نقش نذورات
در تخريب اقتصادي (و حمايت از مزايده و مناقصه)
شايد يكي از دلايل مهم بر هم زننده تعادل اقتصادي، درست عمل نكردن به مسأله نذورات، خيرات و مبرات است. خيرات و مبرات و صدقات و نذورات مبتني بر اصل داشتههاست. يعني اگر كسي چيزي را دارد، بايد مازاد آن را خيرات كند. اما متأسفانه اين مسأله مانند مسائل ديگر مذهبي، پوستين وارونه شده و عامل مهمي براي ضربه زدن به اقتصاد جامعه شده است. مردم به خاطر چشم و همچشمي به اسرافهايي روي ميآورند كه باعث اتلاف منابع شده و فقر را در جامعه بيشتر ميكند. مثلاً روز عاشورا در يك كوچه دهها نفر نذري آش، برنج يا حتي خرما ميدهند. طبيعي است كه اولاً ظرفيت كوچه محدود است، ثانياً اين كوچه كه دو نفر نذردهنده دارد، نيازمندي ندارد كه نذورات را بپذيرد و لذا همهي نذورات، اسرافشده و از بين ميرود و به ظروف آشغال ريخته ميشود. در شبهاي ماه رمضان، بالاترين ضربه را همين تفكر به اقتصاد ميزند. خداوند ماه رمضان را براي گرسنگي كشيدن گذاشته است اما كساني كه ميخواهند روزه بگيرند يا بهانه روزه گرفتن دارند، مصرف و خريد كالا را چند برابر ميكنند؛ به طوري كه اقسام خوراكيها با قيمت صعودي بالا رفته و ناياب هم ميشوند! البته ايران به دليل داشتن درآمد نفتي خوشبختانه از لحاظ خوراك كمبودي ندارد و با هر قيمتي شده آن را وارد ميكند. اما آيا صحيح است كه مردم به خاطر يك اصل مذهبي كه درست نفهميدهاند، ضربه به اقتصاد يك مملكت وارد كنند؟ ما در همين موضوع هدفمند كردن يارانهها ملاحظه ميكنيم چه بودجههاي كلاني فقط براي يك موضوع ساده خوراكي هزينه مي شود و بيش از يكسوم بودجه كل كشور فقط صرف دادن يارانه ميشود. يارانه هم نه به طبقات ضعيف نه به متوسط بلكه به دست ثروتمندان ميرسد. مرغ يارانهاي با خوراك دام يارانهاي يا فروش تعاوني و يارانه تهيه ميشود ولي بر سر سفره اغنياء ميرود. كدام فقيري ميتواند در يك روز مرغ بخرد؟ در حالي كه چلوكبابيها، تالارها، سالنهاي مجلل، ساختمانهاي شيك، هر روز دو بار مرغ ميخورند و اضافاتش را هم در سطل زباله ميريزند تا فقير فقرا بروند و از آن بيرون بياورند. ارتشها و ادارات و سازمانهاي دولتي، شركتها و مؤسسات خصوصي، مظهر اسراف در اين موارد هستند. سيستم خريد دولتي طوري است كه با حداقل قيمتها و بدون پرداخت وجه، خريدهاي كلان صورت ميگيرد. مرغها و گوشتهاي وارداتي با پول نفت خريداري شده و از طريق تعاونيها زير قيمت بازار به كارمندان و كاركنان داده ميشود و اين تعادل بازار را بر هم ميزند. كارمندان و كارگران كه قدرت خريد اين كالاها را ندارند، آن را دوباره به دامن بازاريها و ثروتمندان بر ميگردانند! و درصد ناچيزي به عنوان حقالزحمه نقل و انتقال خود دريافت ميكنند. وجود شرخرها و مالخرها در اطراف تعاونيهاي دولتي براي همين كار است. بن، كوپن، امتيازات طرح حكمت و حتي بن كاغذ و كتاب فروخته مي شود. چرا كه كسي كه ميخواهد آن را بخرد، پول كافي ندارد و اين مسير طلايي در ارگانهاي دولتي از طريق خريدهاي داخل و تداركات، بسيار بدتر است. مراكز خريد دولتي با ترك تشريفات مناقصه كليه كالاهاي خوراكي خود را توسط وزارت بازرگاني از خارج خريد ميكنند، پول آن را به دلار و از جيب مردم مستضعف ميدهند. ولي موقع بازپرداخت وجه آن، بودجه ندارند، اعتبار ندارند! بهترين غذاها را از همين جا درست ميكنند به طوري كه ارباب رجوع وقتي وارد اداره مي شود، آن را با آشپزخانه اشتباه ميگيرد! صبح عليالطلوع كاركنان براي پخش شير ميآيند، بعد تعاوني اگر كالايي آورده باشد، سراغ آن را ميگيرند. ساعت 11 هم ميروند صف نهار و ساعت 2 هم با يك مرخصي ساعتي يا بدون مرخصي ساعتي كار را ترك ميكنند. البته جاي دوري نميروند! ميروند تا شير يارانهاي خود را بفروشند يا كوپن و كالاي تعاوني را آب كنند يا كار چاق كني ديگران را انجام دهند.
فرار از مزايده با پوشش مذهبي
هر كجا كه لازم باشد، با پوششهاي مختلف از قانون معاملات و مراتب مناقصه و مزايده فرار ميكنند تا به رانتهاي آن دست پيدا كنند. يكي از اين پناهگاهها براي فرار از قانون، ندادن ماليات، بيمه و حتي حق كارگر استناد به مظاهر مذهبي است: شهرداريها كه اصلاً وظيفه ندارند، يك يا چند چادر در كنار خيابان ميزنند و مثلاً كيك و شير صلواتي پخش ميكنند. البته اينها خوب است. اما از كجا تأمين بودجه ميشود؟ در هزار توي سندسازي حسابداري چگونه عمل ميشود، پول چادرها، پول كارگران سر چادر، پول ماشينهاي حملونقل از كجا ميآيد و تازه چه حسابي است كه همه آنهايي كه در حسابداري سند ميخورد، به دست مردم برسد؟ چند درصد آن در مسير از بين ميرود؟ اين عمل بارها و بارها تكرار ميشود، 15 خرداد، سوم خرداد و ....
و نه تنها از شهرداريها كه وزارت صنايع، بازرگاني و حتي وزارت دفاع و غيره هم به اين كار متوسل هستند. نذورات و خيرات فراواني كه در روزهاي مختلف هفته و ماهها و سال انجام ميگيرد. از قديم گفتهاند خرج كه از جيب مهمان بود، حاتم طايي شدن آسان بود! چرا حاتم طايي با اينكه مسلمان نبود ولي پيامبر از او تعريف كرد؟ براي اين است كه حاتم طايي از سفره خود بخشش ميكرد نه مانند حاتم طاييهاي عصر ما كه از بودجه دولتي، نذورات خود را ادا ميكنند. هيأتهاي مذهبي هر روز زيادتر ميشوند، فقط به اين دليل كه سهميه برنج، قند و شكر و بلندگوي بيشتري دريافت كنند. شايد همين امر باعث تفرقه بين هيأتها هم شده است. چون اگر يك هيأت بلندگو و اكو بگيرد، ديگر نميتواند. لذا بايد هيأتهاي جديدي ثبت شود تا بتواند بابت نذورات خود، دولت را سركيسه كند و سهميه برنج و روغن خود را بگيرد و البته اميدواريم كه همه را هم صرف نذورت و خيرات كند و جاهاي ديگري سر در نيارود.
تمامي اينها هم در اصل يك پوشش است تا مراتب معاملات دولتي يا شرايط مناقصه و مزايده اجرا نشود. وقتي شما بخواهيد يك لولهكشي گاز انجام دهيد يا ساختمان بسازيد، ناچاريد شركت ثبت كرده و در مزايدات و مناقصات وارد شويد. اما وقتي بگوييد اين خيرات است! براي كيمته امداد است يا براي سازمان بهزيستي است يا براي كارهاي صلواتي روز عاشورا و تاسوعاست، ديگر صحبت از مناقصه مسخره ميشود! هر قيمتي بنويسيد پرداخت ميشود. يك دعاي خير هم بر آن اضافه ميشود. شما هم آدم خيّري ميشويد كه در بند سود و تجارت نيستيد و لذا لزومي ندارد تا در آن مناقصه يا مزايده شركت نماييد. اما واقعيت مسأله برعكس است براي فرار از مناقصه است كه نام امور خيريه بر آن گذاشته ميشود. در دوران انتخابات بسياري از مؤسسات خيريه مركز پرداختهاي كلان به طرفداران نامزدها بود. آنهايي كه دستشان در بيتالمال بود چون نميتوانستند به نام خود يا حزب خودشان چك بكشند يا خريد كاغذ، مقوا و پارچه نمايند، به نام مؤسسه خيريه عمل ميكردند و به راحتي پولشويي مينمودند. تمام ارزهاي كمكي دولتهاي خارجي به مؤسسات خيريه و فرهنگي براي كمك به فقرا داده ميشد ولي سر از خريد پلاكارد و بودجه تبليغات انتخاباتي در ميآورد. البته بسياري از آنها هم حرف اطعام يا حتي ايتام ميشد ولي ايتامي كه جهتدار بودند و بريا يك فرد خاص كار ميكردند. معلولين، نابينايان، ناشنوايان كه نيمي از جمعيت بزرگ ايران را تشكيل ميدادند، فقط در صورتي كمك مالي ميشد كه ميخواستند از نامزدها حمايت كنند والّا مثلاً انجمن خانواده ناشنوايان سي سال است كه در يك واحد اجارهاي فعاليت ميكند. آنها حتي براي جشن و سرور خودشان بايد به شهردار قول همكاري بدهند تا بتوانند از برج ميلاد استفاده نمايند. نابينايان چون نتوانستند در عرصه انتخابات فعال شوند حتي نتوانستند روز جهاني عصاي سفيد را برگزار كنند. معلولين فقط در زمان انتخابات عزيز و مهم ميشوند والّا در روزهاي ديگر گويا وجود ندارند.
راه صحيح خيرات و مبرات
وجدان پاك بشري عاملي است كه هميشه راست ميگويد. به قول كانت دو چيز در خلقت، شگفتانگيز است، يكي فلك نهم كه احاطه بر جهان دارد و يكي قلب و دل انسانها كه هيچ وقت راضي به كار اشتباه نميشود. شما حتي زمان انجام دادن كار خلاف هم نداي او را ميشنويد. خيرات و مبرات هم از جمله اين كارهاست. همه ميدانند كه خيرات، نذورات بايد براي مردم آسايش و آرامش فراهم كند نه اينكه باعث عذاب شود. وقتي شما يك جعبه خرما ميخريد و شب جمعه خيرات ميدهيد هدف شما يك خدابيامرزي براي عزيز سفر كرده شماست. حالا اگر يكي از اين خرماها فاسد باشد، كسي كه آن را بخورد و به جاي دعا نفرين كند، هدف شما برآورده ميشود؟ مردم و جامعه ما هم بايد بدانند كه اعمال خود را به وسيله نيات درست انجام دهند. نيات پليد در پشت اعمال صالح، نتيجه معكوس ميدهد. لذا مردم با رياكاري و دروغپردازي وارد صحنه شوند عاقبت همين ميشود كه در گراني و پريشاني دست و پا ميزنند. حتي در مسائل خيرات و مبرات وقتي كار درست انجام نشود، پرخورها بيشتر ميخورند و فقرا دست از پا درازتر بر ميگردند. شب جمعه كه ميشود در امام زادهها و مسجدهاي محلههاي ثروتمند، انواع و اقسام خوراكيهاي لذيذ پخش ميشود ولي فقط پرخورها آن را ميخورند و برعكس، در مساجد فقير چيزي وجود ندارد و اگر يك بسته خرما هم باشد، شخص خيّر در دست خود ميگيرد تا يك نفر چند تا بر ندارد! و اين است كه مردم با اعمال بد خود نتيجه را هم به خودشان بر ميگردانند. گراني و تورم هرچند ممكن است عوامل اقتصادي و تحليلهاي علمي نيز داشته باشد ولي به هر حال بايد پياده شود و پيادهكنندگان آن وقتي نيت درستي نداشته باشند، نتيجه معكوس به عمل ميآيد. در لايحه هدفمند كردن يارانهها ما ميبينيم كه از ابتداي طرح تا امروز چه تغييراتي كرده است و بديهي است باز هم تغييرات خواهد كرد و روزي كه آن را اجرا كنند، هيچ تفاوتي با عدم اجراي آن نخواهد داشت! درست مثل مترو كه گفتند ترافيك را سبك ميكند ولي خودش يك معضل جديد شد يا BRT كه هرچه بيشتر شد، ترافيك سنگينتر شد. الان حتي اين اتوبوسها هم نميتوانند با سرعت حركت كنند!
پس راه صحيح اجراي عدالت از ميان دلها و قلبها ميگذرد و از نيتها و خواستهها سرچشمه ميگيرد. عنصري كه در ظاهر بدون دخالت است ولي دخيل اصلی است. مردم بايد دلها و نيتها و قلبهاي خود را پاك كنند. البته اين امر از مسؤولين شروع ميشود. زيرا مردم پيرو مسؤولين خود هستند. هم مردم و هم مسؤولين بايد متقابلاً نيتهاي خود را اصلاح كنند. وقتي كه مسؤولي سادهزيستي ميكند، با پيكان يا دوچرخه اين طرف و آن طرف ميرود و مردم او را مسخره ميكنند كه از بيتالمال چيزي به او نرسيده است! يا برعكس وقتي كسي ميخواهد مسؤول شود، فقط هدفش اين است كه ماشين ضد گلوله سوار شود و شام و نهار را از رستوران محل كار خود بخورد و سفرهاي خارج برود و ملك و املاك بخرد و ثروت به هم بزند.
حضرت علي (ع) فرمود: مسؤولين بدانند اين موقعيت، لقمهي چرب نيست كه به دست آنان داده شده است، بلكه يك امتحان الهي است و متأسفانه امروزه وقتي كه ميگوييم مسؤولين، همهي چشمها به يك يا دو نفر خيره ميشود، در حالي كه پدر و مادر خانواده، مدير و ناظم در مدرسه، رييس و معاون در اداره همه مسؤول هستند و بايد رعايت كنند. وقتي يك مدير كل در مقابل وزير ميايستد و او را مسخره ميكند كه چرا از ماشينهاي دولت استفاده نميكند، اين وزير هر چقدر هم خاكي باشد، مؤثر نميتواند باشد. چرا كه همه ايدههاي او توسط زيردستانش پايمال ميشود. هر چه او غذا كمتر ميخورد تا بودجه بيتالمال حيف و ميل نشود، مدير كل او يا استاندار يا رييس اداره او چند برابر ميخورد و لغز هم ميخواند و رييس يا وزير خود را بي لياقت هم ميشمارد. اين است كه راهحل نهايي اصلاح اقتصاد يك جامعه، اصلاح اخلاق، وجدانيات و شرف انسانهاست. زيرا شرف تنها چيزي است كه با پول معامله نميشود و اگر كسي آن را بفروشد، خريداري نيست و فقط عرض خود را ميبرد و زحمت مردم میدارداما اگر آن را نفر رفت و انسان با شرفي بود همه او را دوست دارند و خداي مهربان هم در آسمانها به او افتخار ميكند. بياييد تا براي اصلاح جامعه از خودمان شروع كنيم، همه دست به دست هم دهيم و جامعهاي عاري از ريا، خودخواهي، سودپرستي، طمع، آز و حسادت داشته باشيم.
سيد احمد حسيني ماهيني
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment