پنجمین همایش دوسالانه بین المللی اقتصاد اسلامی
پنجمین همایش دوسالانه بین المللی اقتصاد اسلامی با عنوان دولت وبازار : نظریه اسلامی و تجربه ایران در محل دانشگاه تربیت مدرس تشکیل گردید در ابتدا دکتر دانشجو ریاست دانشگاه خیرمقدم گفتند وسپس دکتر خلیلی تهرانی دبیر محترم همایش گزارش از فعالیت های گذشته ارایه نمودند بنابر اظهار ایشان اولین همایش دوسالانه در سال 1378 باعنوان مباحث عمومی آغز شد وهردوسال باعنوانهای اقتصاد اسلامی وتحولات معاصر ، نظریه اقتصاد وعملکرد اقتصاد ایران ، چالشهای اقتصاد ایران وراهکارهای اقتصاد و اقتصاد بین المللی تا 1386 ادامه یافت. امسال از بین 50مقاله ارسالی 10مقاله گزینش شدتا مطرح شود و20مقاله نیز برای چاپ انتخاب گردید. وخلاصه انها تقدیم حضار خواهد شد.
پرفسور مندزقهف که موسسه اقتصاد اسلامی را در آمریکا در سال 1374 بنا گذاشت اولین سخنران همایش بود
رییس کل بانک مرکزی در این همایش با اشاره به اجرای سیاستهای کلی اصل ، ۴۴گفت: مهمترین بخش این سیاست، تقسیم بندی تصدیهای اقتصادی بین بخش خصوصی و دولتی است که در این زمینه باید جلوی رانت و امتیازهای ویژه گرفته شود و اطلاعات به صورت آزادانه به همه فعالان اقتصادی عرضه شود
پنجمین
یکی از مباحث مهم مطرح در اقتصاد که به طور ویژهای دیدگاههای اعتقادی و ایدئولوژیک در آن قابل طرح است. بحث دولت و بازار میباشد. دیدگاه خاص اسلام به دولت و بازار و حدود فعالیتهای هر یک و تفاوتهای آن با دیدگاه سایر مکاتب اقتصادی ضرورت تأمل و بررسی بیشتر در این بحث را از دیدگاه اسلامی افزون میکند. در شرایط فعلی بازنگری در روابط و حدود فعالیتهای اقتصادی دولت و بخش خصوصی در قانون اساسی و به طور خاص اصل 44 این قانون در دستور کار قرار گرفته است، تأمل خاص در مباحث دولت و بازار از دیدگاه اسلامی و بررسی تجربه ایران در این زمینه میتواند علاوه بر راهگشایی در گسترش مباحث علمی اقتصاد اسلامی، به سیاستگذاریهای امروز کشور نیز کمک شایانی داشته باشد. از این رو موضوع پنجمین همایش دو سالانه اقتصاد اسلامی به بحث علمی و ارایه یافتههای اندیشمندان و متخصصان این حوزه در زمینه دولت و بازار از دیدگاه اسلامی و تجربه ایران اختصاص یافته است
دولت، سازمان بیمهی رایگان!
صنعت بیمه
Insurance industrial
خیلیها ممکن است از ارتباط صنعت و بیمه و یا حتی نامگذاری صنعت بیمه، تصوری فانتزی و دور از واقعیت داشته باشند و لکن بحث بالاتر از اینهاست. بدون بیمه، حتی صنعت نیز قادر به ادامه زندگی نیست. زیرا هر نوع فعالیت انسان بین منهای بینهایت و مثبت بینهایت در نوسان است و نتایج و احتمالات آن از 1- تا +1 در حال تغییر است یعنی ریسک و خطر دارد. ممکن است همانطور که برنامهریزی شده به طور صد در صد 100% پیشرفت کند که همان +1 است و برعکس ممکن است با هر عمل و کارکردی نتیجه معکوس و زیان باری داشته باشد که در حد پایین آن همان 1- است و لذا هیچکس به نتیجه کاری خود مطمئن نیست. این در حالیست که زندگی شوخیبردار نیست و کسی نمیتواند به دلیل عدم موفقیت خود یا خانواده یا ملت خود را در گرسنگی یا فقر نگهدارد. در واقع ما باید از دل خطر، امنیت را برای زیر مجموعه خود فراهم کنیم. هر مدیر یا هر مدبری (هر بیزینس منی)، در واقع وظیفه دارد تولرانس یا تغییرات منفی و مثبت را به یک آرامش و اطمینان و حرکت مساوی و متوازن تبدیل کند. به همین جهت انسان معتقد شد که نباید همه تخم مرغها را در یک سبد بگذارد! و همه فعالیتها را در یک چیز مختصر نکند زیرا سرنوشت او با سرنوشت آن کار گره خواهد خورد. انسان با اختراع بیمه، حالت توزیع خطر یا Dive Suffocation را فهمید. گروهی در معدن سرمایهگذاری کنند و تعدادی در خدمات، تعدادی تولید کنند، عدهای هم بازرگانی پیشه کنند! عدهای کارمند باشند و تعدادی هم بازاری، و این مکمل بودن و متمم بودن فعالیتها دو نیمهای هستند که خطر را بین خود مانند توپ فوتبال به بازی میگیرند و هر بار در زمین یکی از طرفها هست.
بیمه تأمین اجتماعی
Social Security Insurance
همه ما بیمه را معمولاً همان بیمه تأمین اجتماعی میدانیم در حالیکه بیمه کالاهای وارداتی صادراتی، بیمه عمر، بیمه خودرو و همه و همه لازمه زندگی بشر است. علت معروفیت سازمان تأمین اجتماعی این است که این سازمان در قرارداد خود حداقل 10 مورد استاندارد را برای مردم تأمین میکنند.
1- خدمات درمانی از همه آنها مهمتر است و معمولاً اشخاص این بُعد را بیشتر در نظر دارند مثلاً وقتی به یکی میگوییم بیمه برای شما چه کاری انجام میدهد میگوید تا حالا مریض نشدهام! و هیچ کاری برایم انجام نداده است. در حالیکه بیمه حوادث از این امر مهمتر است زیرا ممکن است یک کارگر در همان ساعات اولیه کار دچار حوادث شوند و کارفرما میتواند بگوید ایشان تازه آمده و هنوز کاری انجام نداده است اما قانون او را ملزم میکند از همان ساعات اولیه او را بیمه کند ولو به صورت ساعتی کار کند یا قراردادی و مدت محدود باشد و در غیر اینصورت دادگاه میتواند شکایت کیفری و مدعی عموم را بر علیه این شخص پیگیری کند.
بیمه تأمین اجتماعی علاوه بر کمک در حوادث و یا بیماریها، بیمه بیکاری هم دارد 30% حق بیمه مخصوص ایامی است که شخص بیکار میشود یعنی بیاختیار کار خود را از دست میدهد در اینصورت با توجه به سوابق بیمه پرداختی از 6 ماه تا دو سال حقوق به او پرداخت میکنند. بیمه تأمین اجتماعی حتی در هنگام حوادث خانوادگی از قبیل دوران زایمان کمک هزینه زایمان و ایام بارداریها را میپردازد. در سن بالا مستمری به افراد بازنشسته میدهد و پس از فوت بیمه شده افراد تحت تکفل را مورد سرپرستی قرار میدهد و هزینه کفن و دفن او را پرداخت میکند و این همه نشان میدهد سازمان تأمین اجتماعی به همراه سازمان بازنشستگی کشوری جمعاً 3% نقش خود را نسبت به اقتصاد ملی و تولید ناخالص ملی ایفا میکند و سعی دارد با ایجاد امنیت و اطمینان خاطر، مردم را نسبت به کارهای سخت تولیدی و اقتصادی مورد حمایت قرار دهد.
شرکتهای بیمه
Insurance companies
بیمه اهمیت زیادی دارد لذا بسیاری از خدمات را سازمان تأمین اجتماعی نمیتواند انجام دهد. تنوع این عملیات به تعداد اعمال و کارهای اجرایی بشری بستگی دارد و لذا لازم است شرکتهای مختلفی به وجود آیند که هر یک در یک رقابت سالم مزیت نوع خود را به عرضه نمایند. حدود 1.5 درصد تولید ناخالص ملی ایران را عملیات صنعت بیمه غیر از سازمان تأمین اجتماعی و تولید ناخالص ملی میشود و با این رشد خوب بیمه در ایران که امسال تا 4.6 درصد نیز رسیده، ایران را به مقام 32 در میان 200 کشور جهان رسانده است. اما هنوز راه درازی در پیش است زیرا هنوز بسیاری امور بیمهای کشور توسط شرکتهای خارجی انجام میشود و میتوان گفت معادل همین مبلغ از کشور خارج میشود زیرا ایران کشوری نفتخیز و معدندار و دارای معادن بسیار زیاد است که حمل و نقل آنها را معمولاً به بیگانگان و اگذار میکنند آنها نیز بیمههای کشورهای خود را به کار میگیرند. امیدواریم که با رشد صنعت بیمه در ایران مخصوصاً در بُعد بیمه اتکایی و حمل و نقل بتوان از صدور ارز جلوگیری کرد. زیرا در شرایط فعلی بیمه شرکتهای خصوصی و یا دولتی فوق، فقط از طریق بیمه خودرو تأمین میشود و بیمههای دیگر از قبیل بیمه عمر، بیمه پسانداز بیمه آتشسوزی و حمل و نقل و حتی بیمه مسؤولیت حداکثر 25% حق بیمهها را به خود اختصاص میدهد و 75% بیمهها هنوز هم بیمه نامههای متعلق به خودروهاست که تقریباً اجباری است. به هرحال اکنون 5 شرکت دولتی بیمه؛ بیمه مرکزی، بیمه آسیا، بیمه ایران، بیمه دانا و بیمه البرز به همراه حدود 15 شرکت بیمهای خصوصی مانند بیمه پارسیان و غیره در حال فعالیت هستند و دولت درصدد است به آنها امکان رشد بیشتری بدهد.
سن قاعدگی بیمه
Bankrupting of insurance
بیمه دارای سرمایه زیادی است که از حق بیمه مردم در سطح وسیعی به وجود میآید و لذا پس از بانک و بورس در ردیف سوم تأمین سرمایه هر کشوری به شمار آمده و از عناصر مهم اقتصاد ملی به حساب میآیند ولی آسیب این بیمهها فرا رسیدن سن قاعدگی بیمه میباشد. مثلاً سازمان تأمین اجتماعی در 30 سال اول همیشه در حال اخذ حق بیمه است ولی پس از 30 سال باید شروع کند به پرداخت مستمری، آن هم چندین برابر مبلغ دریافتی در 30 سال پیش! و لذا ذخایر بیمه به زودی تمام میشود و حداکثر تا 45 سالگیِ هر سازمان بازنشستگی و بیمه، این ذخایر منفی میشود. به این مسأله قاعدگی یا ورشکستگی سازمانهای تأمین اجتماعی میگویند که در این حالت معمولاً سازمانهای بازنشستگی ورشکسته میشوند و دولتها به کمک آنان میرسند. برای افزایش این مدت و نامحدود کردن آن و جلوگیری از ورشکستگی معمولاً راه حلهای دیگری هم پیشنهاد شده است، مثلاً افزایش بیمه شوندگان. هر چه تعداد بیمه شدگان افزایش یابد به دلیل دریافت حق بیمههای جدید فاصله ورشکستگی بلندتر میشود در سازمانهای بازنشستگی میتوانند عمر بیشتری داشته باشند روش دیگر سرمایهگذاریِ ذخایر سازمانهاست. یعنی سازمانهای بیمه و بازنشستگی با دریافت حق بیمه بلافاصله این مبالغ را در خرید کارخانجات، انجام معاملات و سرمایهگذاری در خرید سهام و غیره سرمایهگذاری میکنند تا ارزش پول حفظ شود و در آینده بتوانند به تعهدات خود عمل نمایند و بالاخره روش سوم دریافت کمکهای بلا عوض میباشد که معمولاً دولتها در این زمینه بودجه مخصوصی در نظر میگیرند. عدم انجام تعهد به بهانههای مختلف، راه دیگر افزایش ذخایر است که معمولاً توسط سازمانهای بیمهگر استفاده شده و این روش غیر اخلاقی باعث عدم اعتماد مردم به آنها میشود. افزایش این روش باعث شده است که مردم به شرکتهای خصوصی بیمه اعتماد نداشته باشند و غالباً خود را نزد شرکتهای دولتی بیمه نمایند زیرا همانند بانکها و بورسها، مردم معتقدند اگر بانکها خصوصی باشند پس از ورشکستگی قادر به بازپرداخت اصل پول مردم نیستند اما دولت ناچار است آن را بپردازد.
دولت، سازمان بیمهی رایگان!
معمولاً شرکتهای بیمه ادعا میکنند که مردم اطلاعرسانی نمیشوند و از وظایف و امکانات شرکتهای بیمه اطلاع ندارند، اما اینطور نیست. مردم از همه چیز اطلاع دارند ولی ترجیح میدهند خود را به بیاطلاعی بزنند زیرا بیمههای بخش خصوصی اولاً تعرفههای سنگینی دارند ثانیاً استاندارد معینی ندارند و چه بسا برای یک واحد کاری چندین نوع بیمه و حق بیمه معین کنند و بالاخره ضرورتی در انجام فوری وظایف خود احساس نمیکنند. در حالیکه در هر سه مورد دولت بهترین بیمه کننده است! زیرا تعرفهای دریافت نمیکند. مثلاً وقتی ما مسأله بیکاری را مطرح میکنیم، سازمانهای بیمهگر میگویند شما باید قبلاً کار پیدا کرده و مشغول به کار بوده باشید و حداقل 2 سال حق بیمه پرداخت کرده باشید تا ما بتوانیم برای 6 ماه بیکاری شما کاری انجام دهیم، در حالیکه فقط با شعاردادن میتوان دولت را مجبور کرد که برای بیکاران فکری کنند!
ثانیاً استانداردهای دولت معلوم است و دیوار دولت از همه کوتاهتر، شعارهای انتخاباتی نمایندگان مجلس و یا کاندیدای ریاست جمهوری بهترین استانداردها هستند که دولت موظف است آن را به انجام برساند و تعهدات دولت هم غیر قابل عدول است یعنی دولتها به محض روی کار آمدن باید با بیکاری، فقر، بیعدالتی، مبارزه کنند و در حوادث پشتیبان مردم باشند و لذا میبینیم مردم ترجیح میدهند توسط دولت حمایت شوند؛ آن هم به صورت رایگان تا اینکه برای هزاران نوع بیمه تعرفههای متفاوت بپردازند و آخر سر هم معلوم نباشد که مقررات بیمه را خوب میدانسته و رعایت کردهاند یا خیر و آیا شرکت بیمه توان پرداخت این همه خسارتها را دارد یا خیر یعنی برخلاف نظر برخی متخصصان صنعت بیمه، مردم آخرین قدم را محکم برمیدارند و آخرین پله را میپیمایند. درست مثل اینکه هر کس هر کاری کند عاقبت باید پولش را به بانک بسپارد. بانکها هم هر کاری کنند عاقبت فقط حمایت و هدایت دولت میتواند آنها را مجبور به پرداخت اصل وجوه مردم کند زیرا مردم وقتی بانکها ورشکست شوند راهی جز دولت نمیشناسند.
بیمهها به جای دولت
برخلاف تصور مردم، دولت هم بیدار است و هم هوشیار همه دولتهای جهان با طرح خصوصیسازی در واقع به دنبال رفع مسؤولیت از خود هستند یعنی میخواهند بخشی و یا بسیاری از مسؤولیتهای مدنی خود را به نهادهای مدنی واگذار کنند و خود جنبهی نظارت و هدایت داشته باشند. یعنی همانطور که مردم خود را به بیاطلاعی میزنند تا از بیمههای رایگان دولت استفاده کنند، دولتها هم طرحهایی اجرا میکنند تا مردم خود کفا شوند و نیاز به حمایت دولت نداشته باشند. البته این حرکت همانند بازی فوتبال و دیگر بازیها و کارکردهای واقعی بشری، دو جنبه دارد. گاهی توپ در زمین مردم است و گاه در زمین دولتها. مثلاً در کشورهای سرمایهداری دولت خود را خلاص کرده است و هر چیز را به دست تصادف و بازار آزاد سپرده است اما مردم در آنجا نیز ساکت نیستند و سعی دارند همه چیز را دولتی کنند و برعکس در بسیاری از کشورها که همه چیز دولتی است، دولتها سعی دارند آن را خصوصی کنند. به طور مثال در ایران، اصل 44 قانون اساسی میگوید باید مالکیت بر سه پایه دولتی و خصوصی و تعاون باشد لذا میبینیم بسیاری از شرکتهای دولتی در حال خصوصی شدن هستند اما مردم حتی اگر مثلاً سهام فولاد را میخرند خوشحالند که سهام یک کارخانه دولتی را خریدهاند! و ضرر نخواهند کرد و اصل سرمایهشان را دولت خواهد پرداخت. در این حالت است که دولت باید سعی کند حتی در این مرحله هم بخش خصوصی را وارد کند و بیمهها بهترین عملکرد را نشان خواهند داد یعنی مردم که سهام را خریدند آن را نزد شرکتهای بیمه، بیمه نمایند و لذا میبینیم راه اصلی اصل 44 از بیمه میگذرد زیرا مردم اگر به شرکتهای بیمه اعتماد نکنند و تأمین اجتماعی و امنیت سرمایهگذاری را از دولت بخواهند حتی توزیع سهام هم کاری نخواهد کرد و این سهامِ فروخته شده فقط همانند اوراق قرضه عمل خواهند کرد و تورم را در جامعه رشد خواهند داد زیرا مردم فقط در صورتی سهام کارخانجات دولتی را میخرند که سود بگیرند و اصلاً احتمال ضرر را ندهند زیرا مطمئن هستند که دولت این ضرر را تأمین میکند
No comments:
Post a Comment