصت‌هاي پيش آمده و موقعيت‌ها و امكانات موجود، راه كار مناسب در نظر گرفته شود و از ارايه يك الگوي مشخص براي كل شهر خودداري شود.
و در مورد مسايل مالي و كمك‌هاي مالي شهرداري‌ها هم فقط بايد از طريق تعاوني اعتبار شهر صورت گيرد. چه به صورت كمك بلاعوض و يا به صورت وام اجرايي. منظور از وام اجرايي آن است كه كل اعتبارات مورد نياز بازسازي از سوي شهرداري يا تعاوني اعتبار شهري تهيه و به پيمانكار پرداخت شود ولي اقساط آن از مالك دريافت شود. زيرا مالك ممكن است هزاران نوع نياز مالي داشته باشد و با دريافت وام به طور مستقيم آن را در جاهاي ديگر هزينه كند. مثلاً به مسافرت مكه، مشهد يا كنار دريا برود و بعد هم بدون اين‌كه بازسازي صورت گرفته شود، شهر به همان چهره مخروبه قبلي باقي بماند

تعویض مدیران باعث تثبیت مدیریت است

تعویض مدیران باعث تثبیت مدیریت است
هرنوع تعویض در مدیران نشان میدهد که سیستم خود اتکا وخود تعمیر است وخودرا باز سازی میکند بطوریکه تغییر یا نبود برخی مدیران در گردش کاری وقفه ای ایجاد نمیکند وچه بسا وجود مدیران خود باعث کاهش گردش کار هاست زیرا بنابر فرموده پیامبر ما مامور به کوشش هستیم وخو پیامبر نیز سنگین ترین ایات قران را ایه هود اعلام میکند که بر استقامت وپایداری برای به نتیجه رساند کوشش امده حتی امام خمینی فرموده بود ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه وهمه اینها نشان میدهد که برخلاف ادعای بسیاری از مخالفان دولت تغییر در کابینه یا سطوح مدیران لازمه روانسازی کاری است زیرا برخیها ظر فیت کار اضافی راندارند

ابومازن بهایی است
بنابر تحقیقات انجام شده در مرکز اسلامی لندن مشخص شده که محمود عباس ابومازن بهایی ایرانی است وبرای مقابله با تشیع در فلسطین ماموریت دارد تا جلوی رشد سریع گرایش مردم فلسطین به حزب الله وتشیع بگیرد
پدر ژپتو یا پدر طالقانی ؟
خیلیها دوست دارند دست گرمی به سرو گوش ضد انقلاب بزنند وانها را هدایت ایدئولوژیکی بکنند ولی بستگی دارد به اینکه انها پدر طالقانی باشند یا پدر ژپتو! پدر زپتو بودن بسیار راحت است چرا که هرکس میتواند در جلسات ضد انقلابهای مثل سازمان مجاهدین بعد از انقلاب شرکت کند که شاید انها را هدایت کند! ولی همه پدر طالقانی نمیشوند زیرا پدر طالقانی در مرحله ای بالاتر بود واز موضع قدرت انها را هدایت میکرد هم سوادش بالاتر بود هم سابقه مبارزات وزندان ولی آقای ایکس که میرود درجلسات ملی مذهبیون که امام خمینی انها را منحل کرده شرکت میکند به امید اینکه انها به راه راست بیایند یک پدر ژپتو بیشتر نیست!

Thursday, August 9, 2007

Gangsters are the father of terrorism! And all began from china course.

Gangsters are the father of terrorism! And all began from china course. They loved to propaganda that all thing are new and no have the history, by this method they cut people from all causes that they do these criminal acts: they told that the terrorism is new and the Muslims or Arabs began in a recently year but all these are lie, the terrorism began from the New York gangsters team. When the New York established they kill all people and no one have any security. The NY metropolitan wanted to say that they deleted and NY is the best city in security but those entire live there know how is the facts. It is important that we know all criminal people in New York teach from china local people in NY. It means that the father of all killers is the china people! They are more than 1.5 billions people and thought that the world belong to them and all people others must kill, they learn only all techniques for killing people as: karate judo ketch and so on. It means that the terrorism is the child of china gangsters. They add the Hong Kong to her land and new lands that they wanted ad is the Malaysia. They began to eat all country in silent! And the USA or Arabs help them in noisy.
صنعت نباید به دولت دیکته کند
وزارت صنایع صاحب وزیری جدید خواهد شد ولی نکات مهمی که باید به ان توجه شود که سالهاست از نظر دور مانده وان اینکه صنایع ومعادن متولی انقلابی نداشته وهمیشه پیرو سیاستهای روز مرگی بوده وگاه مجبور به باج دادن هم میشده مثلا در ایران خودرو هیچگاه سیاست دولت اعمال نشده برعکس اسن ایران خودرو بود که سیاستهای خودرا اعمال میکرد یکی از این سیاستها پیش فروش خودرو است که از نظر شرعی حرام است زیرا در سلف چند چیز باید مشخص باشد یکی از انها مشخصات کامل کالا بنحوی که امکان تقلب یا غش در معامله نباشد اما ایران خودرو پولها را میگیرد وهر وقت دلش بخواهد باهر قیمت یا لوازمی که بخواهد تحویل میدهد دوم مسیله گرفتن پول از مردم است که با سود وبهره مثلا حساب میکند که این خود نزولخواری مدرن است وباب بانک پارسیان هم نمونه ان است که باتزول گرفتن ونزول دادن چه منابع هنگفتی را به جیب یکی دونفرر یخت سوم مسئله پیش پرداخت است البته وزارت کشاورزی هم همینطور است ولی غالب اعتبارات صنایع در قسمت پیش پرداختها حیف ومیل میشود یعنی ان پیش دریافتها این پیش پرداختها همان است که میگویند باد اورده را باد میبرد
جیش الشعبی والارهابیون لازم ان یتوبون

ان الدنیا صغیر والانسان یلاقی هم فی سنوات قلیل لهذا لازم ان الاعدا یتفکرون فی عله العدوان عسی انهم فی اشتباهات ولازم ان یعودون ویکونون صحیح . مثل هذا ان الارهابیون من البعثیون فی السوریه والعراق والاردن وحتی فی السعودی انهم فی تصورات غلط من ایامنا هذا انهم یتصورون ان الشیعه قلیل وکلهم امحو مع ارهابیه القلیله ولکن ان الشیعه هوالسنه وهو الیهود وهوالنصارای ! لانه ان ابرام کان الشیعه ! وهویامر بالاطاعه من یعقو واسماغیل وثم بالموسی وموسی یامر بالاطاعه من العیسی من بعده و العیسی یبشر بمجمد بعده ومحمد یوصی بالعلی من بعده وهذا سلسله الذهبیه ومن هو عیسویا او موسوی بالواقعیه او بالسنه بالحقیقه کلهم الشیعه ولازم ان یتبعون من السلسله الذهبیه لهذا الارهابیون لازم ان یعلمون ان الدنیا مملو من الشیعه ولازم انهم یکونون الشیعه ویتوبون توبه نصوحا ویتبعون ما امر به الحیدر والحیدریون والا ان السیف الحیدر الذوالفقار من عقبیهم یذهبون ویقطعون ارجلهم والایدیهم من قریب و السرعه..

Tuesday, August 7, 2007

They puff only!

They puff only!
The USA and UK and other Us can not do any thing but they do as the old men!
The old men speak about her young day as they are the best day and we not able to turn them at all. They have good day in 1967. In this year they kill billions people in Palestine and give much money from Arabs and send them all to Israel for convivial. Today they gather in Sharma sheikh to remember those but they know that they old and not do any thing! We survey much and know that the Arab not able to pay all them promises in past! However how they can pay news?
They pay all money for convivial in Europe Spanish and Italy and they are poor today even we know that they have not any money to pay the Sharma sheik costs! The USA tell the Arabs pay this expensive and the Arabs say the Rice invited and she must pay! And Rice said the Olmert! Olmert say We are very poor and need the aid not able to accepted any cost!
انها فقط بلوف ميزنند!
مانند پیرمردهایی که میگویند فقط ان روزها خوب بود امروز هم امریکایها واعراب واسراییل بیاد سال ۱۹۶۷ کنارهم جمع شدند تا حتی شده در خیال ان روزهای شادی افرین وغرورزا را تداعی کنند از یکسو روحیه به اسراییل بدهند واز سوی دیگر اعراب را بترسانند وبرای سلاحهای خود بازار گرمی کنند ولی همه اینها مانند بلوف پیرمردها توخالی است انها حتی بودجه پرداخت نشستهای شرم الشیخ راهم ندارند چه رسد به خرید ۶۳ میلیارد دلاری اسلحه ! بررسیهای اقتصادی نشان میدهد هیچیک از خریدهای قبلی اسلحه که توسط اعراب قول داده شده بود خریداری نشده وتحویل هم نشده وهمه انها فقط روی کاغذ وبرای تبلیغات وترساند حزب الله بوده است ودراین میان متاسفانه سیاست خارجی ایران در باور پذیر کردن این بلوفها نقش اساسی داشته اما خوشبختانه حزب الله وحماس از این مرعوبیت سیاست خارجی ایران اطلاع داشتند ولذابلوفهای انان تاثیری براراده اشان نداشته است اما در عراق که تقریبا بلوفهای امریکا توسط سیاست خارجی ایران برایشان باور پذیر شده به سرنوشت کشتار دچار شدند یعنی چه دولت مالکی وچه مقتدا صدر به امید کمکهای ایران پیشروی خودرا آغاز کزدند اما ایران بعلت ترس از اتهامهای امریکا مبنی بردخالت انها را تنها گذاشت وگوشت جلوی توپ از انها ساخت فقط بخاطراینکه مبادا امریکا اتهام بزند ولی امریکا اتهامش را میزند وهزکاری بتواند میکند واین مرعوبیتها نتیجه عکس دارد
انهم يقولون الكذب فقط!
كل الكافرين جمعو في الشرم الشيخ في كل زمان للدسايس ضد الاسلام ولكن اليوم انهم في كذب. لانهم لاقادرون علي ان اخذ وجوه من الاعراب ولكن يتصورون انهم قادر! ان الاميريكيه يقول 65 بيليون دلارات بايع سلاحات الي المصر والسعودي والاسراييل ولكن انه تصور وتخيل فقط لانهم لا مال لهم ابدا! كل اموالهم باطل في الحرام انهم في عيش في الاروبيه والاميريكيه وكلهم مديدنون بالاعالم. نحن نتفحص ونرا ان كل المقاولات والمبادلات فيمابين الاعراب والاميريكه عند القرطاس قثط. وانهم يريدون ان ارهب وارعب الحزب الله ولكن لاقادرون علي ي لانهم لا مالك شي كلهم مديونون ونحن نعلم ان بن لادن وبندربن سعود وكلهم مديونون ويفرون من يد المطالبون ! انهم يتصورون انهم طالبان ولكن مطالبان ! لان كل الكمبانيون والشراكات في عقبيهم للاخذهم يسجونهم للديون لا للدين الاسلام!

They are in mistake! They wanted to cry in taboo that has not any death.

They are in mistake! They wanted to cry in taboo that has not any death.Arabia Saudi and Emirate steal and thief the Iranian oil from Persian Gulf. They have 196 billions and 96 billions income from the Iranian oil. It is the fact that Iran has only 59 billions. What happened? They imposed the war to Iran and Iraq then they went to this work. Today Iraq have not any more and Iran too. But the thieves have much. It is not continue in future because Iran and Iraq awake and not accepted to begin new war. They will be friends and to live in peace. By this strategy began the hard day and dark future for Arabs in UE and Saudi. I tell in much way in 4 years ago. It seemed that the darkness began from the Saddam death day. Monetary system in Arab colony shows this very obvious. They loose all their wealth and became a eater crocodile and barefoot that were! It is mean that the Iranian said: the taboo that has not any death, not necessary to cry! Today all people in Egypt and Arab Saudi wanted a new revolution as Iranian. And the Arab kings must go. The USA and UK must know better and they must change her positions. If they tie her to Arabs dark future they will died soon , only way to save the EU , UK ,USA ,UN , UE and other Us to joint to Iran only. Building illegal army in Baghdad and so on for killing the Shiite only do they dossier heaver. They must help Iran and Iraq to be a friend and then they saw that the world live in lovely and peace as in past.
سرقت نفتی عربستان وامارات از منابع پایین دستی نفت ایراندزدي دريايي امريكا وانگليس را براي يك قرن تبديل به آقا وسرور جهان كرد ومزدوران انها نيز اين را ياد گرفتند وكشتيهاي انسر دنيا را اوردند ودر خليج فارس گذاشتند تا بتوانند راحت تر نفتهاي ايران رابدزدند اكنون امارات وعربستان با استفاده از منابع مشترك ومنابع پايين دستي ايران تمامي نفت ايران را بنام خودشان ميفروشند در سال گذشته ايران از خليج فارس تنها 80ميليون دلار داشته درحاليكه امارات بيش از 100ميليارد دلار وعربستان قريب به 200ميليارد دلار داشته است . درحاليكه همه انها متعلق به فلات قاره ايران است .
جيش الشعبي عند البغداد كلهم ضد الشعب العراقيه !اليوم كل الناس يعلمون ان الاعراب يجتمعون في جيش بلا قانونيه في البغداد للقتل الجيش العراقي والشرطه في البغداد انهم يتصورون مع تفحيرات عديده او قتل الافراد قادرون علي ان تصرف البغداد للاكراد او للاعراب !ان الطالبانب والسعودي قسي في قتل الشيعه للحكومه غلي البغداد ولكن الشيعه لا ترهب ابدامن غيرالله وهو في استقامه كما انر به الله والنبي الاعظم والقران الكريم حيث قال فاستقم كما امرت ومن تاب معك ! ان الله يدافع عن المومنين باي نحو كان وان الكافرين والمنافقين في غيظهم يعمهون. ان الذين يحبون من حارب مع الله والمومنين انهم منهم كما قال القران من يود اليهود والنصاري وهومنهم! ان الذين يقتلون الشيعه كلهم يهوديا ولو يقولون نحن مسلمين . ومن ثتل مومنا معتمدا فجراوه جهنم خالدين فيها. اليوم نحن نعلم كل الايات القرانيه يقول ما وقع في زماننا هذا بالصراحه والراحه وكل الشيعه يعلمون ما عملوا وانهم يظهرون بالله ويمددون من الغيب كما ينصرالله في البد والحنين . ان الجيش القانوني في البغداد فقط جيش العراقيه الشيعه والايرانيين موظف بالتليمهم كما اسراييل والاميريكيه يتعلمون الجيش الارهابيون.

The new cold war is the big lie.

The new cold war is the big lie.
Many analysis wanted to show that the cold war in new beginning! But it is false, IT IS ONLY A SHOW NOT A FACT.
When the Islamic revolution occurred the people in all around the world awake and know that the supper powers are a paper lions and they will fired by people wants! The Imam Khomeini rights a letter to Gurbachev the president of USSR and notes that the USSR and USA times over. The Gurbachev beloved and pull out her from the challenge and the Muslim people can experience the freedom conditions. The east blast and hidden, But the west not beloved as the Iranian king against the prophet Muhammad letter. They were in the lie world and think that the USSR divided for USA wants. They began orange revolution but saw that the people in USSR are Muslim and love the Iranian revolutions more. When they bankrupted, they decided to delete Muslims, they blast the twin tower then attack to Iraq and Afghanistan. When they break in there they thought the Russia do this! They began a new circle on cold war! Bu t is is only a dreams
جنك سرد جديد يك دروغ بزرگ است

بسياري از تحليل گران داخلي و خارجي سعي دارند ابر قدرتي ابر قدرتهارا همچنان حفظ نمايند در حالي كه اكنون زمان نزول ابر قدرتهاست زيرا با ظهور انقلاب اسلامي شرق و غرب به ورطه نابودي و نزول سقوط نمودند. امام خميني با شعار نه شرقي و نه غربي توانست را ه جديدي براي ملتها باز كنند كه هر روزه روشنتر مي شود .در زمان حيات اين امام بزرگوار شاهد بوديم كه نامه اي به تاسي از پيامبر براي گور باچف نوشت و او را از پيامد هاي ستمگري آگاه كرد . و بلافاصله بعد از اين نامه بود كه فروپاشي شوروي آغاز شد اما امريكا در يك توهمي تاريخي تصور نمود اين فروپاشي فرصت جديدي براي اوست لذا براي يكه تازي خود را آماده نمود ولي هر كجا قدم گذاشت با مقاومت مردمي روبرو شد و انقلاب هاي رنگين ونارنجي همه در پرتو اسلامگرايي بي نتجه شد لذا با يك خود زني سياسي برجهاي دوقلو را منفجر نمود تا انرا بگردن اسلامگرايان بياندازد تا انتقام ناكاميهاي خودرا در انقلابهاي نارنجي بگيرد وبه اين بهانه به عراق و افغانستان حمله كرد اما اين بار نيز در ورطه هلاكت افتاد و باتلاق عراق بد تر از ويتنام شد و اكنون براي حفظ ظاهرخود به نمايش جنگ سرد روي آورده اما اين نمايش آخرين تلاش امريكا براي جلو گيري از خيزش مردمي در غرب است امروز امريكا با 850ميليارد دلار كسي بودجه 500 ميليارد دلار بدهي خارجي و 450 ميليارد دلار هزينه هاي فزاينده جنگ عراق و افغانستان روبرو است و انگليس و اروپا هر روز با بيماريها و سيل و طوفان ها و آتش سوزي جنگلها از يكسو و بيكاري جوانان و نيروي فعال و بي خانماني مردم و خالي بودن خزانه از سوي ديگر روزهاي پاياني خود را مي گذراند البته صهيونيستهاي جهاني تصور خريد رسانه هاي ورشكسته نشان مي دهد كه اين ترفند آنان هم مثل حركتهاي آخر يك غريق دست يازيدن به برگهاي خيس كنار مرداب است كه نتيجه اي جز غرق شدن ندارد
الغریق یتشبث بکل حشیش !
ان الامیریکیه یتصور ان هو القدرت الفوق العالمیه وکل الناس مطیع له ولکن ان الثوره الاسلامیه اذا وقع ابتدا بشعارات لاشرقی ولاغربی ومعنی هذا الموت لامریکیه والسویته . بعد عام الامام الخمینی یکتب الرساله الی القرباشف وقال له ان الکمونیسزیه والامبریالیه کله فانی وبقی وجه الله ان السویته یقبل هذا والناس یقامون ویکونون احرار من ید الکمونیزیه ولکن الامیریکیه کما الخسرویه الایرانیه فی زمان الرسول لا تقبل ویتصور ان القدرته مدام ! لانه هو یسعی للالثورات الصفرا فی العالم ولکن یتوجه ان العالمین یحبون الاسلام لهذا الامر یتفجر بیته فی النیویور للهجمه الی العراق والافغانستان وقال نحن فی حرب مع الارهابیون ! ولکن الارهابیون بالاخص القاعده وبن لادن یعیشون فی بیت البیض ! ولهذا انهم یغرقون فی الیم العراق والحال یتشبثون بکل حشیش للنجات ولکن هنا انتها من خیات الغرب ولازم انهم یتسلم للاسلام کاملا! ولکن انهم بالجاح یتصورن ان یبایعون التلفیزیونات او استخبارات کما اسکای نیوز او وال استریت جورنال انهم یوفق فی حرب مع الله ولکن الله غالب امره وسیعلمون الذین ظلموا ای منقلبون!

Saturday, August 4, 2007

انهم لافلوس لهم حتي للضيوف في الشرم الشيخ!

انهم فقير في زماننا هذا ولكن يريدون ان اعلن انهم غني كما في السابق! ان بعض الاعراب يسارقون النفط الايرانيين من تحت الخليج الفارسي ويشترون بثمن قليل ويعيشون في عياشي كثيرا ولكن اليوم الايرانيين يفهم ويريدون ان يمنع من هذا السرقه وانهم في سعي كثير للايجاد الحرب مع الايرانيين والاميريكيه والبريطانيه يدعوهم للحرب لانهم يستفدون من هدا السرقه كثيرا.
اليوم انهم جمعوا في الشرم الشيخ للتقابل مع الايرانيين بيد العباس والاعراب اخرا ولكن انهم فقير ولا فلوس لهم حتي في ضيفهم! نحن باستخبارات دقيقا ان الرايس يقول بلاعراب لهذا الفلوس والاعراي يشارون الي الاسراييل والاسراييل يدعو الرايس مجددا! ولكن انهم في قرطاس يكتبون ميليون دلاذات للاسراييل والمصر والسعوديه ! كل هذا كدب مبين وانهم في شقاوه والحماس والحزب الله في السعاده ان شا ءالله
They have not any money for Sharma sheikh dinner how they can help the Israel or Mahmud Abbass?
The Rice sign that the 800millions help to the PLO and Mahmud Abbass, but it is only in the sheets! It is the art and puff only that the rice does. The hammas is very wealth than the Fath because they have the main mines and they are the people and Fath have only barefoot and eater crocodile as Arab people! The Iranian history show that all people were under the Iranian leader’s flag. And Iran is past was a long as the world. Only the Saudi Arabia not in Big Iran’s map, because they are not a land in fact. There are desert for deport and abandon all criminal people from Iran and the Iranian king not allowed there for write her name as a land!
Today they helped by USA and UK for fighting by Iran but they have not any money. They thief the under ground oil mines of Iran and sale for her, but today Iranian understand and wanted to give back all they stolen from Persian Gulf. In depended on this the USA and UK must pull back and pay all oils that sale. They are very poor for two: one for loose the Iranian mines and 2 they must repay all stolen in past. Like these are the UK and USA and Rice and Cheney! They are very poor than that able to repay, so they began war to forget! And the Bin laden blast all places that Iranian has document for challenges.
حجامت مخالف خون دادن نیست
فصد یا حجامت وحقنه یا اماله وتنقیه از جمله مواردیستکه یه سلامت بدن کمک میکند وبسیار بران وتعدد وفراوانی ان تاکید شده ولذا مخالفت با ان مخالفت با نص صریح پزشکی ابن سینا واسلامی است اما دلیل اینکه حجامت کاری به انتقال حون ندارد زیرا در حجامت خونهای مرده وکثیف از بدن خارج میشود که برای بدن مضر است وقابل انتقال به کس دیگری هم نیست ولی در انتقال خون از بازو خون تازه گرفته میشود که برای دیگران حیاتبخش است لذا اندسته پزشکانی که اطلاع کامل ندارند مجاز نیستند برخی نشریات پزشکی را عرصه تاخت وتاز بیسوادی خود بکنند
ليزينگ مدرنيزه كردن نزولخواري
ميگويند اگر گوشت تميز وپاكي را جلوي گربه بياندازي انقدر خاكمالي ميكند تاكثيف شود بعد بخورد كه لذت ببرد! حالا كار اين بانكيهاي يانكي ماب است هركاري ميكني كه درراه توليد از پول استفاده شود ومردم نان بازوي خودشان را بخورند اقايان ميايند يك راه نزولخواري وتنبلي وپشت ميز نشيني وحساب وكتابگري جديدي را اختراع ميكنند تامردم به حرام بيافتند ولقمه حرام شوند نمونه اش همين ليزينگ ! اينهمه داد وفرياد از بهره هاي بانكي تمام نشده اسمش عوض شد وشد ليزينگ ! خدا آخر عافبت مارا با اين كفار بخير كند!

آيا همه‌ي دنيا تكرار است؟

آيا همه‌ي دنيا تكرار است؟
صنعت گردشگري و طرح‌هاي عمراني
Tourism & Projects
تماشاي توليدات ديگران جنبه شادي‌آور زندگي هر انساني را تشكيل مي‌دهد. صنعت ديگران هر چه باشد به تماشاي آن مي‌ارزد، حتي اگر صنعت و يا توليد تصادف يا طبيعت و يا خلقت خداوند باشد. وقتي به كوه بلندي مانند دماوند نگاه مي‌كنيم همانقدر لذت مي‌بريم كه از نگاه كردن به يك آسمان‌خراش دست ساخت بشري. از ديدن استخوان‌هاي دايناسورها همانقدر شگفت‌زده مي‌شويم كه از ديدن ميل گاردان، هندل و يا سگدستِ يك جرثقيل و يا كاميون عظميم الجثه... همه آنها در يك چيز مشترك هستند و آن اين كه ما قادر نيستيم آنها را به وجود آوريم و از به وجود آمدن آنها شگفت زده شده‌ايم!
تصور كنيد يك كارمند جزء در ادارات تهران، حتي نمي‌تواند آجر روي آجر بگذارد و يك خانه و سرپناه براي خود درست كند و همين كارمند بليط مي‌گيرد و به تماشاي كاخ سعدآباد مي‌رود و از ديدن اتاق‌هاي متعدد و تو درتوي آن لذت مي‌برد... اين لذت از چه نوع است؟ هر كس آن را چيزي تفسير مي‌كند ولي نام آن گردشگري و يا صفت توريسم (Tourism) است يعني ما زحمت مي‌كشيم، كار مي‌كنيم، پول درمي‌آوريم و آن را به آساني مي‌دهيم تا چيزهايي را كه نداريم، تماشا كنيم و از خود بپرسيم چطور مي‌شود ما هم اينها را داشته باشيم! مگر آنهايي كه اينها را داشتند‌ چه فرقي مي‌كردند؟ زندگي‌نامه همه‌ي آنها نشان مي‌دهد كه روزي مثل ما بودند، رنج و عذاب، فقر و بي‌پولي داشتند ولي ناگهان وضعشان عوض شد. ما در گردشگري به دنبال اين رمز (Password) هستيم. آن رمزي كه از انسان‌هاي فقير و ناتواني مثل ما ناگهان يك رهبر، ليدر (Leader) پادشاه (King) و يا غول ثروت و افسانه گنج مي سازد...

طبيعت ساخته‌ها
اگر از خلقت‌هاي خداوندي بگوييم ممكن است خيلي‌ها ناراحت شوند زيرا آنها ترجيح مي‌دهند كه از آثار طبيعت ساخته و يا تصادف به وجود آورده، صحبت شود تا از خلقتِ خداوند عالم دانا. اما به هر حال موضوع فرقي نمي‌كند. مي‌گويند مولانا يك بار در اثبات خداوند خيلي زحمت كشيد، شب خدا را در خواب ديد كه به او مي گويد: مولانا زحمت زيادي كشيدي اگر استدلال‌هاي تو نبود، ما هم نبوديم؟! يعني چه؟ مولانا اثبات كند يا قادر به اثبات نباشد، واقعيت خارجي تفاوتي نمي ‌كند. ما زنده باشيم يا نباشيم، رودخانه‌ها جاري هستند، شب و روز مي‌گردد و تاريكي و روشنايي مي‌روند و مي‌آيند... اما چرا انسان به گردش طبيعت علاقه دارد؟ اين همان رمز ناداشته است. وقتي به پرنده نگاه مي‌كند، حسرت مي‌خورد كه چرا پرنده به آن كوچكي مي‌تواند بالا برود، به راحتي پرواز كند و هرجا دلش مي‌خواهد برود، ولي او پاي بست اين روستا يا شهر است؟ چرا او نمي‌تواند غل و زنجير نامريي را از پاي خود باز كند و سبك‌بال همچون پرنده پرواز كند؟
وقتي انسان به اسب نگاه مي‌كند، از خود مي‌پرسد اين اسب چه تيزپا است و چه سرعت بالايي دارد، هرجا دلش مي‌خواهد و با هر سرعتي كه اراده كند مي‌رود ولي من يا او پس از چند قدم دويدن بايد سينه‌ي سوخته و آتش گرفته‌ي خود را با دست بگيريم و قلب وامانده را ناز كنيم. وقتي به موش يا مگس هم نگاه مي‌كنيم همين است. چرا موش به راحتي در هر سوراخي مي‌رود و خود را مخفي مي‌كند ولي ما نمي‌توانيم؟ چرا و هزاران چراي ديگر در مقابله با طبيعت به انسان روي مي‌آورد. گردشگري از زماني شروع مي‌شود كه اين چراها در اطراف ما به انتها رسيده باشد و ما سؤالي يا تعجبي نداشته باشيم و به عبارتي ديگر، يكنواختي كامل برما حاكم باشد. مي‌رويم در يك كوهستان با دشتستان يا جنگل ديگر، خود را در دامان طبيعت رها مي‌كنيم، چرا طبيعت اين همه بزرگ است؟ چرا هر چه مي‌رويم تمام نمي‌شود؟...

فضانوردي
تمامي زمين را گشتيم، همه جا مثل همه شد! برخلاف تصور ما چيزهاي جديد آن خيلي زود مثل آن چيزهايي شد كه ديده بوديم. قله اورست همان قله دماوند است فقط كمي امتداد بيشتري دارد. دشت لاله‌هاي چهارمحال و بختياري همانند دشت قزوين است، كمي قرمزتر، و جاده رشت و آستارا هم مثل جاده شهريار است و يا حتي مثل خيابان وليعصر تهران يا پونك و جنت‌آباد و امامزاده داوود و بزرگ‌راه مدرس... چه تفاوت اساسي بين آنهاست؟ فقط مدّ يا كشيدگي و امتداد است و بس. درست مثل خانه يك فقير با يك خانه ثروتمند فقط فرقش اين است كه تعداد آجرها بيشتر تكرار شده است!!!
در آسمان خراش‌هاي نيويورك چه چيزي هست جز آهن و شيشه كه تكرار شده‌اند؟ همه‌ي دنيا تكرار است! روز، شب و همه چيز تكرار است. بعضي تكرارها كوچك هستند و برخي بزرگ‌تر! فقط همين...
از اينجاست كه بشر از روي زمين كنده مي‌شود، او بايد به فضا برود چون آنجا همه چيز فرق خواهد داشت! در زمين همه چيز صاف است ولي در آسمان همه چيز گرد است. ستاره‌ها دايره‌اي هستند، آسمان دوار است، خورشيد گرد است و ماه، كروي... كدام چيز روي زمين مثل ماه يا خورشيد گرد و كروي است؟ پس آنجا بايد رفت. همه چيز در آنجا فرق مي‌كند! اما وقتي براي رفتن به فضا در سفينه نشست و به كره ماه رفت، مي‌بيند قضيه برعكس است! حالا سطح كره ماه صاف و ممتد و كشيده است و كره زمين گرد و زيبا و درخشنده! به كره مريخ هم مي‌رود اما آنجا هم چيزي جز چاله و چوله نيست. چيزي كه در زمين فراوان بود و از دست آن گريزان... حالا زمين از دور صاف ديده مي‌شود ولي مريخ چاله چوله و كوه و دره... است. عجب! گردشگري در فضا هم به آن همه خرج نمي‌ارزيد. مي‌توانيم اين را از فضانوردان و آنهايي كه ميليون‌ها دلار خرج كردند، بپرسيم! باززمين بهتر است. بالاخره آب و آبادي دارد، ولي كره مريخ يا ماه چي دارد؟ همه جا كه وطن نمي‌شود!

انسان ساخته گردي!
گردش براي ديدن دست ساخته‌هاي بشري دليل زيباتري از گذشته ندارد. اين دست ساخته‌ها يا قابل تقليد هستند يا نيستند و اگر قابل تقليد نباشند، عجايب نام مي‌گيرند مانند عجايب هفتگانه كه از قديم مرسوم بوده و در كتب تاريخي از آن ياد مي‌شود و البته فقط يكي يا دوتاي آنها براي زمان ما باقي مانده است مانند اهرام ثلاثه در مصر و ديوار چين...
اين عجايب، افسانه‌هاي زيادي دارند يعني حواشي زيادي براي خود ايجاد كرده‌اند. برخي معتقدند، ديوار چين را الكساندر يا اسكندر يا به عبارتي كوروش كبير ساخته است و هدف آنها اين بوده كه ملت چين به بيرون از ديوار نرسد زيرا شايعه بوده كه ملت چين داراي سرعت تناسلي و تزايدي بوده و به سرعت تكثير مي‌شدند. همان‌طور كه الآن نيز ما شاهديم كشور چين بيشترين جمعيت جهان را دارد و هر روز بر سرعت آن افزوده مي‌شود و مي‌بينيم هنگ‌كنگ، ويتنام، مالزي و ديگر كشورها نيز به سرعت «چين زده» مي‌شوند. البته در طول تاريخ آنها حملات زيادي كرده‌اند و بعضاً به يأجوج و مأجوج معروف شده‌اند. در جنگ دوم جهاني هم ما شاهد كشتار وسيع مردم ژاپن، چين تايپه، و ديگر همسايگان بوده‌ايم و اكنون نيز قوي‌ترين كادر آدم‌كش و مسن ترين افراد را اين مردم تشكيل مي‌دهند، به طوري كه در آمريكا و اروپا گانگستري‌هاي معروف جهاني فقط با رزم‌هاي چيني بايد آشنا شوند تا بتوانند مقابله نمايند و الّا هيچ قدرتي قادر به مقابله با مرگ‌هاي آني اهدايي از فنون رزمي چين نيست. اكنون ديگر ديوار چين هم نمي‌تواند مانع حضور و حمله آنان به ديگر مكان‌ها شود و بعيد نيست در صورتي‌كه فقر حاكم بر چين افزايش يابد، آنان همانند گذشته براي پيدا كردن زمين و مزارع جديد و محل خوراك و استراحت، به صورت سيل يا زلزله حملات و هجوم‌هاي خود را آغاز كنند و با آن جمعيت كذايي آيا كسي قادر به جلوگيري خواهد بود؟

چرا صنعت گردشگري؟
دست ساخته‌هاي بشري از دو جهت به گردشگري مربوط مي‌شوند: يكي ساختمان‌ها و سازه‌هايي كه قبلاً بوده و ديگري سازه‌هايي كه بعداً به وجود مي‌آيد! ساختمان‌ها و سازه‌هايي كه قبلاً بوده، به عنوان آثار باستاني و ميراث فرهنگ مورد توجه گردشگران است. شايد ايران از اين لحاظ قوي‌ترين و پرشمارترين سازه‌ها را داشته باشد. از 15 هزار سال پيش كه تاكنون اين ملت در حال ساخت و ساز هستند، بر اساس يافته‌هاي گريشمن از تپه‌هاي لالي در چهارمحال و بختياري، مي‌توان فهميد كه سازه‌هاي ايراني از ريزترين آنها يعني وسايل آشپزخانه و شكار تا بزرگ‌ترين آنها يعني سي و سه پل و غيره در حال ساخت و محافظت بوده است اما دشمنان اين مرز و بوم اين را قبول ندارند. عده‌اي چنان تبليغ مي‌كنند كه گويا ايران كشوري بدوي است! و ازتمدن بويي نبرده و بربري و وحشي است. قبل از انقلاب اسلامي، آمريكايي‌ها كه در ايران حضور پيدا مي‌كردند بابت حق قدم خود حق توحش از ايراني‌ها مي‌گرفتند، يعني آمده‌اند تا ايران را متمدن كنند. هرچه رژيم پهلوي فرياد مي‌زد و آثار تاريخي تخت جمشيد را نشان مي‌داد و تمدن ساسانيان را مي‌نوشت، فقط مي توانست اين طور شعار دهد: پيش به سوي تهران بزرگ! يعني تازه بايد به سوي تهران بزرگ شروع به رفتن كنيم تا به آن برسيم!
تعداد ديگري هم آن را نابود مي‌كردند، حمله اسكندر و به آتش كشيدن تخت جمشيد نشانه‌اي از اين بغض و كينه آنان است. امروزه در دنياي ديجيتالي و ماهواره اي اين بغض و كينه به شكل ديگري مطرح شده است: تمام مستندات عليه ايران به خوبي نگهداري و توزيع و پخش مي‌شود ولي مستندات مربوط به اين ملت خريداري و قاچاق و نابود مي‌شوند. روزانه هزاران قطعه تاريخي از ايران قاچاق مي‌شود و با اين قاچاق‌ها بايد جهان پر از تمدن و آثار تمدن ايراني شده باشد ولي مي‌بينيم همه‌ي آنها نابود شده‌اند، يعني دشمن قاچاق عتيقه را براي نابودي مي‌خواهد.

حفظ ميراث فرهنگي
ايجاد گروه پاسداران ميراث فرهنگي يكي از راه‌هاي حفظ آثار و سازه‌هاي فرهنگي است ولي موضوع مهم‌تر، آگاهي دادن به افكار عمومي است. جهانيان بايد بدانند كه تبليغات سوء اروپاييان و امريكاييان عليه تمدن و آثار تاريخي ايران ريشه در چه امر مهمي دارد. آنان بايد بدانند، اروپاييان روش تخريب دارند و امريكاييان روش تحريف. يعني سر دسته اروپاييان، اسكندر است كه فقط به قصد تخريب و نابودي آثار باستاني مي‌آيد. آنچه را بتواند مي‌سوزاند و الآن هم كه قادر به سوزاندن نيستند، قطعه قطعه آثار را مي‌دزدند و نابود مي‌كنند تا هيچ اثري نماند. امريكاييان كه مك كارتيسم در رأس آن است، در صددند ايران را كشوري فقير و وحشي جلوه دهند كه حتي قادر نيست از ميراث فرهنگي خود محافظت كند. آنان تاريخ ايران را به دسيسه‌هاي مختلف به نفع خود مصادره مي‌كند. آنان طوري عمل كرده‌اند كه همه‌ي وقايع برعكس نوشته شده؛ افكار عمومي جهاني با رسانه‌هاي ديداري و شنيداري اين‌طور شكل داده شده است: امريكاي بي‌هويت، امريكايي كه با كشتار مردم بومي تمدن را پايه‌گذاري كرده، امروزه ملت شريف و با تمدن و فرهنگ معرفي مي‌شود و ملت‌هاي آسيايي كه در اين قاره كهن و مهد تمدن و پر از آثار باستاني زندگي مي‌كنند به توحش وترور و كشت و كشتار تبليغ مي‌شوند؟! اين همه مي‌گويند: برون فكني! معني آن همين است. تاريخ واقعي غرب به نام شرق و تاريخ واقعي شرق به نام غرب جابه‌جا شده است. مردم بربر اروپا كه جز آدم‌خواري كاري نداشتند، به عنوان طرفدار حقوق بشر و حامي انسانيت و مهد و جايگاه تمدن و آزادي معرفي مي‌شوند و برعكس مردم آسيا كه محل حضور پيامبران الهي و سازه‌هاي افتخارآفرين و ميراث ماندگار فرهنگي و سياسي و اجتماعي به ملتي جهان سومي، عقب مانده و توسعه نيافته تبلغ مي‌شوند. امروزه بايد همه بدانند اگر تمدني هم در غرب است، هنوز هم شرقي‌ها آن را مي‌سازند، نه خود غربي‌ها... و اين رسالت سنگين ما در روشن ساختن آن است.
سيد احمد حسيني ماهيني