Thursday, December 9, 2010

عزاداري‌ها و دشمن...

عزاداري‌ها و دشمن... يكي از مقامات كويت فاش كرد: "هنگامي كه بوش، رييس‌جمهور وقت، سه سال پيش به كويت رفته بود تا در خصوص حمله به ايران مذاكراتي كند، وي او را از اين كار منع كرده است!" مقام كويتي گفت: "آن زمان ايام محرم بود و شيعيان در كويت و ساير كشورها مشغول عزاداري بودند. من هم از همين فرصت استفاده كرده و به بوش گفتم كه حاضرم تو را به يكي از اين مجالس شيعيان ببرم تا ببيني كه آن‌ها بعد از سپري شدن 1300 سال از كشته شدن يكي از رهبرانشان چطور به سر و سينه‌ي خود مي‌كوبند! حالا اگر شما حمله كنيد تا نسل‌ها بايد منتظر عواقب آن باشيد. بهتر است خود را با آن‌ها درگير نكنيد و بوش هم پذيرفت!" به سادگي مي‌بينيم كه مسأله‌ي عزاداري چه نقش مهمي در زمين‌گير كردن دشمن و جلوگيري از حمله‌ي او انجام داده است. اين است كه امام (ره) نيز مي‌گويد: "ما هر چه داريم از اين محرم و صفر است". مسأله‌ي محرم و عزاداري براي سالار شهيدان از دو جهت در پدافند غير عامل نقش دارد؛ يكي از اين جهت كه روحيه‌ي جهادي را در مردم زنده نگه مي‌دارد و آن‌ها هميشه در آماده‌باش كامل به سر مي‌برند و دوم اين‌كه، دشمنان از آن سر در نمي‌آورند و در تحليل آن عاجز شده و لذا راه مقابله با آن را نيز پيدا نمي‌كنند. استفاده از نمادهاي مبارزاتي هم‌چون علم برافراشتن يا ميمنه و ميسره آراستن، نظم و انضباط و هماهنگي را رعايت كردن، به صداي واحد گوش دادن، فرمان‌برداري از فرمانده و رعايت سلسله مراتب آييني مسايلي است كه در اين هيأت به خوبي اجرا مي‌شود و چنان در عمق حركات رسوخ كرده كه مردم حتي آن را احساس هم نمي‌كنند. در حالي كه در نظام ارتش و كنترولر نظامي تمام اين مسايل سال‌ها طول مي‌كشد تا به نوآموزان ديكته شود. در گذشته، در مدرسه‌ي نظام يا دانشكده‌ي جنگ مرسوم بود براي سلسله مراتب‌‌پذير كردن دانشجويان، به سال بالايي‌ها اجازه مي‌دادند كه هر كاري دلشان مي‌خواهد بكنند و هر بلايي كه مي‌خواهند بر سر سال اولي‌ها در بياورند تا آن‌ها باور كنند كه بايد مطيع بالاتر خود باشند. احترام به پرچم تا مدت‌ها اساتيد و دانشجوي نظامي را درگير خود مي‌كند و نظم و رعايت نوبت و صف، خود علمي وسيع در مديريت نظامي است. در حالي كه كودكان يك هيأت هم مي‌دانند كه بايد به ترتيب قد بايستند، جلوتر از بيرق حركت نكنند و به پاها و دست‌هاي رهبر اركستر يا مياندار مجلس دقت كنند. موزيك نظامي در جمع‌آوري و به صف كردن نظاميان نقش اساسي دارد تا جايي كه مارش نظامي هميشه سر منشأ تمامي موزيك‌ها بوده است. در واقع، موزيك ابتدا براي رزم بوده بعدها به بزم راه پيدا كرده است. زيرا در رزم، مسأله‌ي زندگي و مرگ است اما در بزم چنين حساسيتي نيست. بايد افراد يك گروه نظامي به خوبي با موزيك آشنا باشند در حالي كه براي مردم تفاوتي بين شيپور بيدارباش، شيپور جمع و يا مارش عزا و حمله قابل فهم نيست. آنان بايد اين گام‌هاي موسيقايي را به خوبي بشناسند، زيرا يك اشتباه كوچك بين اين رديف‌هاي موسيقي ممكن است به مرگ آنان منتهي شود. مثلاً اگر به جاي موزيك حمله، موزيك عقب‌نشيني پخش شود و سرباز با آن آشنا نباشد، در حالي كه همه عقب‌نشيني مي‌كنند او در ميدان باقي مي‌ماند و تلف مي‌شود. سرودهاي حماسي در حالي كه براي مردم ملال‌آور است ولي براي ميدان‌هاي جنگ و تشجيع سربازان بسيار اهميت دارد. البته ذكر اين نكته لازم است كه استفاده از نماد شمشير يا قمه و يا علم‌كشي‌هاي سنگين اگر دچار تحريف معاني نشده بود، در ادامه‌ي همين مباحث بود. يعني قمه‌زني، يك نوع تمرين شمشيربازي بود كه افراد نظامي نياز شديدي به آن داشتند ولي در اثر منسوخ شدن شمشيربازي، قمه‌زني نيز تغيير جهت داد و به جاي تمرين حمله به دشمن، تبديل به تمرين حمله به خود شد. ما در ورزش‌هاي باستاني به خوبي نقش سپر و گرز را در شكل ميل و كباده مي‌بينيم، اما در عزاداري، اين قمه‌زني از درون، تهي شد و عزاداران به جاي تمرين با يكديگر بر عليه خود تمرين كردند. بر اساس شواهد تاريخي، رقص شمشير اعراب هنوز در دربار عربستان انجام مي‌شود و شمشيربازان با يكديگر به تمرين يا بازي مي‌پردازند، در حالي كه در قمه‌زني، شخص خود را مورد اصابت قرار مي‌دهد. البته براي توجيه اين كار مي‌گويند كه وقتي حضرت زينب (س)، مصايب امام حسين (ع) را مي‌گفت، از شدت استيصال سر خود را به ستون كجاوه كوبيد تا خون از آن بيرون آيد و گفت: "در حالي كه سر برادرم خوني است، چرا بايد سر من سلامت باشد؟" يا كساني كه برهنه مي‌شوند و سينه مي‌زنند، مي‌گويند كه اين شدت استيصال است. عرب وقتي خبر ناگواري مي‌شنود، سر را برهنه مي‌كند، اما آن‌ها نمي‌دانند كه وقتي كودكان امام حسين (ع) را از اسارت آزاد كردند و به آن‌ها گفتند كه چه خواسته‌اي داريد، آن‌ها به جاي در خواست آب يا غذا، روسري و چادر خواستند! لذا لخت شدن يا بي‌حجاب شدن يا بدحجاب بودن در مراسم عزاداري مانند قمه زدن، جزو انحرافات اين رسم سياسي- احساسي است. يكي ديگر از اين مراسم، نفوذ علايم شيطان‌پرستي يا صليبي‌گرايي در مراسم است. البته هدف از اين نفوذ هم مشخص است و آن از بين بردن محتواي عزاداري است تا از شكل سياسي- احساسي به مراسمي سنتي و آلوده تبديل شود. اگر اين آلودگي‌ها از چهره‌ي ماه محرم و عزاداري آن پاك شود، جرياني به وجود مي‌آيد كه رشادت‌هاي امام حسين (ع) و اهداف او را بيان مي‌كند و اين همان چيزي است كه هميشه آماده‌باش اعلام مي‌نمايد و مردم را از ضربه‌پذيري حفظ مي‌كند.

No comments: