Sunday, December 5, 2010

جنگ پديده‌هاي سياسي

جنگ پديده‌هاي سياسي پديده‌ها دو نوع هستند: پديده‌هايي كه تحت اراده‌ي انسان‌ها به وجود مي‌‌آيند و پديده‌هايي كه خارج از اراده‌ي انساني هستند. حوادث و آثار پديده‌هاي فيزيكي يا شيميايي از اراده‌ي انسان خارج است. مثلاً ما نمي‌توانيم به آهن بگوييم كه نرم باش و به پنبه بگوييم كه محكم باش! اما وقتي پنبه را در كارخانه به صورت كاغذ و در لايه‌هاي فشرده به استوانه تبديل كرديم، شايد سختي را به او عاريه داده‌ايم؛ يعني ذات شيء را كه نرمي است با شناخت مشخصات آن تبديل به سختي كرده‌ايم. اين قسمت يك پديده‌ي انساني است. در واقع هر چه را كه انسان‌ها پديد مي‌آورند يا در تغيير شكل و ماهيت آن (يكي از معاني توليد و صنعت) اثر مي‌گذارند، يك پديده‌ي انساني محسوب مي‌شود؛ يعني انسان به حكم خليفه‌ي الهي بودن، برخي كارهاي خداوند را فرا مي‌گيرد و آن را انجام مي‌دهد كه يكي از آن‌ها نوآوري و خلاقيت است. خداوند خالق بالذات است و اشيا را از عدم به وجود مي‌آورد ولي بشر، خالق بالعرض است؛ يعني موجودها را تغيير شكل مي‌دهد و در شكلي جديد خلق مي‌كند. مثلاً ماشين يا خودرو قبلاً نبوده است اما نبود آن مثل نبود كرات آسمان نيست! زيرا خداوند "خلق‌الاشيا من‌العدم" مي‌كند ولي خودروي ساخت بشر از آهن و موادي است كه در زمين و معادن آن به صورت خام موجود است. از جمله مخلوقات بشري يا همان پديده‌هاي انساني، پديده‌هاي سياسي و اجتماعي است. يعني انسان‌ها براي جمع خودشان قوانين مي‌آفرينند و از آن تبعيت مي‌كنند كه البته آن هم برگرفته از قانون‌مداري خداوند است. مانند قوانين راهنمايي و رانندگي و يا قانون انتخابات كه هركدام مشتمل بر موضوع خاصي است و به وجود آورنده‌ي حركت‌هاي وسيعي مي‌شود. مثلاً قوانين راهنمايي و رانندگي كه به ظاهر بسيار ساده است، از كشته شدن بسياري از انسان‌ها جلوگيري مي‌كند يا ماهيت آن ناظر بر جلوگيري از اتلاف جان انسان‌هاست. قانون انتخابات هم همين‌طوراست، يعني باعث جلوگيري از جنگ‌ها مي‌شود. تصور كنيد اگر در كشوري انتخابات نباشد، در آن نظمي براي رهبري يا رياست نيست، هر گروهي ساز خود را مي‌زند و براي اين‌كه بتواند مؤثر باشد، مخالفان خود را از بين مي‌برد. اگر چه در درون انتخابات نيز چنين چيزي ممكن است وجود داشته باشد ولي طبيعتاً كم‌تر و به صورت جنگ نرم است. يعني برخلاف يك سيستم آنارشيستي كه به صورت ملوك‌الطوايفي، هر گروهي با قمه و دشنه و شمشير بيرون مي‌ريزد تا رقيب را بترساند، در اين روش حداكثر اين است كه آرا جابه‌جا مي‌شود. لذا مي‌توان گفت پديده‌هاي انساني هم تابع قوانين پديده‌هاي طبيعي هستند و مانند آن جزميت دارند. يعني كشته شدن انسان‌ها با عنوان حمله و مانع كشته شدن انسان‌ها با عنوان دفاع، تابع قانون جزمي و ثابت است وگرنه اگر اين قانون هم حسينقلي خاني باشد، كسي آن را اجرا نمي‌كند. مثلاً در فيزيك مي‌خوانيم كه آب در صد درجه به جوش مي‌آيد، پس تمام دستگاه‌هاي بشري بر اساس اين قضيه تنظيم مي‌شود. ترموستات يك ماشين يا آبگرمكن با همين فرمول كار مي‌كند. حال اگر آب، گاهي در صد درجه جوش بيايد، گاهي در نود درجه يا صد و بيست درجه، آن‌گاه سنگ روي سنگ بنا نمي‌شود. در پديده‌هاي بشري هم همين‌طور است؛ اگر روزي عدالت خوب باشد و روزي بد باشد يا مبارزه با ستم روزي نسبتاً خوب و برخي مواقع نسبتاً بد باشد، باز هم سنگ روي سنگ بند نمي‌شود و شايد هم بدتر باشد، زيرا اگر آب در نود درجه جوش بيايد، فقط آمپر سريع‌تر بالا مي‌رود، اما اگر عدالت بد شود، هزاران نفر در اين راه كشته مي‌شوند يا اصلاً كسي براي آن كشته نمي‌شود! مانند مختار كه فقط به پيروزي فكر مي‌كرد و براي همين امام حسين (ع) را تنها گذاشت تا بعد از كشته شدن او انتقام بگيرد. حتي حاضر شد زنداني شود و چيزي نگويد! لذا علوم انساني با اين‌كه جزو سافت ساينس يا علوم نرم است و فيزيك با اين‌كه جزو هارد ساينس است، براي كاربرد بشر هر دو يكسان عمل مي‌كنند؛ يعني همان‌طور كه اگر قوانين فيزيك خوب عمل نكند، يك ميلياردم ميلي‌متر اشتباه محاسبه باعث مي‌شود و سفينه‌اي به جاي رفتن به كره‌ي ماه به كره‌ي مريخ مي‌رود! در محاسبات انساني و علوم انساني هم فقط يك اشتباه كوچك باعث مي‌شود تا بسياري از رهبران و مديران جامعه براي هميشه از صحنه حذف شوند! اگر حضرت يوسف (ع) به هوس خود تن مي‌داد، مانند هزاران برده‌ي ديگر كه با تن دادن به شهوات، يك لحظه لذت مي‌بردند و بعدها از كشته آنان پشته مي‌ساختند، كشته مي‌شد و نامي از او در تاريخ نمي‌ماند. برخي از قوانين اين پديده‌ها در زير آمده است: (به نقل از يادداشت‌هاي مؤلف از محتويات جزوه‌ي درسي تحليل سياسي مدرسه‌ي عالي شهيد مطهري سال 1361)1- پديده‌هاي سياسي داراي زندگي هستند (لايف سايكل)؛ يعني درست مثل انسان زماني نيستند، به وجود مي‌آيند، رشد مي‌كنند و مي‌ميرند و حتي يك ثانيه عمر آنان عقب و جلو نمي‌شود (لکُلِّ اُمَّةٍ اَجَلٌ فَاِذا جاءَ اَجَلُهُم لایَستَأخِرُونَ ساعةً و لایَستَقدِمُون). 2- رشد و سقوط هر پديده‌ي سياسي متقارن است؛ يعني اگر پديده‌اي سريع رشد كند سريع هم از بين مي‌رود! مانند تمدن‌هاي سي و شش‌گانه كه تاريخ‌نويس مشهور ايراني ابن خلدون و تاريخ‌نويس مشهور اروپايي آرنولد توين بي به آن‌ها اشاره مي‌كنند. 3- هر پديده‌ی سياسي حداقل داراي سه نسل است: نسل اول نسل باعصبيت يا هجومي هستند؛ نسل دوم، بهره‌مند يا استفاده‌كننده هستند؛ نسل سوم نسل فاسد يا ضد هدف هستند. 4- هر پديده‌ي سياسي مخالف خود را در درون خود دارد كه در دوران بهره‌مندي، متولد و در دوران فساد رشد مي‌كند. 5- مبارزه پديده‌ها با اختلاف فاز ذكر شده باعث تكامل بشريت مي‌شود

No comments: